Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
pronely
روبه زمین
Search result with all words
to lay prostrate
روبه زمین خواباندن
to lie prostrate
روبه زمین خوابیدن
Other Matches
face
نما روبه
faces
نما روبه
one foot in the grave
<idiom>
روبه موت
downward
روبه پایین
foxiness
روبه صفتی
heavenward
روبه اسمان
north
روبه شمال
alow
روبه پایین
aport
روبه بندر
in the wired eye
روبه روی باد
gray
روبه سفیدی رونده
degenerating
روبه انحطاط گذاردن
degenerates
روبه انحطاط گذاردن
hypaethral
بی پوشش روبه اسمان
landside
طرف روبه خشکی
decrescent
روبه نقصان گذارنده
to be on the increase
روبه افزایش گذاشتن
degenerate
روبه انحطاط گذاردن
point blank
روبه نشان مستقیم
face up
ورق روبه بالا
point-blank
روبه نشان مستقیم
degenerated
روبه انحطاط گذاردن
slyness
روبه بازی شیطنت
moribund
در سکرات موت روبه مرگ
snail's pace
<idiom>
حرکت آهسته روبه جلو
extrorse
روبه بیرون پشت بمادگی
fowling
روبه بازی یادوروئی کردن
straight off
مستقیما درجلو موج روبه ساحل
so far, so good
<idiom>
تا حالاهمه چیز روبه راه است
english toy spaniel
نوعی سگ پشمالوی دارای پیشانی برامده وبینی روبه بالا
clowns
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge
هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
ground return
انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clown
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned
دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
inductive earthing
زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
geotaxis
گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
hercules
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field
قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes
در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
frost heave
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus
نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
honest john
نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
off side
سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
nap of the earth
از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
geognosy
زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
tellurian
ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up
از هم جدا شدن
[پوسته زمین]
[زمین شناسی]
perelotok
زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
styx
نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain
زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant
گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
covenant runing with land
شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone
موشک زمین به زمین رداستون
lacrosse
نوعی موشک زمین به زمین
pervious ground
زمین تراوا زمین نفوذپذیر
pershing
موشک زمین به زمین پرشینگ
biosphere
قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
little john
موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik
زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
drops
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop
گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
permafrost
لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
critical point
نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
geomagnetism
نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer
نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
ground resolution
قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
everglade
قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
He had a nast fall.
بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
surface to surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction
جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface missile
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
earths
زمین
land
زمین
extra terrestrial
زمین
this earthly round
زمین
graze
زمین
grass roots
کف زمین
norland
زمین
grazed
زمین
tellus
زمین
earth
زمین
grazes
زمین
real estate
زمین
earthing
زمین
globe
زمین
soiling
زمین
ground line
خط زمین
soil
زمین
ground
[British]
[floor]
کف زمین
floor
کف زمین
floor
کف زمین
floored
کف زمین
domains
زمین
domain
زمین
globes
زمین
field
زمین
fielded
زمین
terrain
زمین
fields
زمین
soils
زمین
floors
کف زمین
ground
زمین
acres
زمین
land n
زمین
ground
کف زمین
cinder tracks
زمین دو
cinder track
زمین دو
geodetically
زمین
ground
: زمین
ground surface
کف زمین
aerospace
جو زمین
acre
زمین
rooter
زمین کن
lackland
بی زمین
earthing
اتصال زمین
earth's crust
پوسته زمین
soccer field
زمین فوتبال
earth's axis
محور زمین
geosphere
زمین سپهر
geolatry
زمین پرستی
isogeotherm
همدمای زمین
geotherm
همدمای زمین
geoisotherm
همدمای زمین
geoid
زمین دیسه
geostrategy
زمین شناسی
geotaxis
زمین گرایی
gridition
زمین فوتبال
gridiron
زمین فوتبال
greenside
در مجاورت زمین
graben
فرو زمین
glebe
زمین خاک
glebe
زمین وقف
geotropism
زمین گرایی
geodesy
زمین سنجی
elevated ground
زمین بلند
earthwards
بطرف زمین
earthwards
سوی زمین
earthward
بطرف زمین
earthward
بسوی زمین
earthmoving
حرکت زمین
earthling
اهل زمین
earthing strap
تسمه زمین
geoid
زمین وار
emblements
محصول زمین
geochemistry
زمین شیمی
foreland
زمین جلوامده
flat ground
زمین مسطح
flat ground
زمین تخت
field of play
زمین بازی
feature line
خط عوارض زمین
playground
زمین بازی
emblements
حاصل زمین
ground conection
اتصال زمین
above the earth
در روی زمین
faults
شکست زمین
faulted
شکست زمین
fault
شکست زمین
palsy
زمین گیری
landfalls
ریزش زمین
landfall
ریزش زمین
field hockey
زمین هاکی
geological
زمین شناختی
geological
زمین شناسی
grass
زمین چمن
grasses
زمین چمن
boggy
زمین باطلاقی
above the earth
بالای زمین
earthquakes
زمین لرزه
earthquake
زمین لرزه
surveyors
زمین پیما
surveyor
زمین پیما
landed
زمین دار
playgrounds
زمین بازی
geology
زمین شناسی
ends
زمین حریف
borderland
زمین سرحدی
uplands
زمین کوهستانی
uplands
زمین بلند
upland
زمین کوهستانی
upland
زمین بلند
basements
زیر زمین
basement
زیر زمین
terrain
زمین عملیات
terrain
نوع زمین
borderlands
زمین سرحدی
laird
صاحب زمین
lairds
صاحب زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com