English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
continuous illumination روشنایی پایدار منطقه رزم
Other Matches
sustained illumination روشنایی پایدار
illumination plan طرح روشنایی منطقه
illumination روشن کردن منطقه روشنایی
illuminations روشن کردن منطقه روشنایی
it is insensitive to light روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
iceblink روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
drop zone منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
damage area منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
submarine havens منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
sanctuary منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuaries منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
airspace reservation منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
landing area منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
run up area منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
area of military significant fallout منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
service area منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
staging area منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
polynia منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
haven submarine منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
prohibited area منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
leave area منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
grid zone منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
skid row <idiom> منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
concentration area منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
area oriented بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
sector منطقه عمل منطقه مسئولیت
crossing area منطقه گذار منطقه پایاب
combat zone منطقه رزمی منطقه نبرد
remote خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remoter خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remotest خارج از منطقه منطقه دورافتاده
sectors منطقه عمل منطقه مسئولیت
zone of fire منطقه اتش منطقه تیراندازی
kill area منطقه خطر منطقه تلفات
tropopause منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
ranging تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
holding area منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
motif گلی خاص در زمینه فرش [این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
line crosser فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
demolition target منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
comparative cover پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
axial route مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
clandestine assembly area منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
separation zone منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
launching area منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
demilitarization تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
demolition guard نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
airspace prohibited area منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
defense coastal area منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
sweep تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
island bases پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
changeless پایدار
impermanent نا پایدار
stables پایدار
perdurable پایدار
constants پایدار
livelong پایدار
permanent پایدار
never failing پایدار
unflinching پایدار
written in water نا پایدار
stanch پایدار
indissoluble پایدار
inexhaustible پایدار
abiding پایدار
durable پایدار
stable پایدار
resistant پایدار
persistent پایدار
constant پایدار
coordinated illumination روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
fixed material مواد پایدار
dielectric strength پایدار دی الکتریکی
stable پایدار پابرجا
undying پایدار فناناپذیر
stables پایدار پابرجا
continuous wave موج پایدار
steady state growth رشد پایدار
steady state وضعیت پایدار
steady growth رشد پایدار
stable oscillation نوسان پایدار
stable nucleus هسته پایدار
stable isotope ایزوتوپ پایدار
continuous fire اتش پایدار
continous operation عملکرد پایدار
stable equilibrium تعادل پایدار
indissolubly بطور پایدار
inconstantly بطور نا پایدار
sustainable energy انرژی پایدار
unfailing کم نیامدنی پایدار
stabilizer پایدار کننده
stabilisers پایدار کننده
stabilisers پایدار ساز
air resistant پایدار در هوا
baldaquin سایبان پایدار
baldacchino سایبان پایدار
baldachino سایبان پایدار
baldachin سایبان پایدار
stable airfoil ایرفویل پایدار
metastable شبه پایدار
metastable نیم پایدار
fasted پایدار باوفا
magnets مغناطیس پایدار
magnet مغناطیس پایدار
p.m. مغناطیس پایدار
stabilizer پایدار ساز
perdurably بطور پایدار
permanent flow بده پایدار
fastest پایدار باوفا
fasts پایدار باوفا
permanent پایدار ماندنی
fast پایدار باوفا
c.w. موج پایدار
coarse mine مین پایدار
undamped wave موج پایدار
undamped oscillation موج پایدار
stable air هوای پایدار
permanent magnet مغناطیس پایدار
proof weather هوا پایدار
metastable state حالت نیم پایدار
self sustaining growth رشد خود پایدار
for good <idiom> برای همیشه ،پایدار
future-oriented <adj.> پایدار [نسبت به آینده]
sustainable <adj.> پایدار [نسبت به آینده]
binary switch سویچی با دو وضعیت پایدار
quasi stable elementry particle ذزه نیم پایدار
semistable elementry particle ذره نیم پایدار
hard goods اجسام پایدار ومقاوم
semistable elementry particle ذره شبه پایدار
frequency stabilization پایدار نمودن فرکانس
metasable equilibrium تعادل شبه پایدار
metastable phase فاز شبه پایدار
quasi stable elementry particle ذره شبه پایدار
metastable solution محلول شبه پایدار
sustained fire اتش پایدار یادائمی
metastable state تراز نیم پایدار
diergolic خرج مایع پایدار
island منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
islands منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
steady state equilibrium تعادل در وضعیت رشد پایدار
permanent magnet dynamic بلندگوی دینامیک با مغناطیس پایدار
equilibrium وضع ثابت و پایدار ترازمندی
dowel bar میله پایدار کننده بتن
unfaling تمام نشدنی کم نیامدنی پایدار با وفا
permanent magnet centering تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
permanent magnet focusing تمرکز اشعه بوسیله مغناطیسهای پایدار
intersectional service قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
illumination روشنایی
illuminations روشنایی
peeps روشنایی کم
luminosity روشنایی
electric lighting روشنایی
peeped روشنایی کم
lightness روشنایی
peep روشنایی کم
clearness روشنایی
rushlight روشنایی کم
lighting روشنایی
luminance روشنایی
night light روشنایی شب
luminouity روشنایی
peeping روشنایی کم
lightest روشنایی
lighted روشنایی
light روشنایی
warm-ups روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
setting time [مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
warm-up روند یا زمان لازم برای سیستم به حالت پایدار درشرایط کاری
lighting unit واحد روشنایی
luminous efficiency ضریب روشنایی
constant luminance روشنایی ثابت
luminous efficiency راندمان روشنایی
luminous flux شاره روشنایی
lighting outlet خروجی روشنایی
luminance decay کم شدن روشنایی
luminance channel کانال روشنایی
continuous illumination روشنایی مداوم
country life زندگی روشنایی
lighting line سیم روشنایی
ligting conditions نسبتهای روشنایی
luminous flux شار روشنایی
photometer روشنایی سنج
room lighting روشنایی اطاق
asterism روشنایی و نور
artifical light روشنایی مصنوعی
search light illumination روشنایی با نورافکن
street lighting روشنایی خیابان
sustained illumination روشنایی مداوم
brightness control پیچ روشنایی
brightness signal پیام روشنایی
luminous flux فلوی روشنایی
luminous intensity شدت روشنایی
ceiling light روشنایی سقفی
luminous power قوه روشنایی
lux meter روشنایی سنج
phot واحد روشنایی
photology دانش روشنایی
gaslight روشنایی گاز
decorative ligthing روشنایی تزیینی
intensity of illumination شدت روشنایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com