Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (39 milliseconds)
English
Persian
steering
روانه کردن راندن ناو یا هواپیما یاخودرو
Other Matches
range
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
ranges
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
ranged
تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
combat crew
خدمه رزمی هواپیما یاخودرو
gross weight
وزن کل هواپیما یاخودرو با بار وزن خالص
zooms
هواپیما را با سرعت وبازاویه تند ببالا راندن
zoomed
هواپیما را با سرعت وبازاویه تند ببالا راندن
zoom
هواپیما را با سرعت وبازاویه تند ببالا راندن
drive
راندن اسب باشلاق راندن قایق موتوری ترساندن شکار و راندن ان بسوی شکارچی
drives
راندن اسب باشلاق راندن قایق موتوری ترساندن شکار و راندن ان بسوی شکارچی
collimator
وسیله روانه کردن توپ کولیماتور روانه کردن توپ
barometric leveling
تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
to give the mitten
روانه کردن
sends
روانه کردن
to give the sack
روانه کردن
pack off
روانه کردن
kick out
<idiom>
روانه کردن
sending
روانه کردن
send
روانه کردن
orientation
روانه کردن
hale
روانه کردن
dispateh
روانه کردن
dismiss
روانه کردن
dismisses
روانه کردن
to pack off
روانه کردن
dismissing
روانه کردن
lays
روانه کردن
to send away
روانه کردن
to put a way childish
روانه کردن
lay
روانه کردن
send away
روانه کردن
space charter
اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
despatches
روانه کردن فرستادن
laying
روانه کردن توپ
despatching
روانه کردن فرستادن
despatched
روانه کردن فرستادن
dispatches
روانه کردن فرستادن
dispatched
روانه کردن فرستادن
orientation
روانه کردن دستگاهها
dispatch
روانه کردن فرستادن
to send someone packing
کسیرا روانه کردن
to send one to the right about
کسی را روانه کردن
reciprocal
روانه کردن متقابله
direct laying
روانه کردن مستقیم
reciprocal laying
روانه کردن متقابله توپها
get off
روانه کردن عقب رفتن از
departs
روانه شدن حرکت کردن
orienting
روانه کردن تطبیق دادن
orients
روانه کردن تطبیق دادن
indirect fire
روانه کردن غیر مستقیم
depart
روانه شدن حرکت کردن
orient
روانه کردن تطبیق دادن
departing
روانه شدن حرکت کردن
relays
عوض کردن روانه کردن مجدد توپ
relayed
عوض کردن روانه کردن مجدد توپ
relay
عوض کردن روانه کردن مجدد توپ
lays
روانه کردن لوله توپ یا تفنگ
lay
روانه کردن لوله توپ یا تفنگ
gun pointing data
عناصر مربوط به روانه کردن توپ
let out
<idiom>
روانه کردن یا مرخص شدن (ازکلاس)
layihg azimuth
گرای روانه کردن لوله توپ
embarkation area
محوطه سوار شدن در کشتی یاخودرو
sending
ایفاد کردن فرستادن روانه کردن
sends
ایفاد کردن فرستادن روانه کردن
send
ایفاد کردن فرستادن روانه کردن
directing
اداره کردن روانه کردن وسایل
pip matching
روش بصری روانه کردن انتن رادار در ارتفاع و سمت
launches
روانه کردن مامور کردن
launch
روانه کردن مامور کردن
launched
روانه کردن مامور کردن
launching
روانه کردن مامور کردن
chases
راندن واخراج کردن
chased
راندن واخراج کردن
chase
راندن واخراج کردن
chasing
راندن واخراج کردن
exorcizing
دفع کردن راندن
repulsing
دفع کردن راندن
exorcising
دفع کردن راندن
exorcised
دفع کردن راندن
whisked
راندن جاروب کردن
whisking
راندن جاروب کردن
whisks
راندن جاروب کردن
exorcises
دفع کردن راندن
exorcize
دفع کردن راندن
exorcized
دفع کردن راندن
exorcizes
دفع کردن راندن
whisk
راندن جاروب کردن
repulsed
دفع کردن راندن
repulses
دفع کردن راندن
chace
راندن واخراج کردن
repulse
دفع کردن راندن
dislodging
از جای خودبیرون کردن راندن
dislodged
از جای خودبیرون کردن راندن
dislodge
از جای خودبیرون کردن راندن
disroot
ازجای خودبیرون کردن راندن
dislodges
از جای خودبیرون کردن راندن
rams
پر کردن توپ راندن به داخل لوله
rammed
پر کردن توپ راندن به داخل لوله
ram
پر کردن توپ راندن به داخل لوله
To treat them all alike. (indiscriminately).
