English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
English Persian
codress procedure روش ذکر گیرندگان به صورت رمزی روش رمز کردن کلیه پیام
Other Matches
codress نوعی پیام که کلیه متن ان فقط به رمز ارسال میشود گیرندگان رمزی پیام باادرس رمزی
cipher رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
ciphers رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
cyphers رمزی که از یک کلید عمومی برای رمزی کردن پیام و ازیک کلید رمز برای رمز گشایی آن استفاده میکند.
open code سیستم رمزی که به صورت کشف مخابره میشود
notify handler مجموعه دستورات که در صورت دریافت پیام مهم اجرا می شوند
authentication استفاده از کدهای خاص برای بیان کردن به فرستنده پیام که پیام درست و قابل تشخیص است
ciphers سیستم ارسال پیام به صورت غیر قابل خواندن با کلید رمز
chatted ارسال و دریافت پیام با کاربران دیک در اینترنت به صورت بلاد رنگ
cipher سیستم ارسال پیام به صورت غیر قابل خواندن با کلید رمز
cyphers سیستم ارسال پیام به صورت غیر قابل خواندن با کلید رمز
chat ارسال و دریافت پیام با کاربران دیک در اینترنت به صورت بلاد رنگ
chats ارسال و دریافت پیام با کاربران دیک در اینترنت به صورت بلاد رنگ
chatting ارسال و دریافت پیام با کاربران دیک در اینترنت به صورت بلاد رنگ
authentication code سیستم نشانی رمزی معرفهای رمزی
InBox خصوصیات سیستم پیام گذاری پنجره که میتواند پیام الکترونیکی کاربر را نگه دارد که شامل پیام ارسالی روی شبکه
nephrogenic ایجادشده در کلیه منشعب از کلیه
hotter کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hot کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hottest کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
addressee گیرندگان
addressees گیرندگان
lockout مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
lockouts مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
Uuencoding روش تبدیل متن و فایل به قالب شبه متن تا به صورت پیام پست الکتریکی ارسال شوند
code رمزی کردن
encodes رمزی کردن
codification رمزی کردن
encode رمزی کردن
mystifying رمزی کردن
mystified رمزی کردن
mystifies رمزی کردن
mystify رمزی کردن
attentions به جای خود به گیرندگان جهت اطلاع
attention به جای خود به گیرندگان جهت اطلاع
book message نامهای که سایر گیرندگان دران قید نمیشود
disclaim all liability کلیه بدهیها را انکار کردن
cryptanalyze نوشته رمزی را کشف کردن
acknowledges 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledging 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
acknowledge 1-اعلام کردن به فرستده که پیام دریافت شده است 2-ارسال سیگنال از گیرنده تا بگوید پیام ارسالی به درستی دریافت شده است
demodulate از مخابرات رادیویی مطالب رمزی کشف کردن
To pool resources to gether . کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
numeric که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
challenge and reply ذکر گوینده و گیرنده پیام اعلام دادن و گرفتن پیام
piggybacking استفاده از پیام ارسالی برای انتقال تصدیق از یک پیام که زودتر دریافت شده است
InBox پیام فکس و پیام ارسالی روی انیترنت است
quoting خصوصیتی در پستهای الکترونیکی که امکان پاسخ دادن به پیام به همراه متن پیام اصلی میدهد
codifying رمزی کردن تدوین کردن
codify رمزی کردن تدوین کردن
codifies رمزی کردن تدوین کردن
prompt پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است
prompted پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است
prompts پیام حرف نشان داده شده روی صفحه نمایش برای پیام دادن به کاربر که یک ورودی لازم است
crowding out effect اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
receipt notification خصوصیتی در بیشتر برنامههای پست الکترونیکی که یک پیام خودکار را ارسال میکند برای تایید اینکه پیام دریافت شده است
radiograms پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
radiogram پیام رادیو تلگرافی پیام رادیویی
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
UA نرم افزاری که اطمینان حاصل میکند که پیام پستی اطلاعات ابتدایی صحیح دارد و سپس آنرا به عامل ارسال می فرستدتا پیام را به مقصد بفرستد
anagrams استفاده از ترکیب رمزها برای کشف پیام کشف پیام بااستفاده از رمزهای مرکب
anagram استفاده از ترکیب رمزها برای کشف پیام کشف پیام بااستفاده از رمزهای مرکب
burying کد کردن پیام
buries کد کردن پیام
bury کد کردن پیام
encodes کد کردن پیام
encode کد کردن پیام
polynomial code سیستم تشخیص خطا که از مجموعهای از قوانین ریاضی اعمال شده به پیام پیش از ارسال و سپس پس از دریافت یا تولید مجدد پیام اصلی تشکیل شده است
encode رمز کردن پیام
enciphere رمز کردن پیام
decodes کشف کردن پیام
decode کشف کردن پیام
encodes رمز کردن پیام
decoded کشف کردن پیام
ended کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
ends کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
end کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
wands دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
wand دستگاه ورودی خواندن برچسبهای رمزی شمش نوری به وسیله حس کردن الگوهای نوری فضاهای تیره و روشن
clears پیام کشف روشن کردن
clearest پیام کشف روشن کردن
clear پیام کشف روشن کردن
clearer پیام کشف روشن کردن
MTA نرم افزاری که پیام پستی جدید را متوقتا ذخیره میکند و پس به مقصد صحیح می فرستد. در بیشتر برنامههای کاربردی پست الکترونیکی عوامل ارسال پیام مقصدی وجود دارند. هر یک برای یک نوع روش ارسال .
