English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
psychobiology روانشناسی زیست شناختی
Other Matches
neuropsychology روانشناسی عصب شناختی
ethnopsychology روانشناسی قوم شناختی
biologically زیست شناختی
biological زیست شناختی
biological control کنترل زیست شناختی
biologism زیست شناختی نگری
biodegraability قابلیت تجزیه بیولوژیکی پذیرندگی فروافت زیست شناختی
psychbiology علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
ecological equilibrum همترازی بووم شناختی تعادل بوم شناختی
gestalt psychology روانشناسی گشتالت روانشناسی هیات نگر
psychological عملیات روانی مربوط به روانشناسی روانشناسی
genetic psychology روانشناسی تکوینی روانشناسی ژنتیکی
to tip something [British E] ته نشین شدن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
to tip something [British E] ذخیره کردن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
to tip something [British E] رسوب کردن چیزی [محیط زیست] [بوم شناسی] [حفاظت محیط زیست]
eco-branch شعبه زیست بوم [شاخه اقتصاد مناسب با زیست بوم]
environmental preservation نگهداشت زیست محیطی حفافت زیست محیطی
cognitive شناختی
technological فن شناختی
technologically فن شناختی
morphological ریخت شناختی
esthetic زیبایی شناختی
ecological بوم شناختی
ecologically بوم شناختی
phonetic اوا شناختی
geological زمین شناختی
sociological جامعه شناختی
aesthetic زیبایی شناختی
aesthetically زیبایی شناختی
mythological اسطوره شناختی
epistemological معرفت شناختی
criminological جرم شناختی
neurological عصب شناختی
acoustic صوت شناختی
cognitive style سبک شناختی
methodological روش شناختی
cognitive system نظام شناختی
ecological change تغییربوم شناختی
petrological سنگ شناختی
ecological factor همگربوم شناختی
cognitive map نقشه شناختی
cognitive schema طرحواره شناختی
pathological اسیب شناختی
philologically زبان شناختی
cognitive dissonance ناهماهنگی شناختی
phenomenological پدیدار شناختی
cognitive consonance هماهنگی شناختی
cosmological model مدل کیهان شناختی
cosmological principal اصل کیهان شناختی
graphopathology اسیب شناسی خط شناختی
acoustic investigation جستار صوت شناختی
cosmological constant ثابت کیهان شناختی
ecological constallation برج بوم شناختی
ecological factor سازه بوم شناختی
ecological realized natality زه و زاد بوم شناختی
ecological distance فاصله بوم شناختی
ecological unit یگان بوم شناختی
preferred cognitive mode شیوه شناختی مرجح
ecological backlash وازنش بوم شناختی
ecological process فرایند بوم شناختی
genetic engineering مهندسی زاد شناختی
ecological nich زیستخوان بوم شناختی
ecological equivalent هم ارزی بوم شناختی
ecological change دگرگونی بوم شناختی
ecological architecture معماری بوم شناختی
ecological mortality مرگ و میر بوم شناختی
kinesiological analysis تحلیل حرکت شناختی بدن
kinesiological principle اصول حرکت شناختی بدن
Industrial Aesthetic [سیستم زیبایی شناختی ساختمان های صنعتی]
psychology روانشناسی
existential psychology روانشناسی وجودی
comparative psychology روانشناسی تطبیقی
experimental psychology روانشناسی ازمایشی
child psychology روانشناسی کودک
clinical psychology روانشناسی بالینی
depth psychology روانشناسی عمقی
criminal psychology روانشناسی کیفری
differential psychology روانشناسی افتراقی
functional psychology روانشناسی کارکردی
counseling psychology روانشناسی مشاورهای
consulting psychology روانشناسی مشاورهای
general psychology روانشناسی عمومی
folk psychology روانشناسی قومی
physiological psychology روانشناسی فیزیولوژیکی
developmental psychology روانشناسی رشد
educational psychology روانشناسی پرورشی
pedagogical psychology روانشناسی پرورشی
forensic psychology روانشناسی قانونی
individual psychology روانشناسی فردنگر
