English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
forced flood lubrication روغنکاری تحت فشار
Search result with all words
force feed circulation oiling روغنکاری گردشی تحت فشار
high pressure lubrication روغنکاری فشار قوی
oil shot system سیستم روغنکاری تحت فشار
Other Matches
mist lubrication روغنکاری پاششی روغنکاری چکانشی روغنکاری چکهای
lubrication روغنکاری
oil lubrication روغنکاری
gravity lubrication روغنکاری سقوطی
flood lubrication روغنکاری سیلابی
lubricate روغنکاری کردن
oils روغنکاری کردن
gas lubrication روغنکاری گردی
lubrication technology تکنیک روغنکاری
lubrication order دستور روغنکاری
oiling روغنکاری کردن
lubricated روغنکاری کردن
lubricating روغنکاری کردن
oil روغنکاری کردن
oil splash lubrication روغنکاری تزریقی
flood oiling روغنکاری گردشی
circulation oiling روغنکاری گردشی
lubricates روغنکاری کردن
centralized lubrication روغنکاری متمرکز
one shot lubrication روغنکاری گروهی
drip oil lubrication روغنکاری قطرهای
splash lubrication روغنکاری تزریقی
centralized oil shot system روغنکاری متمرکز فشاری
centrifugal lubrication روغنکاری گریز از مرکز
pressure lubrication دستگاه روغنکاری فشاری
oil circulating lubrication روغنکاری نوع گردشی
oil bath lubrication روغنکاری حمام روغن
mobile lubricating equipment تجهیزات روغنکاری متحرک
drum type lubricating pump پمپ روغنکاری نوع غلطکی
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
greased روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
grease روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
skid pad محدوده روغنکاری شده ازمایش اتومبیل یاموتورسیکلت
greasing روغن زدن روغنکاری نمودن چربی گریس
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
vegetable oil روغنهای نباتی که تا قبل ازسال 5391 برای روغنکاری بکار میرفته اند
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
low head plant نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
impluse level سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
pitot pressure فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
barometric pressure فشار جو
pressured فشار
pressures فشار
pressure فشار
pressor فشار زا
isobar تک فشار
bunt فشار با سر
isobars هم فشار
isobars تک فشار
isobar هم فشار
atmospheric pressure فشار جو
fantod فشار
weight فشار
back pressure پی فشار
hydraulic pressure فشار اب
ice push فشار یخ
thrusts فشار
low pressure فشار کم
pressing فشار
thrusting فشار
isobare هم فشار
line of thrust خط فشار
thrust فشار
isopiestic هم فشار
impacts فشار
distraint فشار
pressuring فشار
back iron بن فشار
atmosphere فشار جو
stress فشار
stresses فشار
presses فشار
stressing فشار
zipping فشار
stroke فشار با پا
stroked فشار با پا
strokes فشار با پا
stroking فشار با پا
constraint فشار
atmospheres فشار جو
water pressure فشار اب
strains فشار
pressure vessel فشار
strain فشار
total pressure فشار کل
zip فشار
zipped فشار
zips فشار
violence فشار
impact فشار
sense of pressure حس فشار
pushes فشار
compression فشار
pressure sense حس فشار
press فشار
exertions فشار
pressure curve خم فشار
pushed فشار
push فشار
exertion فشار
brunt فشار
growing pains فشار
tension فشار
tensions فشار
center of pressure مرکز فشار
external pressure فشار برونی
group pressure فشار گروهی
pressure of time فشار زمانی
carebaria احساس فشار در سر
gossypium داروی فشار
eyestrain فشار باصره
time pressure فشار زمانی
gage pressure فشار مانومتری
flux density تراکم فشار
gage pressure فشار گیج
head loss افت فشار
high tension magneto مگنت پر فشار
brush pressure فشار زغال
hydraulic pressure فشار هیدرولیکی
hydrostatic مربوط به فشار اب
hydrostatic pressure فشار ایستائی
hydrostatic pressure فشار عمق اب
high tension فشار قوی
vapor pressure فشار بخار
high potential فشار قوی
high pressure فشار زیاد
high pressure area منطقه پر فشار
high pressure line خط فشار قوی
forced draft هوای با فشار
high tension line خط فشار قوی
high voltage line خط فشار قوی
hydrostatic pressure فشار عمق
external pressure فشار خارجی
critical pressure فشار بحرانی
deflationary pressure فشار انقباضی
deflationary pressure فشار ضدتورمی
diastolic pressure فشار دیاستولی
diffraction loading منتجه فشار
direct pressure فشار مستقیم
compressive stress فشار تراکمی
cold water test pressure ازمایش فشار اب
confined water سفره اب با فشار
constant pressure فشار ثابت
contact pressure فشار تماسی
centre of pressure مرکز فشار
contact pressure فشار تماس
hydraulic pressure test ازمایش فشار اب
cost push فشار قیمت
discharge pressure فشار تخلیه
drag loading فشار کششی
cost push فشار هزینه
central head فشار مرکزی
end thrust فشار محوری
equilibrium pressure فشار تعادلی
equilibrium vapor pressure فشار به حد تعادل
electric tension فشار الکتریکی
effective pressure فشار موثر
drag mark محل فشار
ciderpress میوه فشار
dynamic pressure فشار دینامیکی
dynamic pressure فشار پویا
ciderpress سیب فشار
earth pressure فشار خاک
economic pressure فشار اقتصادی
edge pressure فشار لبه
excess pressure فشار اضافی
hydrostatic pressure فشار ایستابی
to press up با فشار بالابردن
partial pressure فشار جزئی
partial pressure فشار جزیی
piezometry فشار سنجی
starting pressure فشار استارت
standard atmospheric pressure فشار متعارفی جو
sound pressure فشار صوت
piston pressure فشار پیستون
soil strain فشار زمین
social pressure فشار اجتماعی
overvoltage ازدیاد فشار
overvoltage فشار زیاد
overpressure فشار بیش از حد
molding pressure فشار قالب
molding pressure فشار پرس
to bear pressure upon فشار اوردن بر
thrust of the arch فشار طاق
stress of poverty فشار بینوایی
static pressure فشار ایستایی
static head فشار ایستایی
osmotic pressure فشار اسمزی
simple compression فشار ساده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com