Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (5 milliseconds)
English
Persian
to ride on a horse
روی اسبی سوارشدن
Other Matches
straddles
سوارشدن
straddled
سوارشدن
straddle
سوارشدن
to get into
سوارشدن در
to get on
سوارشدن
mount
سوارشدن
rides
سوارشدن
ride
سوارشدن
backs
سوارشدن
back
سوارشدن
mounts
سوارشدن
loading point
نقطه سوارشدن
pillion
ترک سوارشدن
drives
سوارشدن و کنترل اتومبیل
boarded
سوارشدن بکنارکشتی امدن
board
سوارشدن بکنارکشتی امدن
drive
سوارشدن و کنترل اتومبیل
loading
بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
kelpy
جن اسبی
kelpie
جن اسبی
horsey
اسبی
equine
اسبی
horsecar
واگن اسبی
horse car
واگن اسبی
horseshoe shaped section
مقطع نعل اسبی
horseshoe magnet
اهنربای نعل اسبی
prancer
اسبی که روی دو پا بلندمیشود
dragons
گردان سوار اسبی
dragon
گردان سوار اسبی
to ride on a horse
اسبی را سوار شدن
ponytail
ارایش دم اسبی گیسو
ponytails
ارایش دم اسبی گیسو
horse
اسبی وابسته به اسب
horsehead nebula
ابری کله اسبی
to put money on a horse
روی اسبی گرو بستن
maidens
اسبی که هنوز برنده نشده
highweight
اسبی که زیادترین وزن راگرفته
maiden
اسبی که هنوز برنده نشده
stealer
اسبی که بطور غیرمنتظره پیروز شده
daisy cutter
اسبی که پایش راکم از زمین بلندمیکند
to chant a horse
بازبان بازی یاتعریف اسبی رافروختن
to p a vehicle or horse
جلو گردونه یا اسبی را نگاه داشتن
tramway
واگن راه اهن برقی یا اسبی
limulus
خرچنگ نعل اسبی وبزرگ سواحل امریکا
also eligible
اسبی که درصورت حذف یک اسب دیگر میتواند جای انرابگیرد
albanega
[دیوار لچکی بین قوس نعل اسبی غربی و قاب مستطیل اطراف آن]
sleeper
میلهای در بولینگ که پشت میله دیگر مانده اسبی که پس از چندبار ناکامی پیروزمیشود
sleepers
میلهای در بولینگ که پشت میله دیگر مانده اسبی که پس از چندبار ناکامی پیروزمیشود
embarkation officer
افسر مسئول بارگیری یا سوارشدن افسر نافر سوار شدن ستون
to hang over anything
سوی چیزی پیشامدگی داشتن بالای چیزی سوارشدن
green
چمن صاف و نرم و کوتاه اطراف سوراخ اسبی که هنوزدر مسابقه ازموده نشده میدان تیراندازی صحرایی
greenest
چمن صاف و نرم و کوتاه اطراف سوراخ اسبی که هنوزدر مسابقه ازموده نشده میدان تیراندازی صحرایی
embarkation order
دستورالعمل بارگیری یا سوارشدن دستور بارگیری
cavalry
سوار نظامی سوار اسبی
butterfly saddle rug
قالیچه نقش پروانه ای
[این نوع از قالیچه زین اسبی بیشتر در شمال هند و تبت رواج داشته و حالت ذوزنقه ای آن شبیه پروانه می باشد]
hobbledehoy
کره اسبی که تازه بالغ شده ادم تازه بالغ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com