Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English
Persian
leg theory
روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
Other Matches
leg hit
ضربه بسمت محدوده توپزن
popping crease
خط 8 متری در طرفین میله که محدوده جلویی توپزن است
blockages
محاصره محاصره کردن
blockage
محاصره محاصره کردن
beleaguered
در محاصره یکان محاصره شده
blockading
محاصره کردن
leaguer
محاصره کردن
encompass
محاصره کردن
blockades
محاصره کردن
besieging
محاصره کردن
blockaded
محاصره کردن
beseige
محاصره کردن
encircling
محاصره کردن
girt
محاصره کردن
encircles
محاصره کردن
encircled
محاصره کردن
encircle
محاصره کردن
sieges
محاصره کردن
siege
محاصره کردن
beleaguer
محاصره کردن
besieges
محاصره کردن
encompassed
محاصره کردن
besiege
محاصره کردن
envelops
محاصره کردن
besieged
محاصره کردن
to lay siege to
محاصره کردن
encompassing
محاصره کردن
enveloped
محاصره کردن
envelop
محاصره کردن
encompasses
محاصره کردن
blockade
محاصره کردن
enveloping
محاصره کردن
To rais ( lift, remove ) an embargo.
رفع محاصره کردن
To lay siege to a city .
شهری را محاصره کردن
surround
محاصره کردن احاطه شدن
surrounded
محاصره کردن احاطه شدن
surrounds
محاصره کردن احاطه شدن
gird
احاطه کرده محاصره کردن نیرومندکردن
seal off
محاصره کردن ممنوع الورود کردن
environ
دورزدن دورکسی یا چیزی را گرفتن محاصره کردن
send down
پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
steals
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
steal
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
surround
احاطه کردن محاصره کردن
surrounds
احاطه کردن محاصره کردن
surrounded
احاطه کردن محاصره کردن
adaptation
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
adaptations
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
pattern
محدوده الگوهای از پیش تعریف شده که برای پر کردن ناحیه تصویر به کار می روند
patterns
محدوده الگوهای از پیش تعریف شده که برای پر کردن ناحیه تصویر به کار می روند
innocent passage
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
aggressive
تهاجمی
incursive
تهاجمی
offensive
<adj.>
تهاجمی
attacking
[style of play, player]
<adj.>
تهاجمی
contained
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contain
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
hard advertising
تبلیغات تهاجمی
furor
خشم تهاجمی
power struggle
نقشه تهاجمی
power play
نقشه تهاجمی
dashes
کشتی تهاجمی
play marking
حرکات تهاجمی
dashed
کشتی تهاجمی
dash
کشتی تهاجمی
offensive block
دفاع تهاجمی
offensive league
اتحادیه تهاجمی
offensive weapon
سلاح تهاجمی
offensive war
جنگ تهاجمی
skate
بازی تهاجمی
skated
بازی تهاجمی
skates
بازی تهاجمی
offensive alliance
پیمان تهاجمی
shock troops
گروه تهاجمی
slot formation
نوعی طرح تهاجمی
offensives
اهانت امیز تهاجمی
offensive
اهانت امیز تهاجمی
offensive movement
حرکت تهاجمی شمشیرباز
scrappier
بازی تهاجمی سریع
attack aircraft carrier
ناو هواپیمابر تهاجمی
slot t
نوعی طرح تهاجمی
simple wing
طرح تهاجمی با خط نامتعادل
attack cargo ship
ناو باربری تهاجمی
scrappy
بازی تهاجمی سریع
scrappiest
بازی تهاجمی سریع
look-in
روش پاس تهاجمی
personal
محدوده سیستمهای بی سیم ارتباطی که امکان رد و بدل کردن داده کامپیوتر با وسایل دیگر مثل چاپگر یا PDA را فراهم میکند
flying wedge
نوعی مانور تهاجمی قدیمی
offensive
تهاجم تهاجمی حمله عمومی
offensives
تهاجم تهاجمی حمله عمومی
end run
بازی تهاجمی با دور زدن دفاع
split t
نوعی طرح تهاجمی شبیه به جبهه تی
progressive attack
پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
blockade
محاصره
block age
محاصره
blockaded
محاصره
siege
محاصره
encompassment
محاصره
blockading
محاصره
blockades
محاصره
sieges
محاصره
besiegement
محاصره
slants
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slant
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
strong side
سمتی از زمین که در لحظه معین توپ انجاست سمت جبهه تهاجمی
statue of liberty play
بازی تهاجمی از بازیگر گوش که با بلندکردن دست خودحریف را گول می زند
slanted
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
beleaguered
محاصره شده
pockets
محاصره شدن
pocket
محاصره شدن
ambient
محاصره شده
blockading
محاصره دریائیsortie
blockades
محاصره دریائیsortie
blockades
محاصره اقتصادی
paper blockade
محاصره کاغذی
paper blockade
محاصره بی حاصل
blockading
محاصره اقتصادی
blockaded
محاصره دریائیsortie
blockaded
محاصره اقتصادی
blockade
محاصره دریائیsortie
blockade
محاصره اقتصادی
state of siege
حالت محاصره
battering train
توپخانه محاصره
Naval blockade .
