English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
sight cover روپوش دستگاه نشانه روی روپوش زاویه یاب
Other Matches
guard assembly الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
sight base پایه زاویه یاب یا دستگاه نشانه روی
topcoat روپوش
out fit روپوش
top روپوش
coat dress روپوش
wanigan روپوش
cowling روپوش
masks روپوش
shutter روپوش
shutters روپوش
tilt material روپوش
dusters روپوش
duster روپوش
jump suits روپوش
cover روپوش
jump suit روپوش
coverings روپوش
covers روپوش
overshirt روپوش
mask روپوش
sheath پوشش روپوش
counterpane روپوش تختخواب
protective cover روپوش حفاظ
carried روپوش پرچم
protective clothing روپوش محافظ
gowns روپوش لباس شب
insulated روپوش دار
hooded روپوش دار
plate روپوش دادن
plates روپوش دادن
sight defilade روپوش مگسک
gown روپوش لباس شب
sleeves روپوش سردست
sleeve روپوش سردست
manifold روپوش اتصال
carrying روپوش پرچم
bedspreads روپوش تختخواب
bedspread روپوش تختخواب
sheaths پوشش روپوش
carry روپوش پرچم
carries روپوش پرچم
smocks روپوش زنانه
smock روپوش زنانه
counterpanes روپوش تختخواب
aiming post sleeve روپوش شاخص
cowling روپوش محافظ
cover all بارانی یا روپوش
shields روپوش اب بند
snowsuit روپوش گرم
acoustical sound enclosure روپوش صوتی
shield روپوش اب بند
sight adjustment تنظیم دستگاه نشانه روی تنظیم زاویه یاب قلق گیری کردن
bourrelet روپوش کمربند گلوله
bares بدون روپوش لخت
barest بدون روپوش لخت
baring بدون روپوش لخت
protection hood کلاهک یا روپوش محافظ
barer بدون روپوش لخت
bared بدون روپوش لخت
bare بدون روپوش لخت
bare wire سیم بدون روپوش
muzzle bag روپوش دهانه توپ
manteau لباس روپوش زنانه
strait jackets روپوش باز دارنده
strait jacket روپوش باز دارنده
coverlets لحاف روپوش تختخواب
coverlet لحاف روپوش تختخواب
smocks روپوش زنانه دوختن
cortices لایه رویی روپوش
hoods روپوش کلاهک دودکش
hood روپوش کلاهک دودکش
cortex لایه رویی روپوش
smock frock رو لباسی کشاورزان روپوش
smock روپوش زنانه دوختن
wrapper بسته بندی کاغذ روپوش
dunnage روپوش مهمات ضربه گیر
grommet حلقه روپوش کمربند گلوله
insulation روپوش کشی عایق کردن
hoods کلاهک کاپوت ماشین روپوش
hood کلاهک کاپوت ماشین روپوش
wrappers بسته بندی کاغذ روپوش
bassinet گهواره سبدی روپوش دار لگنچه
tarpaulin بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
tarpaulins بارپوش برزنتی برزنت روپوش مهمات
dunnage نگله کپه بار روپوش اماد بارپوش
uncovers برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
slop هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
uncovering برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
slopped هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopping هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
uncover برداشتن روپوش یا چادر وسایل فرمان از حفاظ یا سنگرخارج شوید
grivation زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف دستگاه
preset vector دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
schooners گاری سفری گاری روپوش دار
insulate مجزا کردن روپوش دار کردن
insulates مجزا کردن روپوش دار کردن
insulating مجزا کردن روپوش دار کردن
schooner گاری سفری گاری روپوش دار
overhead cover پوشش بالای سر روپوش بالای سر
gun sight دستگاه نشانه روی
sighting device دوربین دستگاه نشانه روی
transit دستگاه زاویه یاب ترانزیت
double angle milling cutter دستگاه فرز زاویه دوبل
attitude indicator دستگاه نشان دهنده زاویه تقرب
camber gage دستگاه اندازه گیری زاویه کمبر
turnkey کلید دار زندان دستگاه انحراف سنج زاویه
ring and bead sight دستگاه نشانه روی که دارای شکاف درجه حلقوی و مگسک میباشد
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
sighting bar ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
pointers نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
pointer نشانه گرافیکی برای بیان محل نشانه گر روی صفحه نمایش
graduated circle of an alidade دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
sighting leaf ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
longitudinal dihedral اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
no drop image [تصویر نشانه که در حین عملیات کشیدن و قرار دادن ایجاد میشود و وقتی که نشانه گر روی شی است و میتواند شی مقصد باشد.]
ToolTips برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
entering angle زاویه ورودی زاویه دخول
angle of convergence زاویه تقرب زاویه پارالاکس
loss angle زاویه تلف زاویه تلفات
declination زاویه انحراف زاویه میل
angle of repose زاویه تعادل زاویه ارامش
angle of rotation زاویه دوران زاویه چرخش
symbolic آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
symbolically آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند
bombing angle زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
constant angle arch dam بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
peach design نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
angle offset method روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
superelevation تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
parallactic angle زاویه تقارب نصف النهارات زاویه تقارب
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
electro optics وسایل نشانه روی الکترونیکی دوربینهای نشانه روی الکترونیکی
apogee زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
apex angle زاویه راسی هدف زاویه راسی
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
grid magnatic angle زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
angle of arrival زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
angle of traverse زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
unit دستگاه قسمتی از یک دستگاه
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
signalled نشانه
bench mark نشانه
signaled نشانه
symptoms نشانه
signal نشانه
marks نشانه
cursors نشانه گر
indicative نشانه
symptom نشانه
tokens نشانه
portents نشانه
portent نشانه
cues نشانه
cue نشانه
token نشانه
sacrament نشانه
symbol نشانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com