Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (15 milliseconds)
English
Persian
boom
رونق شدید
boomed
رونق شدید
booming
رونق شدید
booms
رونق شدید
Other Matches
fervour
حرارت شدید اشتیاق شدید
fervor
حرارت شدید اشتیاق شدید
booming
رونق
recoveries
رونق
recovery
رونق
upswing
رونق
booms
رونق
up-and-coming
رو به رونق
boom
رونق
boomed
رونق
prosperity
رونق
lustreer
رونق
juice up
رونق دادن به
booming
رونق گرفتن
revival
اغاز رونق
boomed
رونق گرفتن
revivals
اغاز رونق
boom
رونق گرفتن
economic prosprity
رونق اقتصادی
economic prosperity
رونق اقتصادی
business prosperty
رونق سوداگری
bullish market
بازار رو به رونق
upswing
رونق گرفتن
animator
رونق دهنده
booms
رونق گرفتن
animators
رونق دهنده
quick recovery
رونق سریع
recovery phase
مرحله رونق
golden ages
دوران رونق و رفاه
business prosperty
رونق کسب و کار
golden age
دوران رونق و رفاه
thriving
رونق یافتن کامیاب شدن
prosper
رونق یافتن موفق شدن
thrives
رونق یافتن کامیاب شدن
prospering
رونق یافتن موفق شدن
thrived
رونق یافتن کامیاب شدن
prospered
رونق یافتن موفق شدن
thrive
رونق یافتن کامیاب شدن
revivification
تجدید حیات رونق تازه
prospers
رونق یافتن موفق شدن
he prospered in his business
در کار خود کامیاب شد کارش رونق گرفت
he has a rushing business
کارش خوب گرفته است کارش خیلی رونق دارد
he was p in his business
خوب بود کارش رونق گرفته بود
extensive
شدید
climacteric
<adj.>
شدید
keen
شدید
keenest
شدید
draconic
شدید
slashing
شدید
two fisted
شدید
severe
شدید
raging
شدید
incontrollable
شدید
hyperpyrexia
تب شدید
diametric
شدید
diametrical
شدید
toughest
شدید
tougher
شدید
tough
شدید
intensive
شدید
acute
شدید
forcible
شدید
rigorous
شدید
boisterous
شدید
high wrought
شدید
grievous
شدید
inclement
شدید
stalwarts
شدید
vigorous
شدید
drastically
شدید
severer
شدید
sweltering
شدید
severest
شدید
vehemently
شدید
intense
شدید
vehement
شدید
stalwart
شدید
sopping
شدید
rugged
شدید
towering
شدید
violent
شدید
drastic
شدید
strenuous
شدید
galloping inflation
تورم شدید
workouts
کار شدید
workouts
تمرین شدید
violent wind
باد شدید
rain shower
باران شدید
clavus
سردرد شدید
workouts
ورزش شدید
pash
باران شدید
rumbustious
سخت شدید
schwarmerei
احساسات شدید
sthenic
شدید نیرومند
workout
تمرین شدید
workout
کار شدید
high explosive
سوختار شدید
high order detonation
انفجار شدید
high rate discharge
تخلیه شدید
workout
ورزش شدید
hyperinflation
تورم شدید
hypersensitivity
حساسیت شدید
rain cats and dogs
<idiom>
باران شدید
an intensive particle
ادات شدید
bedlam
اشتباه شدید
exquisite
شدید سخت
gird
ضربه شدید
heavier
شدید پرزور
passion
تعصب شدید
rush
حرکت شدید
rushed
حرکت شدید
rushing
حرکت شدید
hardest
مشکل شدید
chronic
شدید گرانرو
salvo
افهاراحساسات شدید
salvoes
افهاراحساسات شدید
impetuous
تند و شدید
slats
ضربه شدید
slat
ضربه شدید
heavy
شدید پرزور
vehemence
غضب شدید
heaviest
شدید پرزور
heavies
شدید پرزور
revulsion
تنفر شدید
harder
مشکل شدید
penchant
میل شدید
advertising blitz
تبلیغات شدید
hard
مشکل شدید
actude conditions
شرایط شدید
aggravator
شدید کننده
violent pain
درد سخت یا شدید
yen
تمایل رغبت شدید
nosedive
نزول شدید یا ناگهانی
strong jump
جهش ابی شدید
maelstrom
طوفان یا گرداب شدید
burst advertising
شروع تبلیغات شدید
fanatics
دارای احساسات شدید
severely retarded
عقب مانده شدید
zing
جیغ شدید وتند
fanatic
دارای احساسات شدید
nosediving
نزول شدید کردن
yerk
حرکت سریع و شدید
nosedived
نزول شدید یا ناگهانی
nosedived
نزول شدید کردن
hardball
رقابت شدید و بیرحمانه
groundswell
طغیان شدید دریا
nosedives
نزول شدید یا ناگهانی
nosedives
نزول شدید کردن
goings-over
عیب جویی شدید
going-over
عیب جویی شدید
escalating
شدید کردن یا شدن
escalates
شدید کردن یا شدن
escalated
شدید کردن یا شدن
nosediving
نزول شدید یا ناگهانی
nosedive
نزول شدید کردن
impacts
اصابت اثر شدید
hunger for power
[craving for power]
میل شدید به قدرت
die
پارو زدن شدید
hyperdeflation
انقباض پولی شدید
sterner
سخت و محکم شدید
high explosive shell
گلوله محترقه شدید
pathetic
دارای احساسات شدید
hunger for data
میل شدید به داده ها
high explosive
ماده منفجره شدید
fanatical
دارای احساسات شدید
stern
سخت و محکم شدید
sterns
سخت و محکم شدید
hyperirritable
دارای حساسیت شدید
mass casualties
تلفات و ضایعات شدید
paroxysmal
طغیانی سخت شدید
nymphomania
میل شدید زن بجماع
impact
اصابت اثر شدید
sternest
سخت و محکم شدید
escalate
شدید کردن یا شدن
did you hurt your self a
ایاهیچ اذیت شدید
earnest
سنگین علاقه شدید به چیزی
jars
اعمال شوک شدید به یک وسیله
jarred
اعمال شوک شدید به یک وسیله
give someone a good run for her money
<idiom>
رقابت شدید به وجود آوردن
jar
اعمال شوک شدید به یک وسیله
hobby-horses
کار مورد علاقهی شدید
hyperesthesia
حساسیت شدید در یک ناحیه بدن
hyperaesthesia
حخساسیت شدید در یک ناحیه بدن
high explosive plastic
گلوله پلاستیکی سوختار شدید
high explosive antitank
گلوله سوختار شدید ضد تانک
ground swell
طغیان شدید و وسیع اب اقیانوس
torrents
جریان شدید سیل وار
torrent
جریان شدید سیل وار
heady
عجول شدید مست کننده
candescent
دارای تشعشع یاگرمای شدید
ammonal
نوعی ماده منفجره شدید
big push theory of development
نظریه فشار شدید توسعه
basophil
میل ترکیبی شدید با موادقلیایی
heightening
شدید کردن بسط دادن
upthrow
بطرف بالاانداختن تحول شدید
heighten
شدید کردن بسط دادن
heightens
شدید کردن بسط دادن
fury
هیجان شدید وتند خشم
snifter
طوفان شدید وزش سخت
anasarca
ورم تقریبا شدید پشام
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com