همه رابا یک چوب راندن ( یکسان رفتار کردن )
embarkation
بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
landing gear
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
approach end
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
altitude sickness
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
touchdown
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
touchdowns
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
aircraft scrambling
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
air mileage indicator
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
aft
قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
plane director
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
aircraft arresting barrier
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
direct fire
هدایت کردن اتش روانه کردن اتش
spoiler
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
screwpropeller
پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
coordinated turn
دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
jigs
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jig
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
streams
روانه
stream
روانه
streamed
روانه
moments
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moment
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
flinging
روانه ساختن
go
روانه ساختن
fling
روانه ساختن
goes
روانه ساختن
to get one's mittimus
روانه شدن
reshaping
روانه کاری
to get the mitten
روانه شدن
stream routing
روند روانه
information flow
روانه خبر
flings
روانه ساختن
holding point
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
crashed
سقوط کردن هواپیما
crash
سقوط کردن هواپیما
crashes
سقوط کردن هواپیما
change over
عوض کردن
[هواپیما]
crashingly
سقوط کردن هواپیما
cocooning
رنگ کردن هواپیما
crash-lands
سقوط کردن هواپیما
crash-landed
سقوط کردن هواپیما
crashing
سقوط کردن هواپیما
crash-landing
سقوط کردن هواپیما
crash-land
سقوط کردن هواپیما
crash land
سقوط کردن هواپیما
launghing
روانه سازی پرتاب
arresting gear
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
azimuth indicator
شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
transition altitude
ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
roll in point
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
back sight method
روش نشانه روی متقابله روش روانه کردن متقابله
abort
سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborting
سقوط کردن موشک یا هواپیما
turn off guidance
راهنمای تاکسی کردن هواپیما
aborted
سقوط کردن موشک یا هواپیما
aborts
سقوط کردن موشک یا هواپیما
take off
برداشتن پرواز کردن هواپیما
continuously pointed fire
اتش روانه شده مداوم
aprons
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aircraft cross servicing
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
apron
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
cocooning
اب بندی کردن درز وسایل هواپیما
airlifted
بوسیلهء هواپیما حمل و نقل کردن
picketing
شیرجه کردن هواپیما یا هلی کوپتر
airlifts
بوسیلهء هواپیما حمل و نقل کردن
airlifting
بوسیلهء هواپیما حمل و نقل کردن
airlift
بوسیلهء هواپیما حمل و نقل کردن
ramps
محل توقف و پیاده سوار کردن هواپیما
aircraft arresting reset unit
وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
wrecks
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
wrecking
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
parking
پارک کردن هواپیما یا وسیله توقفگاه خودرو
ramp
محل توقف و پیاده سوار کردن هواپیما
wreck
لاشه کشتی و هواپیما و غیره خراب کردن
troop space
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
aircraft turn around
اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
vectors
راه یا مسیر هواپیما بازگشتن در حال طی کردن بودن
vector
راه یا مسیر هواپیما بازگشتن در حال طی کردن بودن
bow line
نوعی گره برای متصل کردن هواپیما به زمین
clear way
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
bail out
به قید کفیل ازاد کردن و شدن با پاراشوت از هواپیما پریدن
transfer loader
دستگاه پلکان خودکارمخصوص پیاده و سوار کردن بار از کشتی یا هواپیما
staging base
پایگاه تجدید سوخت یابارگیری مجدد یا جابجا کردن کالاها در کشتی یا هواپیما
poached
راندن
steered
راندن
powers
راندن
powering
راندن
powered
راندن
rein
راندن
power
راندن
cuple
راندن
steer
راندن
steers
راندن
stubs
راندن
poaches
راندن
stub
راندن
stubbed
راندن
driftage
راندن
steering
راندن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com