English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Search result with all words
revisionism روش فکری ادوارد برنشتاین المانی که ابتدا پیرو مارکس بود ولی بعدا" دکترین فوق را که مبتنی است بر اصلاح سیستم انقلابی مارکس و اعتقاد به این که سوسیالیسم از طریق تکامل تدریجی میتواندجهانگیر شود ابداع کرد
Other Matches
Marxism روش فکری کارل مارکس فیلسوف المانی
wagnerite پیرو واگنرموسیقیدان المانی
wagnerian پیرو واگنرموسیقیدان المانی
ideology بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
ideologies بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
perpetuting testtimony تاسیسی که به وسیله ان شهادتی که ممکن است بعدا" به ان استناد لازم شود و در عین حال ممکن است بعدا" ممکن الحصول نباشد حفظ میشود
edward's personal preference schedule مقیاس ادوارد برای رجحانهای شخصی
Edwardian ادبیات و هنر و مد لباس دوران ادوارد هفتم
Edwardian معماری دوران ادوارد اول و دوم وسوم
Marxist مارکس گرا
Marxism عقیده مارکس
Marxists مارکس گرا
Marxism مارکس گرائی
dialectical materialism فرضیهء استدلالی مارکس
marxian پیروعقیده کارل مارکس
marxian وابسته به کارل مارکس
dialectic هگل و مارکس ان را جهت تعلیل و توجیه امور
ulteriorly بعدا"
afterwards بعدا
thereinafter بعدا
puisne بعدا
at a laterd بعدا`
afterward بعدا
radical economists منظور گروهی ازاقتصاددانان کلاسیک مانندمالتوس و مارکس میباشد
to stare down بعدا پرشیده شود
sterlet بعدا پرسیده شود
moist scall بعدا پرسیده شود
office bearer بعدا پرسیده شود
snow grouse بعدا پرسیده شود
krypto بعدا پرسیده شود
reading desk بعدا پرسیده شود
incavern بعدا پرسیده شود
sea hog بعدا پرسیده شود
inthrall بعدا پرسیده شود
transhipŠetc بعدا پرسیده شود
germain ) : المانی
jerry المانی
Germanic المانی
germanization المانی شدن
German measles سرخجه المانی
germanize المانی کردن
hans المانی یاهلندی
high dutch زبان المانی
alemannic لهجهء مخصوص المانی
land grave کنت قدیم المانی
junker اصیل زاده المانی
fokker یکجورهواپیمای جنگی المانی
germanity صفات ویژه المانی
schnauzer سگ " تری یر "المانی نژاد
pfennig مسکوک مسی المانی
gotha یکجورهواپیمای بزرگ المانی
panzer لشگر زرهی المانی
hun مخرب تمدن المانی
germanize المانی ماب کردن
teutonize به المانی ترجمه کردن
plants ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا
plant ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا
kummel نوشابه المانی زیره دار
germanism اصطلاحات ویژه زبان المانی
junker جوان نجیب زاده المانی
germanist دانشمند فرهنگ و زبان المانی
doberman pinscher سگ پاسبان المانی متوسط الجثه
Gothic حروف سیاه قلم المانی
beginnings ابتدا
beginning ابتدا
early در ابتدا
outset ابتدا
to start with در ابتدا
at the outset در ابتدا
earliest در ابتدا
de novo از ابتدا
initio در ابتدا
from scratch <idiom> از ابتدا
at the start در ابتدا
at first در ابتدا
goth یکی از اقوام المانی قدیم بربری
landgravine لقب برخی از شاهزادگان المانی است
hegelianism مکتب فلسفی هگل فیلسوف المانی
lansquenet سربازپیاده مزدورو المانی در سده هفدهم
rhenish شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
thaler یکنوع سکه بزرگ نقره المانی
initial اولین یا در ابتدا
uppermost از اغاز از ابتدا
initialing اولین یا در ابتدا
initialed اولین یا در ابتدا
initialled اولین یا در ابتدا
initialling اولین یا در ابتدا
initials اولین یا در ابتدا
economic determinism یکی ازاصول عقاید مارکس که به موجب ان جمیع تحولات اجتماعی وسیاسی ناشی ازجبر اقتصادی تلقی می گردد
Marxists طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
Marxist طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
oversale پیش فروش چیزی به مقداری که بعدا` نتوان تحویل داد
