English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English Persian
subaerial رو زمینی
Search result with all words
strafing زیر اتش گرفتن هدفهای زمینی به وسیله تیربارهواپیما
strafing به مسلسل بستن هدفهای زمینی به وسیله هواپیما
survey نقشه برداری زمینی
surveyed نقشه برداری زمینی
surveys نقشه برداری زمینی
task force گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
spud سیب زمینی بابیل کندن
spuds سیب زمینی بابیل کندن
armed forces مجموع نیروهای زمینی وهوایی و دریایی
gnome جنی زیر زمینی
gnomes جنی زیر زمینی
trapped زمینی که دارای محدوده یاتلههای ماسهای بصورت مانع باشد
gulleys دالان زمینی
gullies دالان زمینی
gully دالان زمینی
potato chip باریکه سیب زمینی سرخ کرده
potato chips باریکه سیب زمینی سرخ کرده
armies ارتش نیروی زمینی
armies نیرو زمینی
army ارتش نیروی زمینی
army نیرو زمینی
eye دکمه یا گره سیب زمینی
eyeing دکمه یا گره سیب زمینی
eyes دکمه یا گره سیب زمینی
eying دکمه یا گره سیب زمینی
tumbler ژیمناست زمینی کار
tumblers ژیمناست زمینی کار
bunker سنگر وپناهگام زیر زمینی انباربزرگ
bunkers سنگر وپناهگام زیر زمینی انباربزرگ
contaminate انتقال اجرام یا ارگانیسمهای زمینی به فضاپیمای استریل شده
contaminated انتقال اجرام یا ارگانیسمهای زمینی به فضاپیمای استریل شده
contaminates انتقال اجرام یا ارگانیسمهای زمینی به فضاپیمای استریل شده
contaminating انتقال اجرام یا ارگانیسمهای زمینی به فضاپیمای استریل شده
squat بی اجازه در زمینی ساکن شدن
squats بی اجازه در زمینی ساکن شدن
squatted بی اجازه در زمینی ساکن شدن
squatting بی اجازه در زمینی ساکن شدن
subway راه زیر زمینی
subway ترن زیر زمینی
subways راه زیر زمینی
subways ترن زیر زمینی
sweet potato سیب زمینی شیرین
sweet potatoes سیب زمینی شیرین
yam سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
yams سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
terrestrial زمینی
terrestrial وضعیت زمینی
terrestrial زمینی مربوط به زمین
crisp سیب زمینی برشته
crisper سیب زمینی برشته
crispest سیب زمینی برشته
crisps سیب زمینی برشته
earthy زمینی دنیوی
peanut بادام زمینی
peanut پسته زمینی
peanuts بادام زمینی
peanuts پسته زمینی
chip سیب زمینی سرخ کرده
chips سیب زمینی سرخ کرده
territorial زمینی
potato سیب زمینی
potato انواع سیب زمینی
potatoes سیب زمینی
potatoes انواع سیب زمینی
earthly زمینی
peanut butter خمیر بادام زمینی
groundnut بادام زمینی
groundnuts بادام زمینی
landmark علامت مشخصه زمینی
landmarks علامت مشخصه زمینی
overland در روی زمین از راه زمینی
tumbling زمینی
underground راه اهن زیر زمینی
bayonet سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
bayonets سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
bayonetted سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
bayonetting سیستم الکترونیکی که به هواپیما امکان رسیدن به اهداف زمینی را میدهد
chipmunk موش خرمای زمینی
chipmunks موش خرمای زمینی
agrarian زمینی
air force personnel with the army پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
air frieghting بار غیر تاکتیکی هوایی عملیات مشترک زمینی وهوایی
air ground liaison code کدهای ارتباطی زمینی وهوایی
air ground operations عملیات مشترک زمینی وهوایی
air ground section قسمت عملیات مشترک زمینی و هوایی
air ground system سیستم عملیات مشترک زمینی و هوایی
aircraft scrambling دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
an system سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
antenna ground انتن زمینی
earth antenna انتن زمینی
ground antenna انتن زمینی
apogee اوج زمینی
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
army airdefense command post پاسگاه فرماندهی پدافندهوایی نیروی زمینی
army artillery توپخانه نیروی زمینی
army assault team تیم هجومی نیروی زمینی
army attache وابسته زمینی
army aviation هواپیمای نیروی زمینی هوانیروز
army aviator خلبان نیروی زمینی
Other Matches
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
ground liaison گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
ground signals سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
sub astral زمینی
