Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English
Persian
minimax
روشی برای کم کردن خطاهای یک فرایند
Other Matches
cat
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
cats
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
clocking
روشی برای همزمان کردن دو دستگاه فرستنده و گیرنده مخابراتی
preventative
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventive
بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
color code
روشی برای مشخص کردن یک جسم یا خواص ان با استفاده از ترکیبات مختلف رنگها
unidirectional soldification
روشی برای رسیدن به موادتک بلوری
dry plasma etching
روشی برای ایجاد یک پوشش روی یک قرص
deep cycling
روشی برای نگهداری باطریهای نیکل- کادمیم
padding
روشی برای پرکردن بلوکی از اطلاعات باکاراکترها
alpha beta technique
روشی در هوش مصنوعی برای حل بازی ها و مشکلات استراتژیک
p code
روشی برای ترجمه کد منبع به یک کد واسط بنام کد Pتوسط یک کامپایلر
backwards
روشی در هوش مصنوعی برای محاسبه هدف از بین چندین قانون
backward
روشی در هوش مصنوعی برای محاسبه هدف از بین چندین قانون
deletion
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
fault
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faults
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faulted
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
frequency shift keying
روشی برای انتقال اطلاعات که در ان وضعیت بیت ارسال شده توسط یک لهجه شنیدنی مشخص میشود
backward chaining
روشی برای استدلال که ازهدف مطلوب شروع و به سمت حقایق از قبل شناخته شده ادامه می یابد
stair stepping
روشی که در نمایشهای تصویری برای نمایش خط رسم شده در زاویهای به غیر از 54 درجه افقی یاعمودی بکار می رود
sam
Access Sequential روشی برای ذخیره و بازیابی داده روی یک فایل دیسک روش دستیابی ترتیبی ethod
rounding errors
خطاهای ناشی از سرراست کردن
reset
برگرداندن سیستم به وضعیت اولیه برای اینکه برنامه یا فرایند مجددا شروع شوند
resets
برگرداندن سیستم به وضعیت اولیه برای اینکه برنامه یا فرایند مجددا شروع شوند
kinematics
فرایند مهندسی کامپیوتر برای ترسیم یا روح دادن اجزاماشین یا ساختار تحت طراحی سیستم
baseband transmission
روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
to try something completely new
<idiom>
چیزی
[روشی ]
کاملا متفاوت امتحان کردن
cmos
روشی برای ساخت تراشههای نیمه هادی نیمه هادی اکسید فلزی تکمیلی osentary
statitizing
فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
warehousing system
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
sifting
روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
systems analysis
1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
vat dyeing
رنگرزی خمی
[روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
tean foul
خطاهای فنی
personal error
خطاهای شخص
slips in youth
خطاهای جوانی
incidental errors
خطاهای اتفاقی
technical infringement
خطاهای فنی
compensating errors
خطاهای خنثی کننده
burst
گروهی از خطاهای پیاپی .
personal error
خطاهای انفرادی افراد
bursts
گروهی از خطاهای پیاپی .
monitor
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitored
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitors
1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitors
سیستمی که خطاهای مدار را بررسی میکند
monitor
سیستمی که خطاهای مدار را بررسی میکند
monitored
سیستمی که خطاهای مدار را بررسی میکند
job to job transition
فرایند جستجوی یک برنامه وفایلهای مربوط به ان واماده کردن کامپیوتر جهت اجرای یک کار خاص
corruption
خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
indexing
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
abuse
[خطاهای داده شده در شکل های معماری کلاسیک]
diagnostic
نرم افزاری که کمک به یافتن خطاهای سیستم کامپیوتری میکند
good manners
نیک روشی
nonoverlap processing
روشی که به وسیله ان خواندن
troubleshoot
1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
the way of doing something
به روشی کاری را انجام دادن
ripple through effect
نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
paper
روشی که در آن نوار کاغذ وارد ماشین میشود
papered
روشی که در آن نوار کاغذ وارد ماشین میشود
papering
روشی که در آن نوار کاغذ وارد ماشین میشود
addressing
روشی که بخشی از حافظه مکان دهی میشود
organizational
مربوط به روشی که چیزی مرتب شده است
graphics
روشی که داده شرح تصویر ذخیره میشود
papers
روشی که در آن نوار کاغذ وارد ماشین میشود
to scramble for something
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
liberal education
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
diagnostics
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
cuts
روشی که به صورت خودکار کاغذ را درون چاپگر قرار میدهد
cut
روشی که به صورت خودکار کاغذ را درون چاپگر قرار میدهد
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
debugger
نرم افزاری که به برنامه نویس کمک میکند خطاهای برنامه را پیدا کند
conferencing
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
diagnostics
تعوابع یا آزمایشاتی که به کاربر کمک میکند خطاهای سخت افزاری یا نرم افزاری را پیداکند
The way the robbery was committed speaks of inside knowledge.