محاصره دریایی
Economic enciclement ( blockade , embargo ) .
محاصره اقتصادی
enclaves
تحت محاصره
enclave
تحت محاصره
0To break thru a blockade ( siege ) .
محاصره را شکستن
blockages
محاصره دریایی
sieges
محاصره حصار
siege
محاصره حصار
blockage
محاصره دریایی
backstop
توپزن
batsmen
توپزن
batsman
توپزن
belts
بستن محاصره ردن
lift a blockade
محاصره را پایان دادن
leaguer
محاصره عضو اتحادیه
belt
بستن محاصره ردن
belted
بستن محاصره ردن
batteries
توپزن و توپگیر
battery
توپزن و توپگیر
baulked
خطای توپزن
balks
خطای توپزن
balked
خطای توپزن
control
توپزن دقیق
controlling
توپزن دقیق
controls
توپزن دقیق
balking
خطای توپزن
banjo hitter
توپزن ضعیف
stonewaller
توپزن تدافعی
balk
خطای توپزن
baulks
خطای توپزن
baulking
خطای توپزن
take a wicket
سوزاندن توپزن کریکت
count
تعداد امتیاز توپزن
ducked
اخراج توپزن بی امتیاز
counted
تعداد امتیاز توپزن
dismiss
سوزاندن توپزن و اخراج او
fine leg
محل پشت سر توپزن
on drive
ضربه بسمت توپزن
counts
تعداد امتیاز توپزن
counting
تعداد امتیاز توپزن
ducks
اخراج توپزن بی امتیاز
duckings
اخراج توپزن بی امتیاز
stump
سوزاندن توپزن کریکت
stumped
سوزاندن توپزن کریکت
stumping
سوزاندن توپزن کریکت
duck
اخراج توپزن بی امتیاز
stumps
سوزاندن توپزن کریکت
ground
محل ایستادن توپزن
double
توپزن 0001امتیازی فصل
defense
دفاع توپزن از میله ها
dismisses
سوزاندن توپزن و اخراج او
doubled up
توپزن 0001امتیازی فصل
catcher
توپگیر پشت سر توپزن
dismissing
سوزاندن توپزن و اخراج او
doubled
توپزن 0001امتیازی فصل
quick opener
بازی تهاجمی که مدافع تیم توپ را از مهاجم میگیرد وبه سمت شکاف خط رقیب می دود
scope
محدوده
range
محدوده
spanned
محدوده
spanning
محدوده
confining
محدوده
spans
محدوده
confine
محدوده
ranges
محدوده
ranged
محدوده
span
محدوده
handle the ball
دست زدن توپزن به توپ
blooper
پرتاب اهسته توپ به توپزن
night watchman
توپزن پایان مسابقه کریکت
night-watchman
توپزن پایان مسابقه کریکت
night-watchmen
توپزن پایان مسابقه کریکت
out of one's ground
تجاوز توپزن از محل ایستادن
beanball
توپی که هدف ان سر توپزن باشد
ball
توپ دور از دسترس توپزن
complete game
یک بازی کامل از طرف توپزن
down
میله افتاده واخراج توپزن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com