predial or prae زمینی
landed a زمینی
sublunary زمینی
tellurian زمینی
earth-bound زمینی
sublunar زمینی
terrene زمینی
terraneous زمینی
ground force نیروی زمینی
ground fire تیر زمینی
ground control کنترل زمینی
ground forces نیروی زمینی
ground forces نیروهای زمینی
ground liaison رابط زمینی
landmines مین زمینی
ground nut بادام زمینی
ground observation دیدبانی زمینی
landmine مین زمینی
terrestrial refraction شکست زمینی
ground circuit مدار زمینی
floor lamps [American] آباژورهای زمینی
army forces نیروهای زمینی
army general staff ستادنیروی زمینی
standard lamp [British] آباژور زمینی
land combat نبرد زمینی
floor lamp [American] آباژور زمینی
bonus pass پاس زمینی
earth nut بادام زمینی
floor lamp اباژور زمینی
graze burst ترکش زمینی
ground observer دیدبان زمینی
ground position ایستگاه زمینی
ground position موقعیت زمینی
land forces نیروی زمینی
land mine مین زمینی
land tail بنه زمینی
mail gram پست زمینی
murphy سیب زمینی
praties سیب زمینی
tater سیب زمینی
overland mail پست زمینی
perigee حضیض زمینی
terrain return اکوی زمینی
terrain corridor دالان زمینی
tellurian matter ماده زمینی
suberranean زیر زمینی
subterraneous زیر زمینی
land force n نیروی زمینی
infernal regions دیارزیر زمینی
ground return بازتاب زمینی
ground return برگشت زمینی
ground speed سرعت زمینی
ground surveillance مراقبت زمینی
ground surveillance تجسس زمینی
ground track مسیر زمینی
ground wave موج زمینی
ground waves امواج زمینی
groundling گیاه زمینی
terrestrial radiation تابشهای زمینی
terraqueous زمینی ودریایی
hypogeal زیر زمینی
hypogeous زیر زمینی
hypogean زیر زمینی
standard lamps [British] آباژورهای زمینی
monkey nut بادام زمینی
groundwater ابهای زیر زمینی
groundwave موجهای رادیویی زمینی
ground power unit واحد قدرت زمینی
jerusalem a سیب زمینی ترشی
kidney potato سیب زمینی سرخ
land carriage بار کشی زمینی
geomorphic شبیه بزمین زمینی
grounded primary مدار ورودی زمینی
ground visibility میزان دید زمینی
land tail باقیمانده زمینی یکان
hotpot آبگوشت سیب زمینی
hotpots آبگوشت سیب زمینی
potato salad سالاد سیب زمینی
ground loom دار زمینی [قالی]
undercroft اتاق زیر زمینی
latitude band نوار عرضی زمینی
mashed potatoes پوره سیب زمینی
pignut یکنوع بادام زمینی
rhizmatous مانندساقه زیر زمینی
rootstock ساقه زیر زمینی
secretary of the army وزیر نیروی زمینی
subterranean roots ریشههای زیر زمینی
surface mission ماموریت دفاع زمینی
table water سفره اب زیر زمینی
task group گروه ماموریت زمینی
telluric دارای تلوریوم زمینی
tellurous دارای تلوریوم زمینی
asphaltum قیر زمینی اسفالت
ground survey نقشه برداری زمینی
field survey نقشه برداری زمینی
army corps سپاههای نیروی زمینی
army depot امادگاه نیروی زمینی
extraterrestrial radiation تابشهای ماوراء زمینی
army staff ستاد نیروی زمینی
dower سوراخ زیر زمینی
department of the army وزارت نیروی زمینی
army post office پستخانه نیروی زمینی
cadastral survey نقشه برداری زمینی
army reserve احتیاط نیروی زمینی
army base پادگان نیروی زمینی
army base پایگاه نیروی زمینی
floor exercise حرکات زمینی ژیمناستیک
geocentric latitude عرض جغرافیایی زمینی
surface line خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
army post office شعبه پستی نیروی زمینی
army reserve قسمت احتیاط نیروی زمینی
army training program برنامه اموزش نیروی زمینی
master sergeant استوار ارشد نیروی زمینی
army management structure سازمان مدیریت نیروی زمینی
potato beetle سوسک افت سیب زمینی
potato planter الت سیب زمینی کاری
uplink خط ارسال از ایستگاه زمینی به ماهواره
army service area منطقه سرویس نیروی زمینی
surface zero نقطه صفرترکش اتمی زمینی
army material command فرماندهی اماد نیروی زمینی
army program memorandum لایحه برنامههای نیروی زمینی
shepherd's pie بریانی گوشت و سیب زمینی
shepherd's pies بریانی گوشت و سیب زمینی
French fries سیب زمینی سرخ کرده
theater army نیروی زمینی صحنه عملیات
army in the field نیروی زمینی درصحنه عملیات
unattended ground sensor رادار مراقبت زمینی خودکار
to grub the ground ریشه های زمینی را کندن
