English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 21 (4 milliseconds)
English Persian
To lay oneself under an obligation. ریش گروگذاشتن
Search result with all words
engage گیردادن گروگذاشتن
engages گیردادن گروگذاشتن
pledge تعهد والتزام گروگذاشتن
pledge گروگذار گروگذاشتن
pledged تعهد والتزام گروگذاشتن
pledged گروگذار گروگذاشتن
pledges تعهد والتزام گروگذاشتن
pledges گروگذار گروگذاشتن
pledging تعهد والتزام گروگذاشتن
pledging گروگذار گروگذاشتن
pawn گروگذاشتن
pawned گروگذاشتن
pawning گروگذاشتن
pawns گروگذاشتن
mortgage گرونامه گروگذاشتن
mortgages گرونامه گروگذاشتن
mortgaging گرونامه گروگذاشتن
gage مبارزه طلبی گروگذاشتن
impledge گروگذاشتن
to stake money on something سرچیزی شرط بندی کردن پول روی چیزی گروگذاشتن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com