English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
navigation river رودخانه قابل کشتی رانی
Other Matches
inland navigation کشتی رانی در رودخانه ها
seaworthy قابل کشتی رانی
shippable قابل کشتی رانی
orthodromy کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
loxodromics کشتی رانی در خط مایل
nautically از لحاظ کشتی رانی
sailing orders دستور کشتی رانی
cabotage کشتی رانی ساحلی
aerostation کشتی رانی هوایی
shipping company شرکت کشتی رانی
innavigable غیرقابل کشتی رانی
coasting کشتی رانی در طول ساحل
loxodromic وابسته به کشتی رانی در خط مایل
oceanshipping روشهای کشتی رانی دراقیانوس
circumnavigate دورتادورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی کردن
portolano راهنمای کشتی رانی با شرح بنادر
circumnavigation کسیکه دورگیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
circumavigator کسی که دور گیتی یا اقلیمی کشتی رانی میکند
ferrybridge کشتی ای که قطار راه اهن راازروی رودخانه یاخلیج میبرد
usura maritima دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
snag boat کشتی بخاری کوچک که با ان بستر رودخانه هارا ازموانع پاک می کنند
fairways قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
fairway قسمت قابل کشتیرانی رودخانه یا خلیج
dump شکست دادن حریف درمسابقه موتورسیکلت رانی یااتومبیل رانی یا قایق قایقرانی سرعت
afflux خیزاب بالاامدن سطح اب رودخانه بوسیله کاهش عرض رودخانه
up the river سوی سر چشمه رودخانه بطرف بالای رودخانه
affluent رودخانه ای که به داخل رودخانه بزرگتر یا دریاچه بریزد.
liman خلیج مصب رودخانه مدخل رودخانه
gangplanks سکوب قابل حمل ونقل کشتی و غیره
gangplank سکوب قابل حمل ونقل کشتی و غیره
topgallant سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
scuppering سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppers سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
respondentia وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
ship's manifest صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
carry ship کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
hawse سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
waterline خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
embarkation بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
dan runner کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
lazar housek عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
keel حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
gunroom مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
supercargo نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
keels حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
the vessel was put a bout جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
windjammer یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
crural رانی
rani رانی
femoral رانی
ranee رانی
quarterdeck عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdecks عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yawed انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yaw انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
sailboat کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboats کشتی بادبانی کشتی بادی
overboard از کشتی بدریا روی کشتی
wheelchair ویلچر رانی
repression واپس رانی
ejection بیرون رانی
voluptuously باشهوت رانی
wheelchairs ویلچر رانی
salacity شهوت رانی
salaciousness شهوت رانی
canoe قایق رانی
canoes قایق رانی
voluptuousness شهوت رانی
extrusion روزن رانی
oratorship سخن رانی
inguinal کشاله رانی
motoring اتومبیل رانی
oarsmanship کرجی رانی
yachting قایق رانی
d. of a speech سخن رانی
river gravel شن رودخانه
glacier رودخانه یخ
glaciers رودخانه یخ
rever رودخانه
river line خط رودخانه
river رودخانه
river clay گل رودخانه
rivers رودخانه
piracy هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
boat قایق رانی کردن
harness racing ارابه رانی تک اسبه
regatta مسابقه کرجی رانی
regattas مسابقه کرجی رانی
harness race مسابقه ارابه رانی
to gratify ones passions شهوت رانی کردن
salaciously از روی شهوت رانی
funeral oration سخن رانی برسرجنازه
extrudate محصول روزن رانی
auto drome پیست اتومبیل رانی
lectureships سمت سخن رانی
libidinously از روی شهوت رانی
lectureship سمت سخن رانی
to give a lecture سخن رانی کردن
sprinting مسابقه اتومبیل رانی
auto racing مسابقه اتومبیل رانی
pultrusion process فرایند کشش رانی
to go on the stump سخن رانی کردن
ox goad نیزه گاو رانی
platform سخن رانی کردن
platforms سخن رانی کردن
boats قایق رانی کردن
pawn roller پیاده رانی شطرنج
magnetic potential نیروی مغناطیس رانی
pawn push پیاده رانی شطرنج
drive way مسیر اتومبیل رانی
ease all درکرجی رانی ایست
cartel ship کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
potamology مبحث رودخانه ها
an open river رودخانه باز
stream رودخانه ابراهه
streamed رودخانه ابراهه
bight پیچ رودخانه
streams رودخانه ابراهه
riparian ساحل رودخانه زی
alpheus رب النوع رودخانه
headwater بالادست رودخانه
riverward بطرف رودخانه
water system رودخانه و شعبات ان
riverine سواحل رودخانه
riverbed بستر رودخانه
river line خط ساحل رودخانه
river profile نیمرخ رودخانه
river mouth دهانه رودخانه
levee کناره رودخانه
lethe اب رودخانه بزرخ
conferva علف رودخانه
fork of ... river شاخه رودخانه ...
head stream سرچشمه رودخانه
river trip مسافرت رودخانه ای
the river karoon رودخانه کارون
the karoon river رودخانه کارون
low water فروکش اب رودخانه
by water از راه رودخانه
stethe ساحل رودخانه
strand لایه رودخانه
upstream بالای رودخانه
ostiary دهانه رودخانه
strands لایه رودخانه
river banks ساحل رودخانه
river trip گردش رودخانه ای
river bed بستر رودخانه
river beds بستر رودخانه
along the river درامتداد رودخانه
euphrates رودخانه فرات
river bank ساحل رودخانه
bottom ice یخ کف دریاچه یا رودخانه
Carpool هم سفری [گردشگری] [خودرو رانی]
lift سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
motor vehicle passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
drag racing مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت
red flag پرچم قرمز اتومبیل رانی
motor vehicle passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
car passenger سرنشین خودرو [اتومبیل رانی]
car passenger مسافر خودرو [اتومبیل رانی]
trialling مسابقه ازمایشی موتورسیکلت رانی
moto بخشی از مسابقه موتورسیکلت رانی
ride [American E] سواری [گردشگری] [خودرو رانی]
contact electromotive force نیروی برق رانی مجاورتی
active emf نیروی برق رانی موثر
effective electromotive force نیروی برق رانی موثر
harness horse اسب مخصوص ارابه رانی
matinee مسابقه ارابه رانی در روز
matinees مسابقه ارابه رانی در روز
matinTes مسابقه ارابه رانی در روز
row a race مسابقه کرجی رانی دادن
ferryboat قایق عبور از رودخانه
basin حوزه رودخانه ابگیر
styx رودخانه عالم اسفل
head water بالای رودخانه بالارود
basins حوزه رودخانه ابگیر
river bed level تراز بستر رودخانه
river basin ابگیر یا حوضه رودخانه
interamnian واقع در میان دو رودخانه
riparian حریم رودخانه و ان چه که در ان باشد
ferryboats قایق عبور از رودخانه
sluggish stream رودخانه با جریان کند
naiad حوری موجددریاچه رودخانه
chutes شیب تند رودخانه
chute شیب تند رودخانه
keelboatman کرجی بان رودخانه
keelboat قایق پهن رودخانه
white water ابشارهای کوتاه رودخانه
head water قسمت بالادست رودخانه
upstream مخالف جریان رودخانه
levee دیواره ساحلی رودخانه
upstream بالادست جریان رودخانه
riverain ساکن ساحل رودخانه
hasty crossing عبور تعجیلی از رودخانه
forced crossing عبور اجباری از رودخانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com