English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (6 milliseconds)
English Persian
vessel رگ بشقاب
vessels رگ بشقاب
Search result with all words
plateful بقدر یک بشقاب
platefuls بقدر یک بشقاب
UFO بشقاب پرنده.
UFOs بشقاب پرنده.
dish بشقاب
dish در بشقاب ریختن
dishes بشقاب
dishes در بشقاب ریختن
clatter جغ جغ یا تلق تلق کردن صدای بهم خوردن اشیایی مثل بشقاب
clattered جغ جغ یا تلق تلق کردن صدای بهم خوردن اشیایی مثل بشقاب
clattering جغ جغ یا تلق تلق کردن صدای بهم خوردن اشیایی مثل بشقاب
clatters جغ جغ یا تلق تلق کردن صدای بهم خوردن اشیایی مثل بشقاب
muffin نوعی شیرینی یاکلوچه که گرماگرم باکره میخورند بشقاب سفالی کوچک
muffins نوعی شیرینی یاکلوچه که گرماگرم باکره میخورند بشقاب سفالی کوچک
disc بشقاب سوپاپ
discs بشقاب سوپاپ
saucer بشقاب کوچک
saucers بشقاب کوچک
plate :بشقاب
plate بقدر یک بشقاب
plates :بشقاب
plates بقدر یک بشقاب
copperplate بشقاب مسی
platter بشقاب بزرگ
platters بشقاب بزرگ
flying saucer بشقاب پرنده
flying saucers بشقاب پرنده
brattle صدای پچ پچ وبهم خوردن بشقاب
dish out در بشقاب خوردن
faceplate چرخ لنگر بشقاب لب تخت
gadroon اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
godroon اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود
paten بشقاب نان عشای ربانی
plate rack جایی که بشقاب هامی گذارندخشک شود
platelike بشقاب مانند
platy شبیه بشقاب
willowware بشقاب دارای نقاشی بید وغیره برای تزئین اطاق
Frisbee بشقاب پرنده
Frisbees بشقاب پرنده
pl بشقاب
The plate is chipped. لبه بشقاب پریده است
Could we have a plate please? ممکن است لطفا یک بشقاب برایمان بیاورید؟
a plate یک بشقاب
There is a plate missing. یک بشقاب کم است.
paper plate بشقاب کاغذی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com