English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 122 (7 milliseconds)
English Persian
racer ریل یا سرسره دوار برجک توپ
racers ریل یا سرسره دوار برجک توپ
Other Matches
race ring رینگ لغزنده سرسره لغزنده طوقه دوار
capstan میله گردان گردونه دوار لنگر قرقره دوار لنگر
turret برجک
echauguette برجک
turrets برجک
towerlet برجک
brattice نیم برجک
turret guns توپهای برجک
power turret برجک برقی
dome light چراغ برجک
cupola برجک فرماندهی تانک
cupolas برجک فرماندهی تانک
turret برجک توپ یا تانک
turret guns توپهای برجک دار
battery باطری برجک توپ
batteries باطری برجک توپ
turrets برجک توپ یا تانک
cimborio [برجک نورگیر بالای بام]
racer رینگ لغزنده برجک توپ
racers رینگ لغزنده برجک توپ
sponson سکوی استقرار توپ روی برجک
domes کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
dome کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
slide سرسره
slides سرسره
sliding board سرسره
dock سرسره
docked سرسره
docks سرسره
chutes سرسره
chute سرسره
ways سرسره
slipway سرسره
snowslide سرسره برفی
beaching gear سرسره قایق
discharge chute سرسره تخلیه
raced سرسره ریل
race سرسره ریل
races سرسره ریل
slide [for children] سورتمه [سرسره ] [در برف]
slides ریل لغزنده سرسره
slides سرسره گهواره توپ
slide ریل لغزنده سرسره
sleigh سرسره عاید ودافع
sleighs سرسره عاید ودافع
slide سرسره گهواره توپ
arresting sheave ریل و سرسره مهار هواپیما
arresting sheave span محوطه ریل و سرسره مهارهواپیما
skates سرسره بازی کردن کفش چرخدار
skate سرسره بازی کردن کفش چرخدار
bearing یاطاقان سکوی اتصال سرسره ریل
skated سرسره بازی کردن کفش چرخدار
chutes سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
chute سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
rotating دوار
circler دوار
capstan دوار
winches دوار
gyrant دوار
rotatory دوار
rotary دوار
giddy دوار
pivoting دوار
winched دوار
winch دوار
winching دوار
paraboloid of revolution سهموی دوار
race ring سینی دوار
rotary axis محور دوار
rotary converter مبدل دوار
rotary field میدان دوار
rotary furnace کوره دوار
winch driver متصدی دوار
rotary switch کلید دوار
rotary valve شیر دوار
spheroid بیضوی دوار
jenny جراثقال دوار
windlass دوار لنگر
circulating pump پمپ دوار
cable holder دوار زنجیر
gipsy گردونه دوار
giddy مبتلا به دوار سر
drummed گردونه دوار
capstan wheel چرخ دوار
windlasses دوار لنگر
windlasses دوار زنجیر
drum گردونه دوار
windlass دوار زنجیر
veer on power با دوار زنجیر دادن
capstan lathe ماشین تراش دوار
support roller رینگ وطوقه دوار
anchor engine موتور دوار لنگر
wildcat گیره دوار لنگر
wheel printer چاپگر چرخ دوار
vertigo دوار سر چرخش بدور
colorado تیغه دوار ماهیگیری
energizing in field o phase rotation تغذیه میدان دوار
rotary cement klin کوره سیمان دوار
rotary piston machanism مکانیزم پیستون دوار
heave around به کار انداختن دوار
wildcats گیره دوار لنگر
daisy wheel printer چاپگر چرخ دوار
roundlet کمی گرد و دوار
gyratory crusher ماشین سنگ شکن دوار
mine winch دوار مین جمع کنی ناو
skate mount پایه دوار مسلسل روی خودرو
heave around شروع به کار کشیدن طناب با دوار
internal gear pump پمپ دوار با رتور دندانه دارداخلی
daisy wheel عضو چاپ کننده در یک چاپگرچرخ دوار
gyro وسیلهای که از اندازه حرکت زاویهای یک جرم دوار
gyro rotor چرخ دوار قطبنمای الکتریکی wheel gyro : syn
coriolis force نیروی اینرسی فاهری که روی یک جسم با سرعت زاویهای داخل یک سیستم دوار در حرکت است
stroboscope وسیلهای برای بی حرکت کردن فاهری جسم دوار یانوسان دار توسط پرتوافکنی متناوب
universal roll برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
tilting mixer نوعی بتن ساز دوار که با کج کردن مخزن ان تمام بتن خارج میشود
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
heliocentric دارای مرکز در خورشید دوار بدور خورشید
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
capstan چرخ لنگر دوار چرخ تسمه
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com