Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (4 milliseconds)
English
Persian
madder
ریشه روناس
Search result with all words
alizarin
ماده نارنجی یا قرمز رنگ که از ریشه روناس می گیرند
madder
گیاه روناس
[از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
Other Matches
alizarine
روناس
madder
روناس
alizarine
رنگ روناس
aizarine
جوهر روناس
munjeet
روناس هندی
purpurin
ماده رنگی روناس
xanthin
ماده رنگی روناس وگل زرد
radicate
ریشه گرفتن ریشه دار شدن
rhizogenetic
تولید کننده ریشه ریشه اور
rhizogenic
تولید کننده ریشه ریشه اور
to strike root
ریشه گرفتن ریشه دواندن
to take root
ریشه گرفتن ریشه دوانیدن
purpurin
رنگ ارغوان یا قرمز
[که از تلفیق روناس با ترکیبات فلزی دیگر بدست می آید.]
plaiting
[نوعی گیس بافی برای اتمام ریشه ها، در این روش که برای اتمام ریشه های فرش بکار می رود، جای آزاد گذاشتن نخ های چله آنرا بصورت اریبی دوتا دوتا یا بیشتر از لابلای یکدیگر رد کرده و نخ ها بسته به نظر آید.]
natural dyes
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
frange
ریشه
root
ریشه
roots
ریشه
rootlet
ریشه چه
scabs
ریشه
homoousian
از یک ریشه
harle
ریشه
harl
ریشه
fringe
ریشه
fringes
ریشه
fimbriation
ریشه
fimbria
ریشه
fibreless
بی ریشه
depth of face
ریشه
paronymous
هم ریشه
rhizogenous
ریشه زا
rhizogenic
ریشه زا
rhizogenetic
ریشه زا
cama
ریشه
cognate
هم ریشه
scab
ریشه
radix
ریشه
radicle
ریشه چه
expansion scab
ریشه
thrum
ریشه
rootless
بی ریشه
stubbed
ریشه
radical
ریشه
tassels
ریشه
tassel
ریشه
stumped
ریشه
stump
ریشه
radicals
ریشه
tie
[knot]
ریشه
stubs
ریشه
stubbing
ریشه
stumping
ریشه
stumps
ریشه
extraction
ریشه
stub
ریشه
musk root
ریشه مشک
hangnail
ریشه ناخن
hang nail
ریشه ناخن
grubbing up
ریشه کنی
morphophonemics
ریشه شناسی
irrationable
ریشه گنگ
horse radish
ریشه خردل
irradicate
از ریشه دراوردن
i. and evdevolution
ریشه گیری
imaginary root
ریشه ی انگاری
imaginary root
ریشه ی موهومی
irradicate
ریشه کن کردن
geometric mean
ریشه nام
gelsemium
ریشه یاسمن
fimbriate
ریشه دار
radical
ریشه
[ریاضی]
extirpator
ریشه کن کننده
extirpation
ریشه کنی
root
ریشه
[ریاضی]
etymon
ریشه کلمه
eradiacable
ریشه کن شدنی
enrooted
ریشه کرده
deracinate
از ریشه در اوردن
fimbriated
ریشه دار
galangale
ریشه جوز
themes
ریشه زمینه
rhizomorphous
ریشه مانند
fringent
ریشه مانند
rooty
ریشه دار
firtree root
ریشه صنوبری
filose
ریشه دار
irradicable
ریشه کن نشدنی
squar root
ریشه دوم
rooter
ریشه کننده
rootage
مجموع ریشه ها
to pull up by the roots
ریشه کن کردن
to pull up by the roots
از ریشه دراوردن
to root up
از ریشه دراوردن
rootage
ریشه بندی
to root up
ریشه کن کردن
to strike root
ریشه زدن
to take root
ریشه زدن
thrum
ریشه دار
rush root
ریشه ایرسا
rush root
ریشه اریسا
rooty
شبیه ریشه
strike root
ریشه زدن
supplantation
از ریشه کنی
supplanter
ریشه کن کننده
tap root
ریشه اصلی
rootlet
ریشه فرعی
the root of a tree
ریشه درخت
the root of a word
ریشه واژه
root up
ریشه کن کردن
root section
مقطع ریشه
root out
ریشه کن کردن
tap root
ریشه عمودی
rhizanthous
گل اور از ریشه
radicle
اصل ریشه
radicle
ریشه کوچک
fringing
ریشه یابی
thrum
ریشه فرش
paronym
واژه هم ریشه
outroot
از ریشه کندن
wing root
ریشه بال
ventral root
ریشه قدامی
root of the weld
ریشه جوش
root directory
دایرکتوری ریشه
rhizopodous
ریشه پای
rhizopod
ریشه پایان
rhizophagous
ریشه خوار
rhizome
شبیه ریشه
rhizoid
ریشه نما
rhizoid
ریشه مانند
to take root
ریشه کردن
orris root
ریشه بنفشه
eradication
ریشه کن شدن
cube root
ریشه مکعب
cube root
ریشه سوم
stems
ریشه اصل
cube roots
ریشه مکعب
cube roots
ریشه سوم
stemming
ریشه اصل
root
ریشه کن کردن
stemmed
ریشه اصل
theme
ریشه زمینه
runners
ریشه هوایی
runner
ریشه هوایی
ineradicable
ریشه کن نشدنی
square roots
ریشه دوم
fringed
ریشه دار
frilled
ریشه دار
uproot
ریشه کن کردن
etymologies
ریشه شناسی
tendrils
ریشه پیچک
root
ریشه گرفتن
roots
ریشه کن کردن
tuft
ریشه پارچه
frills
ریشه دارکردن
frill
ریشه دارکردن
uproots
ریشه کن کردن
eradicating
ریشه کن کردن
supplant
از ریشه کندن
supplants
از ریشه کندن
supplanting
از ریشه کندن
tufts
ریشه پارچه
uprooting
ریشه کن کردن
uprooted
ریشه کن کردن
stem
ریشه اصل
deep-rooted
ریشه کرده
pedigrees
ریشه نژاد
pedigree
ریشه نژاد
tendril
ریشه پیچک
fixing
حاشیه ریشه
roots
ریشه گرفتن
cognate
واژه هم ریشه
supplanted
از ریشه کندن
deep rooted
ریشه کرده
inveterate
ریشه کرده
germs
ریشه منشاء
acid radical
ریشه اسید
barbate
ریشه دار
germ
ریشه منشاء
ammonium
ریشه +4NH
blade root
ریشه تیغه
bonder
ریشه دار
bottom run
قشر ریشه
ciliate
ریشه دار
abort
ریشه نکردن
ciliolated
ریشه دار
ciliated
ریشه دار
ablation
ریشه کنی
square root
ریشه دوم
fibrous
ریشه دار
etymology
ریشه شناسی
beetroots
ریشه چغندر
rooted
ریشه دار
beetroot
ریشه چغندر
rooted
ریشه کرده
eradication
ریشه کنی
eradication
ریشه کن کردن
turfines
پوشیدگی از ریشه یا چمن
roots
ریشه دار کردن
unroot
از ریشه دراوردن یا کندن
to extract a root
ریشه گرفتن
[ریاضی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com