Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (6 milliseconds)
English
Persian
is on the wane
رو بزوال یا نقصان می گذارد
Other Matches
wany
رو بزوال
waney
رو بزوال
declining
مایل شدن رو بزوال گذاردن
decline
مایل شدن رو بزوال گذاردن
declined
مایل شدن رو بزوال گذاردن
declines
مایل شدن رو بزوال گذاردن
decreasingly
چنانکه روبکاهش گذارد
it burnsto a white ach
چون می سوزدخاکسترسفیدباقی می گذارد
contiguous
آنچه اثر می گذارد
declined
نقصان
declines
نقصان
falling off
نقصان
falling-off
نقصان
depletion
نقصان
decline
نقصان
decreased
نقصان
decreases
نقصان
declining
نقصان
degression
نقصان
shortage
نقصان
shortages
نقصان
shrinkage
نقصان
decrease
نقصان
I ll pay him back in his own coin .
حقش را کف دستش خواهم گذارد
hig low jack
ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را جا می گذارد
decreasing
نقصان گیرنده
deficiency and defect
کسر و نقصان
magnetic decay
نقصان مغناطیسی
mass defect
نقصان جرم
decrease
نقصان یافتن
decreased
نقصان یافتن
wanted
نقصان نیاز
decreases
نقصان یافتن
to peter out
نقصان یافتن
want
نقصان نیاز
diminish
نقصان یافتن
diminishes
نقصان یافتن
lilies
ضربهای در بولینگ که شمارههای 5 و 7 و 01 راجا می گذارد
half worcester
ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 9 یا 2 و 8 را جامی گذارد
golden gate
پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
double pinochle
ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
big four
ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
bedpost
ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را بجا می گذارد
do split
ضربهای در بولینگ که میله جلو و 7 یا 01 را جا می گذارد
lily
ضربهای در بولینگ که شمارههای 5 و 7 و 01 راجا می گذارد
anaphrodisia
نقصان قوهء باء
decrescent
روبه نقصان گذارنده
ischmia
نقصان خون در عضو
ischaemia
نقصان خون در عضو
is on the wane
درحال کاهش یا نقصان است
waning
رو بکاهش گذاشتن نقصان یافتن
atrophy
نقصان قوهء نامیه لاغرکردن
atrophies
نقصان قوهء نامیه لاغرکردن
atrophied
نقصان قوهء نامیه لاغرکردن
decay
ضعیف شدن پوسیدن نقصان
decayed
ضعیف شدن پوسیدن نقصان
wanes
رو بکاهش گذاشتن نقصان یافتن
waned
رو بکاهش گذاشتن نقصان یافتن
wane
رو بکاهش گذاشتن نقصان یافتن
decays
ضعیف شدن پوسیدن نقصان
atrophying
نقصان قوهء نامیه لاغرکردن
decaying
ضعیف شدن پوسیدن نقصان
feeders
مکانیزمی که به طور خودکار کاغذ درون چاپگر می گذارد
feeder
مکانیزمی که به طور خودکار کاغذ درون چاپگر می گذارد
incommunicableness
چیزی که نتوان بکسی گفت یابا اودرمیان گذارد
personal service utility
کسی که مستقیما" کار خود را دراختیار کارفرما می گذارد
incommunicability
چگونگی چیزی که نتوان بکسی گفت یا با اودرمیان گذارد
Nothing on earth will induce him to go there again.
اگر کلاهش هم آنجا بیافتد دیگر پا نمی گذارد.
waifs
اموالی که سارق حین فراربیرون از محل سرقت به جامی گذارد
devisor
کسیکه بمیل خویش چیزی رابدیگری بارث می گذارد مورث
bot
بخشی که شروع فضای ضبط نوار مغناطیسی را علامت می گذارد
permanent structures
به تاسیساتی گفته میشود که پس از اتمام قرارداد پیمانکاردر محل می گذارد
investor
کسی که پولش را در اختیار موسسات می گذارد و سهام انها را می خرد
investors
کسی که پولش را در اختیار موسسات می گذارد و سهام انها را می خرد
salvo
شرط یا عبارتی در سند که راه گریزی برای شخص باقی می گذارد
salvoes
شرط یا عبارتی در سند که راه گریزی برای شخص باقی می گذارد
joint
دستگاه کوچک باطریدار که سوارکار بطور غیر مجازروی گردن اسب می گذارد تاتندتر برود
fractional reserve banking
روش مبتنی بر ذخیره جبران کسری در امریکا در ازای هرصد دلاری که مشتریان دربانک می گذارد
advisory lock
قفلی که فرآیند روی یک قسمت از فایل می گذارد تا سایر فرآیندها به آن داده دستیابی نداشته باشند
dificiency
نقصان درامد و عدم کفایت مبلغ پیش بینی شده جهت اجرای کار
ramdrive.sys
در DOS یک فایل پیکربنغی همراه سیستم عامل است که بخشی از حافظه دستیابی مستقیم کامپیوتر را بعنوان یک دیسک کنار می گذارد
goofy foot
موج سواری که بجای پای چپ پای راست را روی تخته بجلو می گذارد
print
بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
printed
بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
prints
بازوی متحرک در چاپگر wheel-daisy که حروف آهنی را روی ریبون چاپگر قرار میدهد ورودی کاغذ علامت می گذارد
relative humidity
رطوبت نسبی
[مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
christmass tree
ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com