English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 176 (8 milliseconds)
English Persian
recursive procedure رویه بازگشتی
Other Matches
recursive بازگشتی
reenterant بازگشتی
recursive algorithm الگوریتم بازگشتی
recursive function تابع بازگشتی
recessive ارتجاعی بازگشتی
recursive subroutine زیرروال بازگشتی
recursivity بازگشتی بودن
return lines خطهای بازگشتی
recursive routine روال بازگشتی
retrace lines خطهای بازگشتی
recursive subroutine زیر روال بازگشتی
reentrant چند دخولی بازگشتی
retrace blanking خاموشی خطوط بازگشتی
difference equation رابطه بازگشتی [ریاضی]
recurrence relation [RR] رابطه بازگشتی [ریاضی]
homunculus مدل بازگشتی نامحدود مغز
sea return امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار
return to base بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
Mandlebrot set تساوی ریاضی که به صورت بازگشتی برای تنظیم مقادیر به کار می رود. هنگام رسم آنرا در تصویر بخش شده
Ackerman's function تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
nest 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nests 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
comportment رویه
surfaced رویه
ism رویه
immethodical بی رویه
facets رویه
uppers رویه
procedure رویه
facet رویه
mTtiers رویه
metiers رویه
metier رویه
praxis رویه
upper رویه
surfaces رویه
irregular بی رویه
water surface رویه اب
insteps رویه
instep رویه
encrustations رویه
practice رویه
encrustation رویه
tenors رویه
tenor رویه
outsides رویه
policies رویه
outside رویه
vamp رویه
facing رویه
surface رویه
facings رویه
upper crust رویه
these t. were not رویه
tactics رویه
policy رویه
planimeter رویه پیما
pillow case رویه بالش
pentahedral پنج رویه
ostrich policy رویه کبک
hard soil رویه محکم
judicial precedent رویه قضایی
ism اعتقاد رویه
in stream procedure رویه با مسیل
impolicy رویه غلط
procedure declaration اعلان رویه
procedure oriented رویه گرا
rough surface رویه زبر
rubbed surface رویه صاف
smooth surface رویه صاف
scheme of life رویه زندگی
single sided disk دیسک یک رویه
the policy of the government رویه دولت
top milk رویه شیر
triacontahedral سی رویه سی طرفی
encrustation رویه بندی
recovery procedure رویه ترمیمی
encrustations رویه بندی
surface-to-air رویه به هوا
pure procedure رویه جامع
road surface رویه راه
surface رویه دادن
scheme ترتیب رویه
schemed ترتیب رویه
schemes ترتیب رویه
planing رویه هموار
planes رویه هموار
planed رویه هموار
cant رویه اریب
card face رویه کارت
tacks پونز رویه
tacking پونز رویه
tacked پونز رویه
surface رویه فاهر
surfaced رویه دادن
surfaced رویه فاهر
surfaces رویه دادن
surfaces رویه فاهر
sandal کفش بی رویه
sandals کفش بی رویه
tack پونز رویه
plane رویه هموار
code page رویه رمز
cover رویه لفاف
precedent رویه قضایی
lines حدود رویه
line حدود رویه
dummy module رویه ساختگی
exfoliation رویه سابی
facet theory نظریه رویه ها
finishing coat اندود رویه
practice رویه پیشه
flippy فلاپی دو رویه
coverings رویه لفاف
cross section رویه برش
system قاعده رویه
top رویه عالی
precedents رویه قضایی
covers رویه لفاف
control procedure رویه کنترل
systems قاعده رویه
revamps دوباره رویه انداختن
to change the tack تغییر رویه دادن
to explain oneself رویه یاقصدخودراشرح دادن
revamping دوباره رویه انداختن
revamped دوباره رویه انداختن
surface treatment عملیات سطح رویه
slope weir بندسرریز با رویه شیبدار
slope weir شادروان با رویه شیبدار
revamp دوباره رویه انداختن
overgrown دارای رشد بی رویه
international practice رویه بین المللی
new departure اغاز رویه تازه
binder course قشر زیرین رویه
low key posture رویه محافظه کارانه
procedure oriented language زبان رویه گرا
input output procedure رویه ورودی- خروجی
procedure رویه طریقه فرایند
bristle رویه تجاوزکارانه داشتن
irregular act عمل خلاف رویه
bristled رویه تجاوزکارانه داشتن
impolitic مخالف رویه صحیح
one time tape نوار یک رویه کلید رمز
one time pad صفحات کلید رمز یک رویه
honesty is the best policy راستی ودرستی بهترین رویه
flippy diskette دیسکت با دو رویه قابل ضبط
altar-stone [سنگ رویه فوقانی محراب]
deck board کف یا رویه پالت حمل مهمات
altar-slad [سنگ رویه فوقانی محراب]
to take a course رویه ایی را اتخاذ کردن
to pull in دست از کار یا رویه خودکشیدن
frosting رویه خامهای کیک یا شیرینی
the old p should be continued رویه پیش بایدادامه یابد
tambour رویه یادیواره متحرک چوبی
to change one's course خط مشی یا رویه خودرا تغییردادن
cataloged procedure رویه فهرست بندی شده
sops رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
resurfacing شن بخورد راه دادن بازسازی رویه
rolltop desk میز تحریر دارای رویه کشودار
to mark out one's course طرحی برای رویه خود ریختن
sop رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
spas Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
planometer صفحه همواری که رویه هارابدان می پیمایند ترازمسطحات
spa Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
scrap heap policy رویه دورانداختن هر چیزی که نوی ان تمام شده باشد
moquette پارچه مخمل نمای مخصوص فرش یا رویه صندلی
hol Language Order High زبان برنامه نویسی رویه گرا
newton raphson اصطلاحی که به یک رویه محاورهای بکار برده شده درحل معادلات اطلاق میشود
prunella پارچه پشمی که برای رویه کفش بکار میرودوپیشتربرای ردای وکیلان است
tactics دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
face قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
faces قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
change over تغییر روش تغییر رویه
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com