English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (7 milliseconds)
English Persian
rafale رگبار مسلسل
Search result with all words
cyclic مسلسل رگبار
strafe با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
strafed با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
strafes با هواپیما زیر رگبار مسلسل وتوپ گرفتن
Other Matches
streams نوعی روش تیرانداز خودکار واجرای رگبار در تیراندازیها رگبار مخلوط
streamed نوعی روش تیرانداز خودکار واجرای رگبار در تیراندازیها رگبار مخلوط
stream نوعی روش تیرانداز خودکار واجرای رگبار در تیراندازیها رگبار مخلوط
rafale رگبار توپ رگبار گلوله
machine gun به مسلسل بستن مسلسل
machine guns به مسلسل بستن مسلسل
cloudbursts رگبار
shower رگبار
showered رگبار
showering رگبار
showers رگبار
cloud burst رگبار
cloudburst رگبار
volleying رگبار
volleys رگبار
burst رگبار
volley رگبار
hail shower رگبار
salvo رگبار
salvoes رگبار
bursts رگبار
volleyed رگبار
long burst رگبار بلند
rainy تر رگبار گرفته
first salvo اولین رگبار
electron shower رگبار الکترونی
spate سیلاب رگبار
salvo fire اتش رگبار
short burst رگبار کوتاه
battery left رگبار از راست یا از چپ
salvo اتش رگبار
spring shower رگبار بهاری
salvoes اتش رگبار
meteor shower رگبار تیر شهاب
hailstorm طوفان یا رگبار تگرگ
meteoric shower رگبار تیر شهاب
hailstorms طوفان یا رگبار تگرگ
pash رگبار تند باریدن سر
thundershower رگبار همراه با رعد وبرق
burst interval فاصله ترکش گلوله ها در یک رگبار
catenary مسلسل
catenulate مسلسل
machine gunner مسلسل چی
mitrailleuse مسلسل
running hand خط مسلسل
sorites مسلسل
reeled مسلسل
reels مسلسل
unceasing مسلسل
uninterrupted مسلسل
reel مسلسل
machine gun مسلسل
reeling مسلسل
machine guns مسلسل
catenation مسلسل
serials مسلسل
serial مسلسل
lewis gun یکجور مسلسل
in series بطور مسلسل
serializing مسلسل کردن
machine gun به مسلسل بستن
sub-machine guns مسلسل دستی
sub-machine gun مسلسل دستی
tommy gun مسلسل دستی
successive متوالی مسلسل
submachinegun مسلسل دستی
machine guns به مسلسل بستن
unbroke مسلسل ناشکسته
seriatim بطور مسلسل
serially بطور مسلسل
continued propotion تناسب مسلسل
serializes مسلسل کردن
serialised مسلسل کردن
serialize مسلسل کردن
serialises مسلسل کردن
unbroken مسلسل ناشکسته
serialising مسلسل کردن
serialized مسلسل کردن
scat مالیات صدای پاره شدن چیزی رگبار باران
pom-poms مسلسل خودکار دورزن
suite رشته مسلسل اپارتمان
soritical مبنی برقیام مسلسل
suites رشته مسلسل اپارتمان
skate mount رینگ و پایه مسلسل
race ring رینگ و پایه مسلسل
pom-pom مسلسل خودکار دورزن
peals صدای مسلسل غوغا
pealed صدای مسلسل غوغا
peal صدای مسلسل غوغا
pealing صدای مسلسل غوغا
continuum رشته مسلسل تسلسل
pill box خانه کوچک اشیان مسلسل
sten مسلسل سبک 9 میلمتری انگلیسی
In chronological order. بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
tract داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
tracts داستان یانمایشنامه ویاحوادث مسلسل
pom pom مسلسل خود کار02 تا 04میلیمتری
unilinear دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
skate mount پایه دوار مسلسل روی خودرو
panoramically بشکل دورنمای مسلسل بطوروسیع و پیوسته
catenate چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
chain react دچار واکنشهای مسلسل وزنجیری شدن
twitters صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittered صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitter صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
seriate دارای تسلسل یاشماره ترتیب مسلسل
nordenfelt یکجور مسلسل که سوئدی اختراع کرده است
strafing به مسلسل بستن هدفهای زمینی به وسیله هواپیما
accession number نمره مسلسل کتابی که به کتب کتابخانه افزوده میشود
pantoscope دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
panoramic camera دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
interlinks مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlink مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlinking مسلسل کردن بهم جفت کردن
interlinked مسلسل کردن بهم جفت کردن
concatenate مسلسل کردن الحاق کردن
submachinegun مسلسل خودکار یانیمه خودکار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com