vivarium جای نگاهداری جانوران زمینی
land control operation عملیات تصرف اماجهای زمینی
coriolis force اثرچرخش زمینی عناصر متحرک
land service خدمت نظام در نیروی زمینی
fish ball کوفته ماهی وسیب زمینی
geocentric دارای مرکزی در زمین زمینی
heavy fire team تیم اتشهای زمینی سنگین
colcannon خوراک کلم وسیب زمینی
ground alert اماده باش زمینی هواپیماها
ground control دستگاه کنترل کننده زمینی
assistant secretary of the army معاون وزیر نیروی زمینی
army material program برنامه تهیه اماد نیروی زمینی
army personnel system سیستم عملیات پرسنلی نیروی زمینی
comebacker ضربه توپ زمینی بطرف توپزن
army personnel center مرکز عملیات پرسنلی نیروی زمینی
track mode روش تعقیب زمینی هواپیما به طورخودکار
army national guard گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
graphic portfolio نقشههای ترسیمی دستی زمینی یا دریایی
french fry برش سیب زمینی سرخ کردن
flickertail نوعی سنجاب زمینی کانادا وامریکا
army deposit fund سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
erfuge پناهگاه روی زمینی در وسط خیابان
surface mission پدافندزمینی با توپخانه پدافندهوایی در نقش زمینی
search mission ماموریت تجسس زمینی به وسیله هواپیما
army troops عدههای ارتشی یکانهای نیروی زمینی
landing beam نورافکن هدایت زمینی هواپیمابرای فرود
to mark out a ground حدود زمینی را تععین کردن یانشان دادن
french fry برشهای سیب زمینی رادرروغن سرخ کردن
bubble and squeak خوراک کلم و سیب زمینی سرخ شده
fish and chips خوراک ماهی وسیب زمینی سرخ کرده
earthliness دنیوی بودن مادیت طبیعت زمینی یاخاکی
army training and evaluation program برنامه اموزش و ارزیابی یکانهای نیروی زمینی
base complex مجتمع پایگاه هوایی یا دریایی یا زمینی و غیره
ground landlord کسی که زمینی را برای ساختمان کردن اجاره میدهد
landfall n دیدار خشکی زمینی که ناگهان بمیراث کسی دراید
chief army censor افسر نافر فرماندهی عملیات مشترک نیروی زمینی
rhizome ساقههای زیر زمینی ریشه مانند ساقه زیرین
to dig out چاه [راه زیر زمینی] کندن برای کانی
ricer رنده مخصوص رشته کردن سیب زمینی وخمیر
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
mobile employment استفاده از توپخانه پدافندهوایی در نقش پشتیبانی ستونهای متحرک زمینی
terrain avoidance اجتناب خودکار هواپیما از برخورد باموانع زمینی هنگام فرود
night cellar زیر زمینی که در انجاپیاله فروشی کنندو مردم پست بدانجاروند
coupled mode روش کنترل پرواز خودکار بااستفاده از سیستم هدایت زمینی
fish cake نان شیرینی که از ماهی خورد کرده وپوره سیب زمینی درست کنند
avulsion جدا شدن زمینی از یک ملک و پیوستن بملک دیگر درنتیجه سیل یا تغییرمسیررودخانه
association croquet مسابقه بین دو تیم یا دو نفر در زمینی بطول 53 متر و عرض 62متر با 6 دروازه و یک میله عمودی
control line aircraft نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
navigation mode روش ناوبری خودکار یاحالت ناوبری خودکارهواپیما به وسیله دستگاههای زمینی
purlieu زمینی که وقتی جزو جنگل بوده و هنوزمشمول قانون جنگل ها میباشد
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
ti;me to go زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری
vectored attacks تک غیر مستقیم هواپیما به هدف با استفاده از هدایت یک یکان زمینی مستقر دراطراف هدف
mark mark اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
army reserve command فرماندهی احتیاط نیروی زمینی قسمت احتیاط ارتش
submarginal land زمین مطلقا" بی حاصل زمینی که چنان بی حاصل باشد که مخارج سرمایه گذاری و کارگر را نتواندجبران کند
medoterranean واقع در میان چند زمین میان زمینی
epigene روی زمین تولید شده روی زمینی
track telling ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
teleran system نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
transponder تقویت کننده مستمر روی یک ماهواره که سیگنالها را ازیک ایستگاه زمینی دریافت کرده و انها را به ایستگاه گیرنده منعکس میکند
estate in common درCL حالتی را گویند که دو یاچند نفر در زمینی با عناوین مختلف و یا با عنوان واحدولی در ازمنه مختلف اشتراک منافع داشته باشند ملک مشاع
horizontal loom دار زمینی [دار قالی]
code panel رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com