English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 121 (6 milliseconds)
English Persian
facsimile رونوشت عینی نمابرد
facsimiles رونوشت عینی نمابرد
Other Matches
facsimiles رونوشت عینی رونوشت
facsimile رونوشت عینی رونوشت
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
fax نمابرد پست تصویری
faxing نمابرد پست تصویری
faxes نمابرد پست تصویری
faxed نمابرد پست تصویری
objective عینی
concrete عینی
objectives عینی
chose in possession حق عینی
irreplaceable عینی
veridical عینی
objective reality واقعیت عینی
objective method روش عینی
objective data دادههای عینی
objective anxiety اضطراب عینی
non fungible مال عینی
eye witness گواه عینی
individual duty واجب عینی
eye witness شاهد عینی
concrete thinking تفکر عینی
objectivity عینی بودن
concrete operations عملیات عینی
concrete intelligence هوش عینی
eye witness گواه عینی
personal duty واجب عینی
tangible property اموال عینی
things in possession اموال عینی
eye-witness شاهد عینی
eye witness شاهد عینی
eyewitness شاهد عینی
eye-witness گواه عینی
eyewitness گواه عینی
tangible property دارائی عینی
objective value ارزش عینی
objective test ازمون عینی
objective type سنخ عینی
objectivism عینی نگری
ocular witness شاهد عینی
personal duty فرض عینی
res gestae حقایق عینی
retortion تلافی عینی
lextalionis قانون کیفر عینی
objective psychology روانشناسی عینی نگر
eyewitnesses شاهد عینی گواه خوددیده
eyewitness شاهد عینی گواه خوددیده
intangible مال غیر عینی نا هویدا
tangible benefits منافع مشهود فواید عینی
eye-witnesses شاهد عینی گواه خوددیده
carbon copy رونوشت
carbon copies رونوشت
transcripts رونوشت
copying رونوشت
transcript رونوشت
copy رونوشت
repeat رونوشت
copied رونوشت
repeats رونوشت
copies رونوشت
office copy رونوشت مصدق
transcript نسخه رونوشت
replication رونوشت دفاع
facsimiles رونوشت مصدق
facsimile رونوشت گرفتن
facsimile رونوشت مصدق
dump رونوشت انباشتن
facsimiles رونوشت گرفتن
memory dump رونوشت ازحافظه
cetified copy رونوشت مصدق
counterpart همکار رونوشت
counterparts همکار رونوشت
certified copy رونوشت مصدق
transcribing رونوشت برداشتن
transcribes رونوشت برداشتن
transcribed رونوشت برداشتن
transcribe رونوشت برداشتن
carbon copy رونوشت کاربنی
letter book کتاب رونوشت
make a copy of رونوشت برداشتن
letter book رونوشت نامه
transcripts نسخه رونوشت
carbon copies رونوشت کاربنی
exact copy رونوشت عین
screen dump رونوشت صفحه نمایش
transcriptions سواد برداری رونوشت
deed of poll سند بدون رونوشت
duplicators ماشین تهیه رونوشت
true copy رونوشت مطابق با اصل
transcription سواد برداری رونوشت
duplicator ماشین تهیه رونوشت
photocopied رونوشت برداری بوسیله عکاسی
certified copy رونوشت گواهی رسمی شده
microcopy رونوشت خیلی کوچکتر از اصل
copy of his letter is here with enclosed رونوشت نامه وی ضمیمه است
photocopies رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopying رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopy رونوشت برداری بوسیله عکاسی
probate رونوشت گواهی شده وصیت نامه
estreat رونوشت گواهی شده پیش نویس دادگاه
potential substitution حالتی که یک کالا جانشین عینی نداردولی موادی وجود دارند که تحت شرایط خاص می توانندجانشین ان شوند
tenors فحوا و مفاد و مدلول سند رونوشت حکم یا دستور دادگاه
tenor فحوا و مفاد و مدلول سند رونوشت حکم یا دستور دادگاه
teleinformatic services هر وسیلهای مثل تلکس , رونوشت که از ارتباطات راه دور سرویس می گیرد
copyhold تصرف زمین بموجب رونوشت صورتی که درمحکمه ارباب تیول تنظیم میش
disaster dump رونوشت از حافظه کامپیوترکه نتیجه اشتباه غیر قابل پوشش در برنامه است
observers نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observer نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
authentication به سند یا رونوشت مصذق ان اعتبار و اقتدار قانونی دادن به نحوی که در مقام اثبات قانونا قابل ارائه باشد
probate تصدیق صحت وصیتنامه رونوشت مصدق وصیتنامه گواهی انحصار وراثت
tangible assets دارائیهای ثابت دارائیهای عینی
transcribing استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribed استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
tangible costs هزینههای محسوس هزینههای مرئی هزینههای عینی
post mortem dump رونوشت پس از واقعه روگرفت پس از واقعه
polygraph رونوشت بردار نسخه بردار
polygraphs رونوشت بردار نسخه بردار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com