groschen سکه سیم المانی که پیشتر رواج داشت
pfenin سکه مس المانی که ارزش ان برابراست با یک صدم ARK
jack johnson د راصطلاح عامه سربازها نارنجک بزرگ المانی
originally دراغاز کار در ابتدا
preset تنظیم چیزی در ابتدا
redid شروع مجدد از ابتدا
redo شروع مجدد از ابتدا
redoes شروع مجدد از ابتدا
redoing شروع مجدد از ابتدا
redone شروع مجدد از ابتدا
start آغاز [ابتدا] [شروع]
mauser یکجور تفنگ که ماوزرنام المانی اختراع کرده است
minnesinger شاعر غزل سرای المانی درسدههای 21تا 41میلادی
nip in the bud <idiom> از ابتدا جلوی چیزی را گرفتن
stacked آدرس ابتدا پایانه پشته
stack آدرس ابتدا پایانه پشته
stacks آدرس ابتدا پایانه پشته
to nip something in the bud از ابتدا جلوی چیزی را گرفتن
anlage اساس و پایهء رشد بعدی قسمت کوچکی که بعدا رشدنموده وبزرگ میشود
landgrave لقب برخی از شاهزادگان المانی کنت زمین همان است
dictatorships این لفظ را مارکس به شکل دیکتاتوری پرولتاریاdictatorship prolotarian به کار برده است که مفهوم ان " حکومت مطلقه طبقه رنجبر یا کارگر " میباشد
dictatorship این لفظ را مارکس به شکل دیکتاتوری پرولتاریاdictatorship prolotarian به کار برده است که مفهوم ان " حکومت مطلقه طبقه رنجبر یا کارگر " میباشد
marks نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
mark نوشتن حروف با جوهر مغناطیسی یا هادی که بعدا توسط ماشین قابل خواندن باشند
pursuant پیرو
follwer پیرو
satellite پیرو
slaves پیرو
slaving پیرو
follower پیرو
henchman پیرو
henchmen پیرو
followers پیرو
succedaneous پیرو
thereinafter پیرو ان
to heel پیرو
satellites پیرو
sequent پیرو
cohorts پیرو
cohort پیرو
slave پیرو
secondary planet پیرو
slaved پیرو
sequacious پیرو
sequela پیرو
boundary علامتی که ابتدا و انتهای فایل را مشخص میکند
boundaries علامتی که ابتدا و انتهای فایل را مشخص میکند
lombards گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
sidekick ادم پیرو
adherents تابع پیرو
adherent تابع پیرو
sidekicks ادم پیرو
vassal تابع پیرو
vassals تابع پیرو
true-blue پیرو متعصب
disciples پیرو هواخواه
law-abiding پیرو قانون
obedient to the law پیرو قانون
leninist پیرو لنین
faddish پیرو مد زودگذر
platonist پیرو افلاطون
satellite processor پردازشگر پیرو
platonic پیرو افلاطون
succedent پیرو متعاقب
rightteous پیرو شریعت
disciple پیرو هواخواه
shiite پیرو شیعه
flash in the pan <idiom> ابتدا عالی وبعد خراب شدن ،شکست خوردن
grabber مدار دیجیتالی سریع که یک تصویر تلویزیونی را در حافظه نگه می دارد تا بعدا توسط کامپیوتر پردازش شود
special bastard هر گاه پدر ومادر طفلی که حرامزاده بوده بعدا" ازدواج کنند نسب اوصحیح خواهد بود
holographic image [ذخیره داده به صورت تصویری که بعدا توسط بانکی از خانه های نوری و لیزر خوانده میشود.]
epicures پیرو عقیده اپیکور
episcopalian پیرو کلیسای اسقفی
epicure پیرو عقیده اپیکور
dialectician پیرو منطق استدلالی
shiite پیرو مذهب شیعه
religionist پیرو متعصب دین
partisans حامی پیرو متعصب
partisan حامی پیرو متعصب
shia پیرو مذهب شیعه
master slave system سیستم راهبر پیرو
partizan حامی پیرو متعصب
stoical پیرو فلسفه رواقیون
pragmatist پیرو فلسفه عملی
realist پیرو مکتب realism
realists پیرو مکتب realism
slave mode حالت پیرو یا برده
socratic پیرو حکمت سقراط
sunnite پیرو مذهب سنت
episcopalians پیرو کلیسای اسقفی
wesleyan پیرو جان وسلی
classical پیرو سبکهای باستانی
stoic پیرو فلسفه رواقیون
conservative پیرو سنت قدیم
conservatives پیرو سنت قدیم
incogitance بی فکری
incogitancy بی فکری
inconsiderateness بی فکری
irreflection بی فکری
reflectional فکری
braininess فکری
intellectual فکری
cerebral فکری
excogitative فکری
notional فکری
conceptual فکری
intellectuals فکری
mental فکری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com