Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 100 (1 milliseconds)
English
Persian
antiquities
روزگار باستان قدمت
antiquity
روزگار باستان قدمت
Other Matches
fragment
[فرشی که در طول زمان بصورت تکه تکه درآمده باشد. باستان شناسان با مطالعه همین تکه ها عمر فرش، قدمت رنگرزی، نوع طرح و محل بافت را ارزیابی می کنند.]
archaism
قدمت
ancientness
قدمت
primordiality
قدمت بسیار
oldness
قدمت پیری
time honored
مورد احترام بعلت قدمت
in the days of
در روزگار
time
روزگار
times
روزگار
timed
روزگار
dendrochronology
دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
reverses of fortune
برگشت روزگار
in ancient times
در روزگار باستانی
langsyne
در روزگار پیشین
f. and reflux
تغییرات روزگار
foretime
روزگار پیشین
hard time
روزگار سخت
the hand of the time
دست روزگار
period
وقت روزگار
periods
روزگار نوبت
the days of old
روزگار پیشین
dame fortune
مادر روزگار
periods
وقت روزگار
worlds
عالم روزگار
period
روزگار نوبت
these days
<adv.>
در این روزگار
world
عالم روزگار
in this day and age
<adv.>
در این روزگار
aftertime
روزگار واپسین
at the present day
<adv.>
در این روزگار
nowadays
<adv.>
در این روزگار
ager
نوعی ماشین بخار جهت ثابت کردن رنگ ها و افزایش ظاهری قدمت فرش
gem-set rug
قالچه جواهر نشان
[بیشتر در هند رواج داشته و قدمت آن به بیش از صد سال می رسد.]
neo hebraic age
روزگار پیسن سنگ
appraisal
ارزش فرش که عموما با قدمت، وضعیت ظاهری، طرح، رنگ، یکنواختی و هماهنگی سنجیده می شود
To wreck some ones life .
روزگار کسی راسیاه کردن
hang out
<idiom>
به بطالت گذراندن روزگار کردن
to beat the living daylights out of someone
<idiom>
دمار از روزگار کسی درآوردن
To know the vicessetudes ( up and downs ) of life .
سرد وگرم روزگار را چشیدن
Saadi was a giant among men .
سعدی از مردان بزرگ روزگار بود
make ends meet
<idiom>
باپول شخصی گذران روزگار کردن
Ancient history
تاریخ باستان
Ancient Egypt
مصر باستان
planeta
درروم باستان
anciently
در عهد باستان
archeology
باستان شناسی
archaeology
باستان شناسی
hellene
یونان باستان
archaeologist
باستان شناس
archeologist
باستان شناس
cardo
خیابان اصلی
[در رم باستان]
aerial archaeology
باستان شناسی هوایی
laconian
ولایتی از یونان باستان
archeological
وابسته به باستان شناسی
geochronology
باستان شناسی زمین
provenance
چشمه
[باستان شناسی]
archeological dig
حفاری باستان شناسی
civil low
سیستم حقوقی رم باستان
experimental archaeology
باستان شناسی آزمایشی
provenance
منبع
[باستان شناسی]
provincialize
تبدیل باستان کردن
archaeological Museum
موزه باستان شناسی
archeological site
منبع
[باستان شناسی]
site of the find
منبع
[باستان شناسی]
archeological site
چشمه
[باستان شناسی]
site of the find
چشمه
[باستان شناسی]
the art of the Ancient world
هنر جهان باستان
archaeological
وابسته به باستان شناسی
achaian
اهل شهراخائیه در یونان باستان
achaean
اهل شهراخائیه در یونان باستان
drachma
پول نقره یونان باستان
khekher
[کتیبه های مصر باستان]
drachmae
پول نقره یونان باستان
drachmas
پول نقره یونان باستان
canopus
[شهر الکساندر در مصر باستان]
panathenaea
جشن ATHENA دریونان باستان
trireme
کشتی جنگی روم و یونان باستان
curia
یکی ازتقسیمات کوچک قبیلهای در رم باستان
conscript fathere
اعضای مجلس سنای روم باستان
peplos
یکجور روسری زنانه دریونان باستان
agora
[فضای باز عمومی در یونان باستان]
impluvium
[حوض باران گیر در روم باستان]
Dryopic
[مربوط به دوره دراوپی یونان باستان]
cyzicene hall
[تالار بزرگ در خانه های یونان باستان]
pyrrhic dance
یکجور رقص نظامی یا جنگی در یونان باستان
minoan
مربوط به تمدن باستان عصرمفرغ جزیره کرت
lar n
در روم باستان نام یکی ازخدایان حامی خانه
obol
سکه سیم در یونان باستان که نزدیک بود با یک pennyونیم
Olympic Games
مسابقههای قهرمانی که یونانیهای باستان هرچهارسال یک باربرپامی کنند
archeologic
وابسته به باستان شناسی مربوط بعلم اثار قدیم
sibilline books
کتابهای فالگیر رومیان باستان که میگفتندزنهای غیبگو نوشته اند
agoines
مسابقههای سه گانه یونانیان باستان ورزش وموسیقی وغشه یادو
theoric
وجوهی که در یونان باستان جمع میکردند ...رفتن به تماشاخانه هاکمک کنند
sabbatical year
در دوران یهودیان باستان سال هفتم که طی آن زمین را آیش می کردند و بدهکاران را می بخشیدند
karachoph design
لچک ترنج کاراچف
[این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
acrostolium
[قسمتی از دماغه کشتی در ناو جنگی باستان مه معمولا مدور، مارپیچ یا شکلی شبیه حیوانات داشته است.]
Ancient Greece
یونان باستانی
[یونان جهان باستان]
criosphinx
ابوالهول
[مجسمه ابوالهول در مصر باستان]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com