English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English Persian
photographic dosimetry روش اندازه گیری میزان دوزاتمی جذب شده به وسیله افراد از روی عکس بدن انها
Other Matches
bathyconductograph وسیله اندازه گیری میزان هادی بودن اب
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
gage میزان اندازه گیری
gage اندازه وسیله اندازه گیری
meters وسیله اندازه گیری
meter وسیله اندازه گیری
metres وسیله اندازه گیری
metre وسیله اندازه گیری
yard stick متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
carpenter's rule متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
hot wire ammeter نوعی وسیله اندازه گیری جریان
arbalist وسیله اندازه گیری ارتفاعات زیاد
error of measuring apparatus خطای وسیله اندازه گیری [ریاضی]
error of measuring equipment خطای وسیله اندازه گیری [ریاضی]
error of measuring instrument خطای وسیله اندازه گیری [ریاضی]
folding ruler متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
yardstick متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
folding rule متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
double meter stick [American] متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
folding meter stick متر [وسیله اندازه گیری] [ابزار]
arbalest وسیله اندازه گیری ارتفاعات زیاد
dynamometer وسیله اندازه گیری توان شفت
instrument اپارات وسیله دستگاه اندازه گیری
penetrometer وسیلهای برای اندازه گیری قدرت نفود اشعه ایکس واشعههای نافد دیگر توسط مقایسه عبور و نفوذ انها درموارد مختلف
feeler وسیله اندازه گیری فواصل بسیار کوچک
feelers وسیله اندازه گیری فواصل بسیار کوچک
radiacmeter وسیله کشف وتشخیص رادیواکتیو و اندازه گیری ان
line gauge وسیله اندازه گیری کلفتی خط ضخامت سنجی خط
denitometer وسیله اندازه گیری درجه تیرگی تصاویر عکاسی
capacitance bridge نوعی وسیله اندازه گیری خنثی برای فرفیت
thermocouple وسیله اندازه گیری اختلاف درجه حرارت جفت گرمایی
abac scale وسیله اندازه گیری زوایای با قوس بزرگ در سیستم مرکاتور
sextant وسیله اندازه گیری ارتفاع ستارگان مسافت سنج دریایی
dosimeter وسیله اندازه گیری اشعه ماوراء بنفش در تابشهای خورشیدی و اسمانی
inductance اندازه گیری حجم انرژی وسیله که در میدان مغناطیسی میتواند ذخیره کند
kilo واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
kilos واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
brinell hardness سنجش سختی نسبی اجسام جامد یا صلب توسط اندازه گیری میزان فرورفتگی ناشی از فشردن گلوله 01 میلیتری سخت روی سطح فلز موردازمایش
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
minometer دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی وسیله اندازه گیری دوز اتمی
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
people sniffer رادار مخصوص کشف افراد دشمن از روی بوی بدن انها
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
module اندازه میزان
modules اندازه میزان
exhaustable resources منابع پایان پذیر منابع طبیعی که میزان عرضه انها ثابت بوده و قابل جایگزینی نمیباشدمانند نفت سنگ اهن
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
rad یک واحد دوزاتمی
rain gage وسیله سنجش میزان بارندگی
metering اندازه گیری
dimensions اندازه گیری
measurements اندازه گیری
gauging اندازه گیری
measuring bridge پل اندازه گیری
modules اندازه گیری
measurement اندازه گیری
commensurateness اندازه گیری
measurment اندازه گیری
measure اندازه گیری
gaging اندازه گیری
measurer اندازه گیری
dimension اندازه گیری
mensuration اندازه گیری
module اندازه گیری
tapeline مترمخصوص اندازه گیری
units of measurment واحدهای اندازه گیری
mensurability قابلیت اندازه گیری
measurement of demand اندازه گیری تقاضا
measurement ofland اندازه گیری زمین
precision اندازه گیری دقیق
commensurable قابل اندازه گیری
measuring well چاه اندازه گیری
measuring set دستگاه اندازه گیری
measuring apparatus دستگاه اندازه گیری
to take measures اندازه گیری کردن
measuring instrument دستگاه اندازه گیری
forescale اندازه گیری رنگ اب
metrology علم اندازه گیری
measurable قابل اندازه گیری
batching plant مرکز اندازه گیری
tape measures مترمخصوص اندازه گیری
measuring relay رله اندازه گیری
compensating error خطای اندازه گیری
measuring device تجهیزات اندازه گیری
font metric اندازه گیری فونت
measuring method طریقه اندازه گیری
measuring درخور اندازه گیری
bathymetry اندازه گیری خصوصیات اب
mental measurement اندازه گیری روانی
final measurement اندازه گیری نهایی
