English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English Persian
encrustation رویه بندی
encrustations رویه بندی
Search result with all words
cataloged procedure رویه فهرست بندی شده
Other Matches
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
surfaced رویه
upper رویه
praxis رویه
facet رویه
uppers رویه
procedure رویه
encrustations رویه
tenor رویه
encrustation رویه
facets رویه
outsides رویه
policies رویه
outside رویه
policy رویه
tenors رویه
vamp رویه
irregular بی رویه
surface رویه
water surface رویه اب
these t. were not رویه
mTtiers رویه
insteps رویه
instep رویه
upper crust رویه
metiers رویه
metier رویه
tactics رویه
surfaces رویه
immethodical بی رویه
practice رویه
facings رویه
facing رویه
ism رویه
comportment رویه
planing رویه هموار
hard soil رویه محکم
surface-to-air رویه به هوا
scheme ترتیب رویه
schemed ترتیب رویه
schemes ترتیب رویه
judicial precedent رویه قضایی
surfaced رویه دادن
surface رویه فاهر
the policy of the government رویه دولت
in stream procedure رویه با مسیل
surface رویه دادن
impolicy رویه غلط
pentahedral پنج رویه
top milk رویه شیر
triacontahedral سی رویه سی طرفی
dummy module رویه ساختگی
finishing coat اندود رویه
top رویه عالی
cover رویه لفاف
facet theory نظریه رویه ها
coverings رویه لفاف
exfoliation رویه سابی
flippy فلاپی دو رویه
tack پونز رویه
planed رویه هموار
precedent رویه قضایی
precedents رویه قضایی
planes رویه هموار
cross section رویه برش
tacks پونز رویه
tacking پونز رویه
tacked پونز رویه
covers رویه لفاف
control procedure رویه کنترل
systems قاعده رویه
system قاعده رویه
ostrich policy رویه کبک
card face رویه کارت
pure procedure رویه جامع
road surface رویه راه
sandals کفش بی رویه
rough surface رویه زبر
rubbed surface رویه صاف
ism اعتقاد رویه
smooth surface رویه صاف
cant رویه اریب
single sided disk دیسک یک رویه
code page رویه رمز
scheme of life رویه زندگی
planimeter رویه پیما
procedure oriented رویه گرا
pillow case رویه بالش
procedure declaration اعلان رویه
surfaced رویه فاهر
plane رویه هموار
lines حدود رویه
line حدود رویه
surfaces رویه دادن
practice رویه پیشه
sandal کفش بی رویه
surfaces رویه فاهر
recovery procedure رویه ترمیمی
recursive procedure رویه بازگشتی
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
classifications طبقه بندی رده بندی
classification طبقه بندی رده بندی
lineament طرح بندی صورت بندی
lineaments طرح بندی صورت بندی
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
wording جمله بندی کلمه بندی
procedure oriented language زبان رویه گرا
international practice رویه بین المللی
irregular act عمل خلاف رویه
procedure رویه طریقه فرایند
surface treatment عملیات سطح رویه
input output procedure رویه ورودی- خروجی
to change the tack تغییر رویه دادن
to explain oneself رویه یاقصدخودراشرح دادن
binder course قشر زیرین رویه
impolitic مخالف رویه صحیح
slope weir بندسرریز با رویه شیبدار
slope weir شادروان با رویه شیبدار
new departure اغاز رویه تازه
bristle رویه تجاوزکارانه داشتن
bristled رویه تجاوزکارانه داشتن
revamps دوباره رویه انداختن
revamped دوباره رویه انداختن
revamp دوباره رویه انداختن
revamping دوباره رویه انداختن
overgrown دارای رشد بی رویه
low key posture رویه محافظه کارانه
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
to take a course رویه ایی را اتخاذ کردن
to pull in دست از کار یا رویه خودکشیدن
to change one's course خط مشی یا رویه خودرا تغییردادن
the old p should be continued رویه پیش بایدادامه یابد
tambour رویه یادیواره متحرک چوبی
honesty is the best policy راستی ودرستی بهترین رویه
altar-slad [سنگ رویه فوقانی محراب]
altar-stone [سنگ رویه فوقانی محراب]
frosting رویه خامهای کیک یا شیرینی
deck board کف یا رویه پالت حمل مهمات
one time pad صفحات کلید رمز یک رویه
flippy diskette دیسکت با دو رویه قابل ضبط
one time tape نوار یک رویه کلید رمز
to mark out one's course طرحی برای رویه خود ریختن
rolltop desk میز تحریر دارای رویه کشودار
resurfacing شن بخورد راه دادن بازسازی رویه
sop رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
sops رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
spas Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
spa Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
planometer صفحه همواری که رویه هارابدان می پیمایند ترازمسطحات
moquette پارچه مخمل نمای مخصوص فرش یا رویه صندلی
scrap heap policy رویه دورانداختن هر چیزی که نوی ان تمام شده باشد
hol Language Order High زبان برنامه نویسی رویه گرا
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
newton raphson اصطلاحی که به یک رویه محاورهای بکار برده شده درحل معادلات اطلاق میشود
prunella پارچه پشمی که برای رویه کفش بکار میرودوپیشتربرای ردای وکیلان است
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
tactics دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
face قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
faces قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
change over تغییر روش تغییر رویه
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
counter march تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
seal اب بندی
seals اب بندی
queing صف بندی
patching سر هم بندی
mud sill ته بندی
nailed up سر هم بندی
laced بندی
commissural بندی
articular بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com