Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
English
Persian
leader's rule
روش تعیین مسافت امن هنگام اجرای تیر بالای سربوسیله تیربار
Other Matches
gunner's rule
روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی
run duration
خطایی که هنگام اجرای برنامه یا وقوع خطا در حین اجرای برنامه تشخیص داده شود
range determination
تعیین مسافت
leader's rule
تعیین مسافت امن
coincidence adjustment
تعیین مسافت به وسیله انطباق
range calibration
تعیین دقت مسافت تنظیم برد سلاح
flash ranging location
تعیین محل هدفها با مسافت یابی نوری
dynamic
تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود
dynamically
تغییراتی که هنگام اجرای برنامه اعمال میشود
deflation port
سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
execution
خطای تشخیص داده شده هنگام اجرای یک برنامه
black cap
کلاهی که هنگام اجرای حکم اعدام برسرمحکوم گذارند
zero hour
هنگام حمله یا حرکت تعیین شده قبلی
gremial
پارچهای که اسقف هنگام اجرای برخی ایین هاروی دامن میاندازد
dynamic
سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن
dynamically
سیستمی که منابع آن در هنگام اجرای برنامه اختصاص داده می شوند و نه پیش از آن
range resolution
قابلیت رادار برای تعیین مسافت اشیای مختلف قابلیت تفکیک بردی
batch
فایل ذخیره شده روی دیسک که شامل دستورات سیستم است . در هنگام اجرای فایل دستهای
batches
فایل ذخیره شده روی دیسک که شامل دستورات سیستم است . در هنگام اجرای فایل دستهای
consideration
وجه التزام یا خسارت تادیه یاخسارت عدم انجام تعهد که در عقود و ایقاعات تعیین میشود و یا به طور کلی "ضمانت اجرای عقد و تعهد " عوض یا عوضین
considerations
وجه التزام یا خسارت تادیه یاخسارت عدم انجام تعهد که در عقود و ایقاعات تعیین میشود و یا به طور کلی "ضمانت اجرای عقد و تعهد " عوض یا عوضین
photo distance
مسافت اندازه گیری شده ازعکس هوایی مسافت روی عکس
time distance
مسافت زمانی حرکت ستون مسافت طی شده در زمان معین
scattering mean free path
مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
mean free for scattering
مسافت ازاد میانگین درپراکندگی مسافت پراکندگی
attenuation mean free path
مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
mean free path for attenuation
مسافت ازاد میانگین درتضعیف مسافت تضعیف
range scale
طبله برد مقیاس مسافت جدول مسافت
short international
مسابقهای که هر تیرانداز 03تیر از مسافت 05 متر و 03تیر از مسافت 53 متر و 03تیر از مسافت 52 متر با تیرو کمان می اندازد
overhead clearance
حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
chaining
اجرای یک برنامه خیلی بزرگ که با اجرای بخشهای کوچکتر در یک زمان
range section
قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
real time
اجرای چندین کار بلا درنگ همزمان بدون کاهش سرعت اجرای فرایندی
overhead cover
پوشش بالای سر روپوش بالای سر
pops
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
popped
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
pop
برداشتن یک عنوان از بالای یک پشته کشیدن یا بازیابی داده از بالای پشته یک برنامه
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
machine gun
تیربار
machine guns
تیربار
windsor round
مسابقه تیراندازی با 63 تیراز مسافت 06 متری و 63تیر از مسافت 05 متری و63 تیر از 04 متری با کمان
Sound Recorder
امکانی در ویندوز ماکروسافت که به کاربر امکان اجرای فایلهای صورت ای دیجیتالی یا ضبط صوت روی دیسک و اجرای ویرایش ابتدایی میدهد
crest clearing
محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
pillboxes
اشیان تیربار
sear pin
محورچکاننده در تیربار
nest
اشیانه تیربار
nests
اشیانه تیربار
sub-machine gun
تیربار خودکار
sub-machine gun
تیربار دستی
machine guns
به تیربار بستن
sear
چکاننده در تیربار
sub-machine guns
تیربار دستی
seared
چکاننده در تیربار
sears
چکاننده در تیربار
sub-machine guns
تیربار خودکار
head space
فاصله سر تیربار
pillbox
اشیان تیربار
machine gun
به تیربار بستن
vehicle stopping distance
مسافت ایست وسیله نقلیه مسافت ایست خودرو
submachinegun
تیربار نیم خودکار
subcaliber
تیربار تنظیم هدف
first defense gun
تیربار منطقه جلو
first defense gun
جلوترین تیربار دفاعی
pipeline
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
pipelines
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه
limit of fire
حدود میدان اتش تیربار یاسلاح
authentication
تعیین نشانی تعیین معرف کردن
sweeping fire
اتش درو در عرض و عمق به وسیله تیربار
mean free path absorption
مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
coincidence range finder
مسافت یاب دوشاخهای مسافت یاب انطباقی
road distance
