Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
will o the wisp
روشنایی کاذب درباغ سبز
Other Matches
zodiacal light
روشنایی صبح کاذب
I planted the garden with rose – bushes .
درباغ بوته های گل سرخ کاشتم
We did the zoo to our hearts content.
گردش سیری درباغ وحش کردیم
iceblink
روشنایی که ازبازتاب روشنایی یخ در افق پیدا میشود
it is insensitive to light
روشنایی را حس نمیکند نسبت به روشنایی حساس نیست
lairs
کاذب
false
کاذب
pseudotuberculosis
سل کاذب
rose rash
کاذب
lair
کاذب
pseudo
کاذب
liars
کاذب
faise
کاذب
liar
کاذب
false fcoor
کف کاذب
mendacious
کاذب
false floor
کف کاذب
paralogism
قیاس کاذب
false starts
استارت کاذب
mola
جنین کاذب
parhelion
خورشید کاذب
false start
استارت کاذب
false reaction
واکنش کاذب
lethargy
موت کاذب
lethargy
مرگ کاذب
psedoparalysis
فلج کاذب
pseudoaggression
پرخاشگری کاذب
pseudocarp
میوه کاذب
mock moon
قمر کاذب
false recognition
بازشناسی کاذب
fausse reconnaissance
بازشناسی کاذب
false positive
مثبت کاذب
false or asternal ribs
دندههای کاذب
false resistance
مقاومت کاذب
false retrieval
بازیابی کاذب
false ribs
ریبهای کاذب
false spar
تیرک کاذب
false negative
منفی کاذب
form work
کاذب سازی
friars lantern
نور کاذب
false lift
برای کاذب
false dawn
صبح کاذب
false ceiling
سقف کاذب
jack o' lantern
نور کاذب
pseudoclassic
کلاسیک کاذب
pseudocyesis
ابستنی کاذب
pseudomorph
شکل کاذب
pseudopregnancy
ابستنی کاذب
pseudopodium
پای کاذب
pseudomorphism
شکل کاذب
pseudomorphism
نمود کاذب
scarlet rash
سرخچه کاذب
pseudomemory
خاطره کاذب
non sequitur
نتیجه کاذب
pseudomembrance
غشای کاذب
non sequiturs
نتیجه کاذب
corbel-arch
طاق کاذب
pseudodepression
افسردگی کاذب
pseudohallucination
توهم کاذب
spurious correlation
همبستگی کاذب
serosa
مشیمه کاذب
pseudopsychopathic
جامعه ستیز کاذب
double-jointed
دارای مفصل کاذب
double jointed
دارای مفصل کاذب
pseudopod
شبه پا پای کاذب
pseudomyopia
نزدیک بینی کاذب
pseudoneurosis
روان رنجوری کاذب
pseudo isochromatic charts
تصورهای هم فام کاذب
pseudo christ
مسیح کاذب دجال
pseudochromia
رنگ بینی کاذب
pseudomnesia
یاداوری کاذب مرضی
pseudodementia
زوال عقل کاذب
pseudomorphous
دارای نمود کاذب
pseudomorphism
تحول بشکل کاذب
diphtheria
گلو درد به اغشاء کاذب
pad the bill
<idiom>
اضافه شدن هزینههای کاذب
flying facade
[ساخت نیمه چوبی کاذب]
parheliacal
وابسته بعکس خورشیدیاشمس کاذب
pseudochromesth
رنگ بینی کاذب واژهای
subornation
جرم تهیه شهود کاذب
coordinated illumination
روشنایی هم اهنگ شده طرح روشنایی هم اهنگ شده
pseud
پیشوند بمعنی "کاذب " و " ساختگی " و "دروغ "
pseuds
پیشوند بمعنی "کاذب " و " ساختگی " و "دروغ "
pseudo
پیشوند بمعنی " کاذب " و "ساختگی " و " دروغ "
doping
نیروی کاذب حاصل از داروهای غیر مجاز
parhelic
وابسته به عکس خورشیدیاشمس کاذب مانندعکس خورشید
electric lighting
روشنایی
luminance
روشنایی
rushlight
روشنایی کم
luminouity
روشنایی
night light
روشنایی شب
lightness
روشنایی
clearness
روشنایی
lighting
روشنایی
peeped
روشنایی کم
light
روشنایی
lighted
روشنایی
illuminations
روشنایی
peeping
روشنایی کم
luminosity
روشنایی
peeps