social psychology روانشناسی اجتماعی
armchair psychology روانشناسی مجلسی
applied psychology روانشناسی کاربردی
animal psychology روانشناسی حیوانی
analytical psychology روانشناسی تحلیلی
occupational psychology روانشناسی شغلی
organismic psychology روانشناسی ارگانیسمی
organizational psychology روانشناسی سازمانی
personnel psychology روانشناسی استخدامی
school psychology روانشناسی اموزشگاهی
piagetian psychology روانشناسی پیاژهای
political psychology روانشناسی سیاسی
abnormal psychology روانشناسی نابهنجاری
pseudopsychology شبه روانشناسی
psychologic وابسته به روانشناسی
aviation psychology روانشناسی هوانوردی
military psychology روانشناسی نظامی
medical psychology روانشناسی پزشکی
psycholinguistics روانشناسی زبان
deliriousness دیوانگی [روانشناسی]
industrial psychology روانشناسی صنعتی
mathematical psychology روانشناسی ریاضی
mass psychology روانشناسی توده ها
philosophical psychology روانشناسی فلسفی
structural psychology روانشناسی ساخت گرا
imaginary friends دوستان خیالی [روانشناسی]
faculty psychology روانشناسی قوای ذهنی
Jungian پیروی یونگ [روانشناسی]
vector psychology روانشناسی بردار نگر
slow-wave sleep [SWS] خواب عمیق [روانشناسی]
deep sleep خواب عمیق [روانشناسی]
introspective psychology روانشناسی درون نگر
deliriousness روان آشفتگی [روانشناسی]
deliriousness پرت گویی [روانشناسی]
deliriousness هذیان گویی [روانشناسی]
objective psychology روانشناسی عینی نگر
personalistic psychology روانشناسی شخص نگر
phenomenological psychology روانشناسی پدیدار نگر
subjective psychology روانشناسی ذهنی گرا
s r psychology روانشناسی محرک- پاسخ
stimulus response psychology روانشناسی محرک- پاسخ
hormic psychology روانشناسی غایت نگر
association psychology روانشناسی تداعی گرا
act psychology روانشناسی عمل نگر
atomistic psychology روانشناسی جزء نگر
succorance مهر طلب [روانشناسی]
community psychology روانشناسی اجتماع نگر
consumer psychology روانشناسی مصرف کننده
cross cultural psychology روانشناسی میان فرهنگی
topological psychology روانشناسی مکان نگر
need for affection مهر طلب [روانشناسی]
environmental psychology روانشناسی محیط نگر
deep sleep مراحل سوم و چهارم خواب [روانشناسی]
slow-wave sleep [SWS] مراحل سوم و چهارم خواب [روانشناسی]
behaviorism مکتب روانشناسی برمبنای رفتار و ادراکات فرد
to go cold turkey یکدفعه اعتیادی را ترک کردن [روانشناسی] [پزشکی]
performance of the dam زیست سد
bio- زیست -
symbion هم زیست
subsistence زیست
biogen زیست زا
structuralism بخشی از روانشناسی که ازراه تعقل وتفکر وضع روحی فرد را مورد مطالعه قرارمیدهد
biometry زیست سنجی
biopolymer زیست بسپار
biogas زیست گاز
biogases زیست گاز
biological clock زیست گشت
biospher زیست کره
eco- زیست بوم
settlements زیست گاه
homeland زیست بوم
biome زیست بوم
environment محیط زیست
biochemists زیست شیمیدان
biophysics زیست- فیزیک
biological chemistry زیست شیمی
biosphere زیست سپهر
biosphere فضای زیست
biosphere زیست کره
homelands زیست بوم
biotechnology زیست فناوری
biotype زیست گروه
viability زیست پذیری
subsistence مربوط به زیست
exvia برون زیست
subsistence وسایل زیست
libido زیست مایه
libidos زیست مایه
existence زیست موجودیت
joie de vivre زیست شادی
settlement زیست گاه
biometrics زیست سنجش
modus vivendi شیوه زیست
existences زیست موجودیت
biologist زیست شناس
biometrics زیست سنجی
life space فضای زیست
colony زیست گاه
biologism زیست شناسی
bioluminescence زیست تابی
biomass زیست توده
subsisted زیست کردن
biome اقلیم زیست
biogeography زیست جغرافی
biogeographic زیست جغرافیایی
biogenosphere زیست سپهر
biogenosphere زیست کره
biogenic زیست زاییده
biogenetic زیست زادی
biogenesis زیست زاد
life force زیست نیرو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com