English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
Christmas Eve روز و به ویژه شب پیش از کریسمس
Other Matches
idiosyncrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
Xmas کریسمس
speciality کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
christmas pudding پودینگ کریسمس
Christmas Island جزیرهی کریسمس
christmastide ایام کریسمس
idiocrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
Christmas is two weeks away . دوهفته به کریسمس مانده
Christmas biscuit [British] بیسکویت مخصوص کریسمس [غذا و آشپزخانه]
Christmas cookie [American] بیسکویت مخصوص کریسمس [غذا و آشپزخانه]
Christmas biscuit [British] شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس [غذا و آشپزخانه]
Christmas cookie [American] شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس [غذا و آشپزخانه]
Boxing Day اولین روز کار بعد از عید کریسمس که طی آن به پستچی و کارمند و غیره هدیه میدهند
praetorial متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
specific ویژه
specifics ویژه
special ویژه
nett ویژه
nets ویژه
net ویژه
privilege حق ویژه
prerogative حق ویژه
extra <adj.> ویژه
specific humidity نم ویژه
special character ویژه
priviege حق ویژه
paticular ویژه
idiocrasy ویژه
extra special ویژه
adhoc ویژه
peculiar ویژه
prerogatives حق ویژه
special <adj.> ویژه
expresses ویژه
specially ویژه
expert ویژه گر
particulars ویژه
experts ویژه گر
particular ویژه
specialist ویژه گر
expressing ویژه
specialists ویژه گر
express ویژه
expressed ویژه
specific gravity گرانی ویژه
specific gravities گرانی ویژه
(not one's) cup of tea <idiom> علاقه ویژه
net profit سود ویژه
monkish ویژه راهبان
idiom زبان ویژه
idiom تعبیر ویژه
monocular ویژه یک چشم
specific heat گرمای ویژه
special effects جلوههای ویژه
acoustician ویژه گر اواشنود
idioms تعبیر ویژه
idioms زبان ویژه
rarely بااستادی ویژه
characteristics نشان ویژه
version شرح ویژه
versions شرح ویژه
zoologist ویژه گرجانورشناسی
penologist ویژه گر کیفرشناسی
morbid ویژه ناخوشی
standing order اوامر ویژه
standing orders اوامر ویژه
special verdict تصمیم ویژه
booth جای ویژه
booths جای ویژه
particular lien حق حبس ویژه
species specific نوع- ویژه
specific cost هزینه ویژه
specific donor دهنده ویژه
specific drawdown افت ویژه
juveniles ویژه نو جوانان
physiologist ویژه گر فیزیولوژی
gastronomist ویژه گرخوراک
specific weight وزن ویژه
lacrimal ویژه اشک
favourite or vor ویژه مخصوص
specific yield ابدهی ویژه
extra equipment متعلقات ویژه
equity capital ارزش ویژه
physiologists ویژه گر فیزیولوژی
lachrymal ویژه اشک
specific volume حجم ویژه
specific lattice شبکه ویژه
specific resistance مقاومت ویژه
indicium نشانه ویژه
specific rotation چرخش ویژه
habiliments جامه ویژه
kink ویژه گی فرریز
labeled cargo کالای ویژه
specific viscosity گرانروی ویژه
endemical ویژه یک قوم
electrical resistivity مقاومت ویژه
characteristic function ویژه تابع
cariologist ویژه گر قلب
specific weight سنگینی ویژه
specific heat دمای ویژه
bylaw قانون ویژه
byelaw قانون ویژه
body guard هنگ ویژه
characteristic number ویژه مقدار
characteristic root ویژه مقدار
eigenvalue ویژه مقدار
eigenfunction ویژه تابع
ecotype بوم ویژه
speleologist ویژه گر غارشناسی
conizance نشان ویژه
life guard هنگ ویژه
specific humidity رطوبت ویژه
special duty کار ویژه
proper value ویژه مقدار
juvenile ویژه نو جوانان
quantum state ویژه حالت
dead weight ویژه وزن
dead weights ویژه وزن
garb پوشاک ویژه
monograph ویژه نگاشت
monographs ویژه نگاشت
special agreement قرارداد ویژه
relative density گرانی ویژه
regiospecific جهت ویژه
special session نشست ویژه
specialization ویژه کاری
specialization ویژه گری
special case مورد ویژه
resistivity مقاومت ویژه
special bastard حرامزاده ویژه
lingoes زبان ویژه
singular matrix ماتریش ویژه
characteristically نشان ویژه
self weight ویژه وزن
characteristic نشان ویژه
specialty ویژه گری
specialist ویژه کار
specialists ویژه کار
specialises ویژه گری
singular matrix ماتریس ویژه
specialising ویژه گری
traits نشان ویژه
lingo زبان ویژه
trait نشان ویژه
specializing ویژه گری
specializes ویژه گری
specialize ویژه گری
capital ارزش ویژه
lineament نشان ویژه
expert ویژه کار
special drawing rights حق برداشت ویژه
praetorian guard گارد ویژه
experts ویژه کار
speciality ویژه گری
lineaments نشان ویژه
special passport پاسپورت ویژه
neurologist ویژه گر اعصاب
prerogative حق یا امتیاز ویژه
special party گروه ویژه
specialities ویژه گری
prerogatives دارای حق ویژه
prerogative دارای حق ویژه
prerogatives حق یا امتیاز ویژه
special symbol نماد ویژه
nutritionists ویژه گر تغذیه
proper volume ویژه حجم
special character دخشه ویژه
proper function ویژه تابع
special deposits سپردههای ویژه
special drawing right حق برداشت ویژه
nutritionist ویژه گر تغذیه
stall لژ جایگاه ویژه
extraordinary meeting نشست ویژه
stalling لژ جایگاه ویژه
preceptorial ویژه اموزگاری
prerogatived دارای حق ویژه
royal prerogative حق امتیاز ویژه پادشاه
special operations عملیات مخصوص یا ویژه
lattice resistivity مقاومت ویژه شبکه
specific ionization coefficient ضریب ویژه یونش
peronality of laws حالت ویژه قانون
silviculturist ویژه گر پرورش جنگل
physiographer ویژه گر جغرافیای طبیعی
it is particularly difficult یک دشواری ویژه دارد
serologist ویژه گر سرم شناسی
pinup ویژه نصب به دیوار
specific ion electrode الکترود یون ویژه
pediatrician ویژه گر بیماریهای کودکان
molecular specific heat گرمای ویژه مولی
specific fuel consumption مصرف سوخت ویژه
special ammunition مهمات مخصوص یا ویژه
reluctivity مقاومت ویژه مغناطیسی
mycologist ویژه گر قارچ شناسی
ratio of specific heats نسبت گرمایی ویژه
molar specific heat گرمای ویژه مولی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com