English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (18 milliseconds)
English Persian
aspect روش فاهر سازی چیزی
aspects روش فاهر سازی چیزی
Other Matches
simulations فاهر سازی
simulation فاهر سازی
affectedly از روی فاهر سازی
deusexmachina شخص یا چیزی که بطور غیرمترقبه فاهر میشود
forced cooling خنک سازی چیزی
churned بافعالیت فکری چیزی بوجود اوردن کره سازی
churn بافعالیت فکری چیزی بوجود اوردن کره سازی
churns بافعالیت فکری چیزی بوجود اوردن کره سازی
poundage وزن چیزی برحسب پوند یا رطل محصور سازی حیوانات
rectification یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ordnance plant کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger الت کنگره سازی یادندانه سازی
to concern something مربوط بودن [شدن] به چیزی [ربط داشتن به چیزی] [بابت چیزی بودن]
exteriority فاهر
ostensible فاهر
the outward state فاهر
on the surface در فاهر
apparent فاهر
face فاهر
guises فاهر
faces فاهر
sensation فاهر
rinds فاهر
rind فاهر
surfaced فاهر
surfaces فاهر
surface فاهر
outside فاهر
outsides فاهر
sensations فاهر
superficies فاهر
guise فاهر
appearances فاهر
external فاهر
mien فاهر
externals فاهر
manifests فاهر
squalid بد فاهر
manifested فاهر
groomed فاهر
appearance فاهر
manifest فاهر
manifesting فاهر
guize فاهر
superficial فاهر
externally فاهر
semblable فاهر
pre-treatment عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
frustrations خنثی سازی محروم سازی
frustration خنثی سازی محروم سازی
subjugation مقهور سازی مطیع سازی
imagery مجسمه سازی شبیه سازی
formularization کوتاه سازی ضابطه سازی
irritancy پوچ سازی باطل سازی
ouster بی بهره سازی محروم سازی
to make ones a فاهر شدن
outsight فاهر بینی
appearances فاهر نمایش
personal appearance وضع فاهر
outside appearance صورت فاهر
surfaces رویه فاهر
springs فاهر شدن
trumpery خوش فاهر
exposed فاهر شده
aspect صورت فاهر
aspects صورت فاهر
appearance فاهر نمایش
outward show نمایش فاهر
semblance صورت فاهر
outward show صورت فاهر
surface رویه فاهر
nominally بصورت فاهر
the outward man انسان فاهر
spring فاهر شدن
to out ward seeming برحسب فاهر
hermaphrodites خنثی فاهر
surfaced رویه فاهر
formalist فاهر پرست
hermaphrodite خنثی فاهر
habit مشرب فاهر
habits مشرب فاهر
gloss جلوه فاهر
look فاهر شدن
affecter فاهر ساز
hues تصویر فاهر
turned out فاهر لباسیکهفردیبرتندارد
outwardly برحسب فاهر
garb کسوت فاهر
faces فاهر منظر
pro forma از لحاظ فاهر
looked فاهر شدن
face فاهر منظر
merged دشمن فاهر شد
hue تصویر فاهر
looks فاهر شدن
similitude بیرون فاهر
turn up فاهر شدن
setting وضع فاهر
turn-ups فاهر شدن
seem فاهر شدن
seemed فاهر شدن
seems فاهر شدن
settings وضع فاهر
the out ward eye چشم فاهر
in outward show بصورت فاهر
erasable 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
to watch something مراقب [چیزی] بودن [توجه کردن به چیزی] [چیزی را ملاحظه کردن]
on the surface درصورت فاهر از بیرون
judge by appearances حکم به فاهر کردن
pro forma برای صورت فاهر
outward things جهان برونی یا فاهر
pro forma منباب فاهر فاهری
verisimilar دارای فاهر حقیقی
for a sake برای حفظ فاهر
to keep up appearances حفظ فاهر کردن
show up <idiom> فاهر شدن ،رسیدن
phantasm فاهر فریبنده سایه
phantoms منظر فاهر فریبنده
of the surface در صورت فاهر از بیرون
exposures فاهر شدن عکس
exposure فاهر شدن عکس
resurfaced دوباره فاهر شدن
resurface دوباره فاهر شدن
resurfaces دوباره فاهر شدن
outed رفتن فاهر شدن
the outer man وضع فاهر شخص
out رفتن فاهر شدن
prima facie evidence مدرک به فاهر قاطع
develops فاهر کردن عکس
develop فاهر کردن عکس
phantom منظر فاهر فریبنده
out- رفتن فاهر شدن
seeming فاهر نما زیبایی
save ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
scarious دارای فاهر خشک وپلاسیده
to evolve a fact چگونگی امری را فاهر کردن
rounding ایجاد یک حرف با فاهر بهتر
opportunity target هدفی که غیرمنتظره فاهر میشود
deponont در فاهر مجهول و در باطن معلوم
stuffed shirts ادم خوش فاهر وتوخالی
stuffed shirt ادم خوش فاهر وتوخالی
paradoxical در فاهر مهمل و درواقع درست
specious دارای فاهر زیبا وفریبنده
look فاهر بنظرامدن مراقب بودن
sterling فاهر وباطن یکی واقعی
cycle :بصورت دورانی فاهر شدن
looks فاهر بنظرامدن مراقب بودن
acronical فاهر شونده در غروب افولی
cycle بصورت متناوب فاهر شدن
acronichal فاهر شونده در غروب افولی
cycled :بصورت دورانی فاهر شدن
cycles بصورت متناوب فاهر شدن
cycles :بصورت دورانی فاهر شدن
cycled بصورت متناوب فاهر شدن
hued دارای فاهر ونمای مخصوص
reasonable and probable cause علت معقول و به فاهر درست
turn up <idiom> به طور ناگهانی فاهر شدن
projected فاهر کردن نشان دادن
notation که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
looked فاهر بنظرامدن مراقب بودن
notations که عملگر پس از عملوند فاهر میشود
project فاهر کردن نشان دادن
projects فاهر کردن نشان دادن
symmetrical compression سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
i did it for show برای نمایش یا فاهر ان کاررا کردم
successive آنچه یکی پس از دیگری فاهر میشود
developer فاهر کننده عکس توسعه دهنده
developers فاهر کننده عکس توسعه دهنده
pop up <idiom> غیر منتظره یا ناگهانی فاهر شدن
whited ادم بد باطن و خوش فاهر چیز گرانبها
pages نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
disposure درمعرض دید قرار گرفتن فاهر شدن
paged نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
page نمایش گرافیکی فاهر صفحه هنگام چاپ
proteranthous دارای گلهاییکه قبل از برگ فاهر گردد
outwardness کیفیت فاهر دلبستگی بچیزهای خارجی یامادی
sorts الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hits داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
exposures در معرض دید قرار گرفتن فاهر شدن فهور
textualism اهمیت دادن به لفظ یا معنی فاهر انتقاد لفظی
expose در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
exposure در معرض دید قرار گرفتن فاهر شدن فهور
exposes در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
exteriorize بصورت فاهرفهمیدن یا فهاندن صورت فاهر یا وجودخارجی دادن
exposing در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
clothes horse کسی که بیش از حد به لباس و فاهر خود توجه دارد
clothes horses کسی که بیش از حد به لباس و فاهر خود توجه دارد
print فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
printed فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
formalism اعتقاد به حفظ فاهر وقالبهای موجود در کلیه امور
prints فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com