measuring voltage ولتاژ اندازه گیری
method of measurment طریقه اندازه گیری
tape measure مترمخصوص اندازه گیری
method of measurment متد اندازه گیری
correlation measurement اندازه گیری همبستگی
measuring sensitivity حساسیت اندازه گیری
measure اندازه گیری کردن
absolute measurement اندازه گیری مطلق
impedance bridge پل اندازه گیری مقاومت
sounding اندازه گیری عمق اب
resizing اندازه گیری مجدد
instrument الات اندازه گیری
sound اندازه گیری عمق اب
sounded اندازه گیری عمق اب
soundest اندازه گیری عمق اب
measuring accuracy دقت اندازه گیری
gad اندازه گیری طول
dial bench gage میز اندازه گیری
size stick قالب اندازه گیری
depth measurement اندازه گیری عمق
engineering measurement اندازه گیری فنی
chain crew متصدیان اندازه گیری
radar measurement اندازه گیری رادار
unit of measurement واحد اندازه گیری
size stick الت اندازه گیری پا
sounds اندازه گیری عمق اب
gauging sheet ورق اندازه گیری
instrument autotransformer ترانسفورماتور اندازه گیری
frequency measurement اندازه گیری فرکانس
maxwell bridge پل اندازه گیری ماکسول
frequency measuring bridge پل اندازه گیری فرکانس
measurability قابلیت اندازه گیری
measuring transformer ترانسفورماتور اندازه گیری
accuracy to gage دقت اندازه گیری
telemetry اندازه گیری ازدور
direct measurement اندازه گیری مستقیم
telemetering اندازه گیری از دور
gauging section برش اندازه گیری
instrument transformer ترانسفورماتور اندازه گیری
bottoming reamer وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
metric system of measurement سیستم اندازه گیری متریک
disruptive voltage measuring apparatus دستگاه اندازه گیری ولتاژشکست
high tension measurement bridge پل اندازه گیری فشار قوی
zoometry اندازه گیری اندامهای جانوران
yards واحد اندازه گیری = 3 فوت
yard واحد اندازه گیری = 3 فوت
scantling میله اندازه گیری ذرع
metric system دستگاه اندازه گیری متری
meter rectifier یکسوساز دستگاه اندازه گیری
time اندازه گیری زمان یک عملیات
timed اندازه گیری زمان یک عملیات
impedance measuring set دستگاه اندازه گیری امپدانس
times اندازه گیری زمان یک عملیات
SE خطای معیار اندازه گیری
impedance meter دستگاه اندازه گیری امپدانس
entropy واحد اندازه گیری ترمودینامیک
highfrequency measuring bridge پل اندازه گیری فرکانس بالا
micrometry اندازه گیری با ذره سنج
cynometer دستگاه اندازه گیری امواج
instrumental error خطای دستگاه اندازه گیری
automatic measuring system سیستم اندازه گیری خودکار
extensometer دستگاه اندازه گیری انبساط
coupling measuring set دستگاه اندازه گیری اتصالی
instrument board تابلوی وسائل اندازه گیری
instrument direction سمت اندازه گیری شده
indefinite غیرقابل اندازه گیری نامعین
acoumetry اندازه گیری قدرت حس شنوایی
industrial instrument دستگاه اندازه گیری صنعتی
electrostatic instrument دستگاه اندازه گیری الکترواستاتیکی
water staff gauge اشل اندازه گیری عمق اب
characteristically اندازه گیری مشخصات یک عنصر
petrol gage دستگاه اندازه گیری بنزین
characteristic اندازه گیری مشخصات یک عنصر
utile واحد اندازه گیری مطلوبیت
watt واحد اندازه گیری الکتریسیته
induction instrument دستگاه اندازه گیری القائی
induction movement دستگاه اندازه گیری القائی
watts واحد اندازه گیری الکتریسیته
allometry اندازه گیری رشد موجودات
measurement of benefits and costs اندازه گیری منافع و هزینه ها
gravimetry اندازه گیری وزن یا غلظت
maxwell wien bridge پل اندازه گیری ماکسول-وین
standard error of measurement خطای معیار اندازه گیری
measuring arrangement نطم و ترتیب اندازه گیری
bathymetry اندازه گیری عمق دریاواقیانوس
fluorometer دستگاه اندازه گیری فلورسانس
sensitometry اندازه گیری حساسیت چشم
gas meter دستگاه اندازه گیری گاز
length measuring instrument دستگاه اندازه گیری طول
frequency meter دستگاه اندازه گیری فرکانس
telemetry اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
measuring transformer meter کنتور با ترانسفورماتور اندازه گیری
calorimeter دستگاه اندازه گیری مقدارگرما
stereometric بسهولت قابل اندازه گیری
measurement uncertainty خطای اندازه گیری [ریاضی]
tuners پیچ میزان رادیو وسیله تنظیم جریان برق وغیره
tuner پیچ میزان رادیو وسیله تنظیم جریان برق وغیره
bull گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bulls گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
psychergograph دستگاه اندازه گیری کار روانی
camber gage دستگاه اندازه گیری زاویه کمبر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com