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
absorption mean free path
مسافت ازاد میانگین در جذب مسافت جذب
feasibility study
مطالعه قابلیت اجرای کار بررسی امکان اجرای کار
application of fire
اجرای اتش روی هدفهای مورد نظر اجرای اتش
subcaliber range
تیراندازی بالوله جوفی یا تیربار اثرگذارمیدان تیر تنظیم هدف
possession money
حق الحفظ دستمزدی که در برای اجرای حکم تملیک یا صیانت ملک تملیک شده از طریق اجرای حکم به مامور اجراداده میشود
defaulting
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults
مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
piezoelectric
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
telemetering
ارزیابی کردن موشکها مسافت سنجی کردن مسافت سنجی
sofar
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
time resolution
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
clear one's ears
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
transom
پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
dosimetry
تعیین مقدار جذب شده دارو یاتشعشع اتمی ازمایش تعیین دوز جذب شده
located
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locate
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locates
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locating
جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
performance standard
معیارهای عملکرد معیارهای اجرای کار یاعملکرد یکان یا دستگاه معیارهای اجرای کار
air priorities committee
کمیته تعیین ارجحیت حمل ونقل هوایی یا تعیین ارجحیت حمل بار
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
radar locating
تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
operating slide
دستگاه الات متحرک تیربار الات متحرک یا قسمتهای خوراک دهنده
running fix
کشیدن سمت متوالی ناو تعیین متوالی سمت ناو اخراج اشعه متوالی برای تعیین ایستگاه
ranged
مسافت
range
مسافت
short-range
کم مسافت
length
مسافت
lengths
مسافت
short range
کم مسافت
distance
مسافت
distances
مسافت
ranges
مسافت
post attack
بعد از اجرای حمله یا تک وقایع بعد از اجرای حمله
jacob's staff
مسافت سنج
telemeter
مسافت سنج
intervalometer
مسافت سنج
odometer
مسافت سنج
viameter
مسافت پیما
rangefinders
مسافت یاب
trochometer
مسافت پیما
supporting distance
مسافت پشتیبانی
odograph
مسافت سنج
metrograph
مسافت سنج
equidistance
مسافت مساوی
test course
مسافت ازمایش
known distance
مسافت معلوم
telemetry
مسافت سنجی
taximeter
مسافت سنج
odometry
مسافت پیمایی
range finder
مسافت یاب
proximity fuze
از مسافت دور
training distance
مسافت تمرین
range calibration
تنظیم مسافت
haul
مسافت حمل
range scale
طبله مسافت
range sensing
تخمین مسافت
telephoning
در یک مسافت طولانی
telephones
در یک مسافت طولانی
telephoned
در یک مسافت طولانی
air distance
مسافت هوایی
range finding
مسافت یابی
range drum
طبله مسافت
range indicator
شاخص مسافت
range indicator
طبله مسافت
racing course
مسافت مسابقه
range indicator
مقیاس مسافت
range adjustment
تنظیم مسافت
hauled
مسافت حمل
hauling
مسافت حمل
hauls
مسافت حمل
sight distance
مسافت دید
range determination
تخمین مسافت
ranging
مسافت یابی
burst range
مسافت ترکش
telephone
در یک مسافت طولانی
close range
مسافت نزدیک
blooming train
مسافت نورد
plotting scale
خط کش مسافت یاب
above
بالای
above
بالای سر
upping
بالای
into the bargain
بالای ان
oer
بالای
at the top of
در بالای
atop of
در بالای
atop of
بالای
over
بالای سر
outreach
بالای سر
over-
بالای سر
over-
بالای
up
بالای
overhead
بالای سر
upped
بالای
over
بالای
overhead
در بالای سر
longer
طی مسافت زیاد توپ
range disk
میز تصحیح مسافت
macrometer
مسافت یاب نوری
distantly
دور به مسافت زیاد
mile
مقیاس سنجش مسافت
longest
طی مسافت زیاد توپ
macrometer
دوربین مسافت سنج
torpedo run
مسافت طی شده اژدر
longed
طی مسافت زیاد توپ
long-
طی مسافت زیاد توپ
long
طی مسافت زیاد توپ
long distance supply
تغذیه مسافت دور
longs
طی مسافت زیاد توپ
range finder
مسافت سنج دریایی
range spotting
تخمین مسافت کردن
tachymeter
دوربین مسافت یاب
limit
مسافت یا مدت مسابقه
tachometric sight
دوربین مسافت سنج
tachometric sight
دوربین مسافت یاب
tachometer
کیلومترشمار مسافت سنج
range table
جدول مسافت توپ
ranging pole
شاخصهای مسافت یابی
spot
مسافت یابی کردن
miles
مقیاس سنجش مسافت
sound ranging
مسافت یابی صوتی
eying
دیدخوب با تشخیص مسافت
eye
دیدخوب با تشخیص مسافت
eyeing
دیدخوب با تشخیص مسافت
range rake
الیداد مسافت سنج
taximeter
مسافت نمای تاکسی
range board
میز تنظیم مسافت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com