Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 52 (4 milliseconds)
English
Persian
clarity
روشنی
clarification
روشنی
brightness
روشنی
shine
روشنی
shines
روشنی
lucidity
روشنی
clearness
روشنی
conspicuity
روشنی
diaphaneity
روشنی
fenestra
روشنی
glim
روشنی
irradiance
روشنی
irradiancy
روشنی
limpidity or limpidness
روشنی
liveliness
روشنی
lucency
روشنی
pellucidity
روشنی
pellucidness
روشنی
perspicuity
روشنی
plainess
روشنی
Other Matches
photogenic
روشنی زا
daylit
روشنی روز
picturesqueness
زیبایی روشنی
luminous
روشنی بخش
irradiative
روشنی دهنده
illuminative
روشنی بخش
negative glow
روشنی منفی
daylight
روشنی روز
street lightning
روشنی راه و خیابان
To have enlightened ideas. To be an intellectual.
افکار روشنی داشتن
eclat
روشنی خیره کننده
obscurantist
مخالف روشنی فکر
luminous
روشنی بخش روشن
clearness
روشنی وصاف بودن
landing vehicle
خود روشنی دار اب خاکی
dazzle
تابش یا روشنی خیره کننده
dazzled
تابش یا روشنی خیره کننده
dazzles
تابش یا روشنی خیره کننده
dazzling
تابش یا روشنی خیره کننده
enlightement
روشنی فکر اگاهی حقیقی
steering brake
قفل فرمان خود روشنی دار
ambiguities
آنچه به روشنی تعریف نشده است
ambiguity
آنچه به روشنی تعریف نشده است
cascade image intensifier
تقویت کننده روشنی عکس یاشفافیت ان
supernovas
ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernova
ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernovae
ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
sight
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
sights
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
bright anneal
روشنی ناشی از گداختن گداختن
blips
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
blip
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com