wilco پیام را اجرامی کنم پیام رسید اجرا می کنم
service message پیام ازمایش خط مخابره پیام مخصوص شروع مخابره
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
cryptically رمزی
figurative رمزی
symbolically رمزی
coded رمزی
symbolic رمزی
runic رمزی
enigmatical رمزی
mystic رمزی
mystics رمزی
monogrammatic رمزی
furtive رمزی
cryptic رمزی
in petto رمزی
kidney کلیه
occult رمزی
allegorical رمزی
all کلیه
reins کلیه ها
encoded رمزی
all- کلیه
backstairs رمزی
emblematical رمزی
kidneys کلیه
emblematic رمزی
allegoric رمزی
allusive رمزی
cross examination به طور کلی در CL کلیه شهود وکارشناسان و مامورین کشف جرم در موقع محاکمه بایدعلنا" و حضورا" اطلاعات خودرا بیان دارند و دادستان ووکیل متهم حق سوال کردن از ایشان را دارند
all men کلیه مردم
esoteric رمزی درونی
occult سری رمزی
reniform شبیه کلیه
entireforce کلیه نیرو
floating kidney کلیه متحرک
paranephric مجاور کلیه
cryptograph نوشته رمزی
code words کلمات رمزی
nephroptosis کلیه متحرک
figurative رمزی کنایهای
renal وابسته به کلیه ها
code word کلمات رمزی
watchword کلمه رمزی
watchwords کلمه رمزی
cryptogram نوشته رمزی
cryptocorrespondence مکاتبات رمزی
encoded رمزی شده
coded character دخشه رمزی
nephralgia قولنج کلیه
renal gravel حصات کلیه
renal gravel ریک کلیه
all hands کلیه پرسنل
renal calculus ریگ کلیه
undercover رمزی جاسوس
symbolic logic منطق رمزی
mystic sense معنی رمزی
mystic participation اشتراک رمزی
puzzle lock قفل رمزی
formal logic منطق رمزی
entireforce کلیه قوا
symbolic رمزی اشاری
reniform کلیه مانند
all arms کلیه نیروها
formula قاعده رمزی
formulae قاعده رمزی
formulas قاعده رمزی
symbolically رمزی اشاری
plastic bubble keyboard صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
token معجزه علامت رمزی
tokens معجزه علامت رمزی
ornis کلیه مرغان یک سرزمین
coded decimal رقم دهدهی رمزی
semeiotic مکتب علائم رمزی
semiotic مکتب علائم رمزی
cryptocommunication ارتباط ومخابرات رمزی
against all risks در براب کلیه خطرات
reins محل کلیه در بدن
cryptosecurity حفافت مکاتبات رمزی
azoth علاج کلیه دردها
tenantary کلیه مستاجرین یک ملک
cypher حروف یامهر رمزی
mystically بطور رمزی یا استعماری
cryptanalysis کشف نوشته رمزی
phase encoded رمزی شده با فاز
paranephros غده روی کلیه
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
cryptorelated informations اطلاعات مربوط به مکاتبات رمزی
The ship and all its crew were lost . کشتی با کلیه سر نشینانش گه ( مفقود ) شد
numerology مبحث معانی رمزی اعداد
sigil علامت نجومی علائم رمزی
demesne کلیه زمین مایملک یک شخص
chronic renal failure [CRF] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
chronic kidney failure [CKF] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
to crack a code رمزی [گاوصندوق یا رایانه] را شکندن
chronic renal disease [CRD] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
all available کلیه توپخانه حاضر به تیر
Chronic kidney disease [CKD] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
syngraph سندی که به مهر و امضا کلیه
nephrolith سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
kidney stone [Calculus renalis] سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
token کلمه رمزی علامت مشخصه
symbolization استعمال علائم ونشانهای رمزی
renal calculus [Calculus renalis] سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
the total population تمامی نفوس کلیه جمعیت
the t. population کلیه جمعیت همه مردم
tokens کلمه رمزی علامت مشخصه
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com