روشنایی کم
peep
روشنایی کم
illumination
روشنایی
lightest
روشنایی
luminous efficiency
ضریب روشنایی
luminous intensity
شدت روشنایی
luminous flux
فلوی روشنایی
luminous flux
شار روشنایی
luminosity
بازده روشنایی
luminous flux
شاره روشنایی
luminance channel
کانال روشنایی
luminous efficiency
راندمان روشنایی
phot
واحد روشنایی
luminance decay
کم شدن روشنایی
ligting conditions
نسبتهای روشنایی
lighting battery
باتری روشنایی
lighting effect
اثر روشنایی
lighting engineering
تکنیک روشنایی
lighting feeder
تهیه روشنایی
lighting line
سیم روشنایی
lighting mains
خط روشنایی اصلی
lighting outlet
خروجی روشنایی
lighting plant
تاسیسات روشنایی
lighting scheme
ترتیب روشنایی
lighting set
دستگاه روشنایی
lighting source
منبع روشنایی
lighting switch
کلید روشنایی
lighting engineering
مهندسی روشنایی
lighting transformer
مبدل روشنایی
lighting unit
واحد روشنایی
light point
منبع روشنایی
ray
روشنایی تشعشع
indirect lighting
روشنایی غیرمستقیم
flashes
روشنایی مختصر
flashed
روشنایی مختصر
room lighting
روشنایی اطاق
flash
روشنایی مختصر
phosphorescence
روشنایی شب تابی
glares
روشنایی زننده
street lighting
روشنایی خیابان
glared
روشنایی زننده
sustained illumination
روشنایی مداوم
sustained illumination
روشنایی پایدار
glare
روشنایی زننده
optics
علم روشنایی
candlelight
روشنایی شمع
search light illumination
روشنایی با نورافکن
luminous power
قوه روشنایی
lux meter
روشنایی سنج
illuminations
شدت روشنایی
loom
هاله روشنایی
illumination
شدت روشنایی
photology
دانش روشنایی
photometer
روشنایی سنج
looms
هاله روشنایی
looming
هاله روشنایی
loomed
هاله روشنایی
glimmers
روشنایی ضعیف
glimmered
روشنایی ضعیف
glimmer
روشنایی ضعیف
full beam spread
باندکامل روشنایی
illuminating aperture
روزنه روشنایی
decorative ligthing
روشنایی تزیینی
illumniation aperture
روزنه روشنایی
illuminating beam
پرتو روشنایی
illuminating device
تجهیزات روشنایی
illuminating engineering
مهندسی روشنایی
illuminating engineering
تکنیک روشنایی
illuminating fixture
لوازم روشنایی
illuminating gas
گاز روشنایی
illuminating system
سیستم روشنایی
illumination change
تعویض روشنایی
illumination method
سبک روشنایی
emergency lighting
روشنایی اضطراری
country life
زندگی روشنایی
glimmerings
روشنایی ضعیف
gaslight
روشنایی گاز
glimmering
روشنایی ضعیف
fluorescent light
روشنایی فلورسنت
artifical light
روشنایی مصنوعی
asterism
روشنایی و نور
brightness control
پیچ روشنایی
brightness signal
پیام روشنایی
ceiling light
روشنایی سقفی
constant luminance
روشنایی ثابت
illuminance
شدت روشنایی
continuous illumination
روشنایی مداوم
illuminator
دستگاه روشنایی
illuminator
وسیله روشنایی
image brightness
روشنایی تصویر
light control
کنترل روشنایی
lambert
واحد روشنایی
lighting control
کنترل روشنایی
light adaptation
انطباق با روشنایی
light gap
فاصله روشنایی
earth light
روشنایی خاکستری
light fluctuation
نوسان روشنایی
light brightness control
کنترل روشنایی
light conditions
نسبتهای روشنایی
direct lighting
روشنایی مستقیم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com