English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (6 milliseconds)
English Persian
riskier ریسک دار
riskiest ریسک دار
risky ریسک دار
dicey <idiom> ریسک دار [اصطلاح روزمره]
hairy <idiom> ریسک دار [اصطلاح روزمره]
Search result with all words
risk ریسک
risk مخاطره ریسک خطر
risk احتمال خطر ریسک کردن
risked ریسک
risked مخاطره ریسک خطر
risked احتمال خطر ریسک کردن
risking ریسک
risking مخاطره ریسک خطر
risking احتمال خطر ریسک کردن
risks ریسک
risks مخاطره ریسک خطر
risks احتمال خطر ریسک کردن
venture مبادرت ریسک
ventured مبادرت ریسک
ventures مبادرت ریسک
venturing مبادرت ریسک
at owner's risks ریسک به عهده مالک
balancing of portfolio پوشاندن ریسک
carrier's risk ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
emergency risk ریسک اضطراری
owner's risk ریسک صاحب کالا
producer's risk ریسک تولید کننده
risk avoider اجتناب کننده از ریسک
risk lover طرفدار ریسک
titmouse چرخ ریسک
von neuman morgensterm utility index شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
This is a calculated risk. این یک ریسک حساب شده است
To twist the lions tail . با دم شیر باز ؟ کرد ؟ ( جسارت یا ریسک کردن )
run a risk <idiom> ریسک خطرناک ،نا امن خیلی خطرناک
skate on thin ice <idiom> ریسک کردن
stick one's neck out <idiom> مورد حمایت قراردادن ،ریسک کردن
He took his chance. او [مرد] این ریسک را کرد.
Don't push your luck! [این وضعیت را] ریسک نکن!
to incur a risk ریسک کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com