روشی که سرقت مرتکب شده بود منجر از آگاهی درونی می شود .
die casting
روشی که در ان فلز مذاب بافشار هیدرولیکی به داخل قالبهایی رانده میشود
dialectic
روش مبتنی بر مباحثه و مکالمه روشی است که فلاسفهای نظیر سقراط
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
matrix
روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
cycle stealing
روشی که اجازه میدهد یک دستگاه جانبی بطور موقت کامپیوتر را ازدسترسی به مسیر
redundant information
یک پیام بیان شده به روشی که اساس اطلاعات بطرق گوناگون یافت میشود
matrixes
روشی که کلیدهای صفحه کلید به صورت آرایه اتصالات قرار گرفته اند
safety nets
وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
safety net
وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
process
فرایند
lins donawitz process
فرایند ال دی
processes
فرایند
hook
روشی که نافرین مقدم با ان دستگاههای کنترل خودکارهواپیماها را روی فرامین مشخص روانه می کنند
just in time
روشی درتدارک مواد که در ان کالاهای مورد نظر درست در زمان نیاز دریافت میشود
dragging
روشی که باعث میشودتصویر گرافیکی نمایش داده شده با مکان نما حرکت کند
hooks
روشی که نافرین مقدم با ان دستگاههای کنترل خودکارهواپیماها را روی فرامین مشخص روانه می کنند
detect
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detects
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detecting
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detected
سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
batch process
فرایند پیمانهای
isentropic process
فرایند هم انتروپی
interative process
فرایند تکراری
historical process
فرایند تاریخی
converting process
فرایند بیرنه
continuous process
فرایند پیوسته
mental process
فرایند ذهنی
markov process
فرایند مارکف
direct process
فرایند مستقیم
manufacturing process
فرایند ساخت
ziegler process
فرایند زیگلر
unionmelt process
فرایند الیرا
duplexing process
فرایند دوپلکس
cyclic process
فرایند چرخهای
cleaning process
فرایند شستشو
output process
فرایند خروجی
oxidizing process
فرایند اکسیداسیون
decision process
فرایند تصمیم
cladding process
فرایند پوشش
fusion process
فرایند ذوب
gosseneck process
فرایند دوخمی
nuclear reaction
فرایند هستهای
refining process
فرایند پالایش
mond process
فرایند موند
fixation process
فرایند تثبیت
iterative process
فرایند تکراری
bessemer process
فرایند بسمر
solidifying process
فرایند انجماد
bench scale process
فرایند کارگاهی
process conversion
تبدیل فرایند
annealing process
فرایند تابکاری
associative process
فرایند تجمعی
production process
فرایند تولید
discriminal process
فرایند افتراقی
sequential process
فرایند ترتیبی
dissipative process
فرایند اتلافی
selective process
فرایند گزینشی
stochastic process
فرایند اتفاقی
budget process
فرایند بودجه
roll piercing process
فرایند نوردمایل
hot dipping process
فرایند اندودکاری
manufacture process
فرایند ساخت
adiabatic process
فرایند بی دررو
salpeter process
فرایند سالپیتر
steelmaking process
فرایند فولادسازی
process control
بررسی فرایند
process control
کنترل فرایند
acid process
فرایند اسیدی
simulations
روشی درتحقیق عملیات که بر اساس ان رفتار یک سیستم بر مبنای تداخل بین اجزاء ان ترسیم میشود
simulation
روشی درتحقیق عملیات که بر اساس ان رفتار یک سیستم بر مبنای تداخل بین اجزاء ان ترسیم میشود
data diddling
روشی که در ان داده قبل واردشدن به یک فایل کامپیوتری که در ان کمتر قابل دسترس میباشد اصلاح میشود
ikon
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
fortran translation process
فرایند ترجمه فرترن
basic bessemer process
فرایند مقدماتی بسمر
scrubbing process
فرایند شستشو و تصفیه
extrusion process
فرایند چکش کاری
process of industrialization
فرایند صنعتی شدن
air refining process
فرایند تصفیه با هوا
starting procese
فرایند راه اندازی
lost wax process
فرایند مدلهای مومی
direct absorption process
فرایند جذب مستقیم
lead chamber process
فرایند اتاق سربی
primary process thinking
اندیشیدن در فرایند نخستین
spark cutting process
فرایند برشکاری شعلهای
process control computer
کامپیوتر کنترل فرایند
tunneling process
فرایند تونل زنی
remelting process
فرایند ذوب مجدد
deceleration
فرایند برگشت پذیر
ecological process
فرایند بوم شناختی
investment castings process
فرایند ریخته گی بسته
refinery process
فرایند کوره پالایش
procedure
رویه طریقه فرایند
electro erosion process
فرایند فرسایش الکتریکی
electro spark process
فرایند قوس الکتریکی
irreversible process
فرایند برگشت ناپذیر
electrolytic oxidation process
فرایند اکسیداسیون الکترولیتی
master file maintenance
فرایند بروز دراوردن
pultrusion process
فرایند کشش رانی
metal spraying process
فرایند پاشش فلز
oxygen steelmaking process
فرایند فولادسازی اکسیژنی
InterNIC
سازمانی که روشی که نام میدان ها و آدرس یکتای شبکه به کامپیوتر انتساب شده است را مدیریت میکند
wild card
روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
cards
روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند
card
روشی که در آن سطرها و ستون ها طوری مرتب می شوند که نشان دهنده فیلدهای دادهای و حروف در کارت پانچ باشند
pig iron ore process
فرایند سنگ اهن خام
pig iron scrap process
فرایند قراضه اهن خام
acetate rayon process
فرایند تهیه الیاف استاتی
press cast process
فرایند ریخته گری فشاری
hot mold centrifugal casting process
فرایند ریخته گی گریز از مرکزگرم
edges
فرایند یا مداری که با تغییر سطح
edge
فرایند یا مداری که با تغییر سطح
predefined process
فرایند از پیش تعریف شده
die casting process
فرایند ریخته گری حدیدهای
low voltage operation
فرایند کار فشار ضعیف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com