Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
fasting
روزه داری
Other Matches
dude ranch
گله داری واسب سواری وحشم داری
You deserve it.
حق داری ( استحقاق آنرا داری )
statecraft
کشور داری ملک داری
collapse capitalism
فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
daylong
یک روزه
to break ones fast
روزه
fast
روزه
fasted
روزه
fasting
روزه
fastest
روزه
ventage
روزه
fasts
روزه
the f.month
ماه روزه
the fasting month
ماه روزه
daylily
سوسن یک روزه
to keep a fast
روزه داشتن
to observe a fast
روزه گرفتن
to observe a fast
روزه داشتن
triduum
عبادت سه روزه
daylong
همه روزه
d. after d.
همه روزه
may fly
حشره یک روزه
fasted
روزه گرفتن
day fly
مگس یک روزه
fasts
روزه گرفتن
fast
روزه گرفتن
lent
ماه روزه
fast day
روز روزه
ephemerid
حشره یک روزه
quadrages imal
چهل روزه
fastest
روزه گرفتن
mayflies
حشرهی یک روزه
faster
روزه گیر
faster
روزه دار
eight day
هشت روزه
mayfly
حشرهی یک روزه
hexahemeron
شش روزه افرینش یاتاریخ ان
set menu
صورت غذای هر روزه
hexaemeron
شش روزه افرینش یاتاریخ ان
pentad
مدت پنج روزه
ember days
روزهای روزه ودعا
days sight draft
برات دیداری 06 روزه
one day event
مسابقه پرش یک روزه
in the next few days
درهمین چند روزه
quadrages ima
یاچله روزه وپرهیزنصارا
I've been here for five days.
پنج روزه که من اینجا هستم.
rubella
{sg}
سرخک سه روزه
[سرخجه]
[پزشکی]
German measles
سرخک سه روزه
[سرخجه]
[پزشکی]
three-day measles
سرخک سه روزه
[سرخجه]
[پزشکی]
wear out one's welcome
<idiom>
مهمان دو روزه عزیز است
every dog has his day
<idiom>
<none>
هرکسی پنج روزه نوبت اوست
simple interest
سود پول بر اساس سال 063 روزه
madison
مسابقه دوچرخه سواری استقامت 6 روزه بین 2 تیم
quadrages imal
وابسته به چله روزه وپرهیزکه درمیان نصارامعمول است
adjustable split die
وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
consumables
موضوعات سادهای که در اجزای هر روزه سیستم کامپیوتری لازم اند
capitalism
کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
three-day retreat
گردهمایی سه روزه دور از مردم عمومی
[برای دعا کردن، درس دینی و عبادت]
bigamy
دو زن داری
grittiness
شن داری
blind man's buff
از من داری
tensility
کش داری
wet storage
تر داری
trusteedhip
امانت داری
cellarge
حق انبار داری
treasurership
خزانه داری
dry storage
خشک داری
trusteeship
امانت داری
viscosity
شیره داری
creaminess
خامه داری
continenece
خود داری
conchiferous
داری صدف
tresury general
خزانه داری کل
treasury general
خرانه داری کل
fisk
خزانه داری
house work
خانه داری
household art
هنرخانه داری
notbility
خانه داری
incumbency
عهده داری
non commital
خود داری
lucubration
شب زنده داری
spinosity
سیخ داری
patchiness
وصله داری
stigmatism
خال داری
slaveholding
برده داری
serrulation
دندانه داری
self restraint
خود داری
rhythmicity
نواخت داری
retenv
خود داری
sang-froid
خود داری
pernoctation
شب زنده داری
vigils
شب زنده داری
night waking
شب زنده داری
capitalism
سرمایه داری
refusals
خود داری رد
wake
شب زنده داری
refusal
خود داری رد
menage
خانه داری
treasury
خزانه داری
leasing
اجاره داری
abstinence;or abstinency
خود داری
wakefulness
شب زنده داری
housekeeping
خانه داری
vigil
شب زنده داری
thrift
خانه داری
leasehold
اجاره داری
sang froid
خود داری
vigilance
شب زنده داری
quartermaster
سررشته داری
tenure
اجاره داری
quartermasters
سررشته داری
bursaries
خزانه داری
charge
عهده داری
bean caper
پیرسن داری
waked
شب زنده داری
bursary
خزانه داری
blind mans buff
ازمن داری
bulkiness
تنه داری
slavery
برده داری
bulkiness
جثه داری
altruism
همگونه داری
communism
مردم داری
tenancy
اجاره داری
tenancies
اجاره داری
charges
عهده داری
bank protection
ساحل داری
farming
مزرعه داری
angularity
زاویه داری
Exchequer
خزانه داری
angularity
گوشه داری
angulation
زاویه داری
anti capitalist
ضد سرمایه داری
wakes
شب زنده داری
precapitalism
ماقبل سرمایه داری
refrainment
خود داری اجتناب
chest
تابوت خزانه داری
industrial capitalism
سرمایه داری صنعتی
procurator general
کفیل خزانه داری
precapitalism
پیش از سرمایه داری
chests
تابوت خزانه داری
wake
شب زنده داری کردن
Chancellor of the Exchequer
وزیر خزانه داری
Chancellors of the Exchequer
وزیر خزانه داری
to rule the roast
اختیار داری کردن
bourgeoisie
سرمایه داری بورژوازی
to keep shop
دکان داری کردن
to keep house
خانه داری کردن
How old are you?Whats your age?
چند سال داری ؟
baby-sitting
بچه داری کردن
to possess oneself
خود داری کردن
to govern one's passions
خود داری کردن
capitalistic
منسوب به سرمایه داری
capitalism
رژیم سرمایه داری
To keep late nights
[hours]
شب زنده داری کردن
baby-sits
بچه داری کردن
baby-sit
بچه داری کردن
run the show
اختیار داری کردن
baby-sat
بچه داری کردن
spatiality
فضا داری فضائیت
capitalist system
نظام سرمایه داری
home economics
اقتصاد خانه داری
get by
نگه داری کردن
holding
متصرفی اجاره داری
day nurseries
بچه داری در روز
house keeping operation
اعمال خانه داری
day nursery
بچه داری در روز
household art
اصول خانه داری
quartermasters
رسته سررشته داری
bailment
امانت داری سمساری
housekeep
خانه داری کردن
capitalist countries
کشورهای سرمایه داری
You have cobwebs in your head.
<idiom>
تو گچ تو سرت داری.
[اصطلاح]
chamberlainship
پرده داری گنجوری
black capitalism
سرمایه داری سیاه
continence
خویشتن داری پرهیزگاری
attorn
اجاره داری کردن
double entry
دفتر داری مضاعف
angularity
زاویه داری لاغری
advanced capitalism
سرمایه داری پیشرفته
explicit rent
اجاره داری کردن
refrain
خود داری کردن
quartermaster
رسته سررشته داری
joint tenancy
اجاره داری مشترک
wakes
شب زنده داری کردن
nolle proseequi
خود داری از پی کرد
light housekeeping
کارهای خانه داری
What do you feel like having today?
امروز تو به چه اشتها داری؟
succulence
اب داری حالت ابکی
mixed capitalism
سرمایه داری مختلط
joint tenancy
شرکت در اجاره داری
keeps
حفافت امانت داری
keep
حفافت امانت داری
baby sit
بچه داری کردن
refrained
خود داری کردن
waked
شب زنده داری کردن
keep house
خانه داری کردن
keepworthy
قابل نگه داری
refraining
خود داری کردن
land tenure
اجاره داری زمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com