English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
oil scraper رینگی در پایین یا حاشیه پایینی پیستون
Other Matches
piston pin اشپیل پایین پیستون
after bottom center تعداد درجات گردش میل لنگ بعد از گذشتن پیستون از نقطه مرگ پایین
before bottom center تعداد درجات گردش میل لنگ قبل از رسیدن پیستون به نقطه مرگ پایین
garboard پایین ترین حاشیه چوبی یااهنی که روی حمال کشتی قرارمیدهند
rainbow border حاشیه رنگین کمان [در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
rosette border حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
bolt driving gun اچار رینگی
box wrench اچار رینگی
double ended spanner اچار رینگی دوسر
double ended box wrench اچار رینگی دوسر
Zipper selvage حاشیه زیپ شکل [در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
minor border حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
lower deck پل پایینی
lower limit حد پایینی
beneath زیرین پایینی
lower egypt مصر پایینی
underside سطح پایینی
undersides سطح پایینی
foot قسمت پایینی
underneath زیرین پایینی
lower flammability limit حد پایینی اشتعال پذیری
Kufic border حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
ragged متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح
ragged متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح
friezes حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
frieze حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
turtle border حاشیه سماوری [در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
reversing layer لایه نازکی در قسمت پایینی اتمسفر خورشید
clip joint <idiom> شغل سطح پایینی که پراز کلاهبرداری باشد
tacks گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacked گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacking گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tack گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
deceleron شهپری که بصورت نیمه هی بالایی و پایینی جدا میشود
downhaul پایین کشیدن رشته پایین کشنده
depresses پایین دادن لوله پایین اوردن
depress پایین دادن لوله پایین اوردن
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
plungers پیستون
piston پیستون
piston head کف پیستون
plunger پیستون
piston cover کف پیستون
pistons پیستون
down سوی پایین بطرف پایین
jackets بوش پیستون
piston clearnce فاصله پیستون
piston area سطح پیستون
plunger پیستون شناور
piston speed سرعت پیستون
plunger پیستون غوطهای
piston stroke ضربه پیستون
piston ring رینگ پیستون
pump piston پیستون پمپ
jacket بوش پیستون
plungers پیستون غوطهای
piston packing لائی پیستون
piston crown تاج پیستون
plunger piston پیستون شناور
piston pressure فشار پیستون
piston cover پوشش پیستون
piston rod دسته پیستون
connecting rod دسته پیستون
piston guide راهنمای پیستون
plungers پیستون شناور
connecting rod bolt پیچ دسته پیستون
rotary piston compressor کمپرسور پیستون دار
opposit stroke pistons پیستون مقابل گرد
throttling rod پیستون نافم روغن
piston travel طول ضربه ی پیستون
back stroke ضربه برگشت پیستون
brake piston cup رینگ پیستون ترمز
rotary piston machanism مکانیزم پیستون دوار
double piston engine موتور پیستون مضاعف
piston displacement تغییر مکان پیستون
forked connecting rod دو شاخ دسته پیستون
rams دژکوب پیستون منگنه ابی
rammed دژکوب پیستون منگنه ابی
actuator سیلندر پیستون عمل کننده
opposed piston engine موتور پیستون روبرو متقابل
ram دژکوب پیستون منگنه ابی
balanced actuator سیلندر پیستون محرک هیدرولیکی
reciprocal border حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
seize گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
seized گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
seizes گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
Herati border طرح حاشیه هراتی [این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
gadroon اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
possitive stagger ترتیب قرارگرفتن بالهای هواپیمای دوباله بطوریکه لبه حمله بال بالایی جلوترازبخش متنافر بال پایینی باشد
negative stagger ترتیب قرارگرفتن بالهای هواپیماهی دوباله بطوریکه لبه حمله بال پایینی جلوتراز بخش متنافر بال بالایی قرارگیرد
clearance volume کمترین حجم سیلندر هنگامیکه پیستون در نقطه مرگ بالاقرار دارد
wrist pin پینی که در موتور رادیال دسته پیستون را به شاتون اصلی متصل میکند
variable area wing بالهایی باطول متغیر درهواپیماهای دوباله که هنگام جمع شدن بال پایینی در بال بالایی تغییر ملموس و چشم گیری ایجاد میکند
after top center تعداد درجات گردش میل لنگ بعد از گذشتن پیستون از نقطه مرگ بالا
before top center تعداد درجات گردش میل لنگ قبل از رسیدن پیستون به نقطه مرگ بالا
counter recoil cylinder استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
actuating cylinder سیلندر پیستون عمل کننده سیلندر محرک
connecting rod bearing یاطاقان دسته پیستون یاطاقان شاطون
postil حاشیه
braids حاشیه
braided حاشیه
braid حاشیه
rand حاشیه
marginal حاشیه
brink حاشیه
margent حاشیه
rims حاشیه
rim حاشیه
border line خط حاشیه
draught حاشیه
kerb=curb حاشیه
marginally در حاشیه
brimming حاشیه
brimmed حاشیه
brim حاشیه
marge حاشیه
margin حاشیه
margins حاشیه
brims حاشیه
list حاشیه
frilling حاشیه
outskirt حاشیه
skirter حاشیه رو
selvage حاشیه
selvedge حاشیه
fimbriation حاشیه
marginal note حاشیه
verges حاشیه
skirt حاشیه
bordered حاشیه زه
bordering حاشیه
verge حاشیه
listel حاشیه
fringes حاشیه
bordering حاشیه زه
gloss حاشیه
apostil حاشیه
bordered حاشیه
margine حاشیه
fringe حاشیه
border حاشیه
skirts حاشیه
skirted حاشیه
marginate حاشیه
border حاشیه زه
draft حاشیه
fimbriate حاشیه دار
sewing حاشیه دوزی
kerbs حاشیه پیاده رو
emarginate برداشتن حاشیه از
kerb حاشیه پیاده رو
fimbriated حاشیه دار
hems حاشیه دارکردن
fringy حاشیه دار
hem حاشیه دارکردن
limbate حاشیه دار
hemmed حاشیه دارکردن
marge حاشیه دارکردن
hemming حاشیه دارکردن
marginalizing در حاشیه قراردادن
frill حاشیه دوختن بر
frills حاشیه دوختن بر
annotations حاشیه نویسی
drawnwork حاشیه دوزی
annotator حاشیه نویس
marginal وابسته به حاشیه
annotated حاشیه نوشتن
annotate حاشیه نوشتن
marginally بطور حاشیه
impluse margine حاشیه ایمپولز
laciniated حاشیه دار
bleeding edge حاشیه نقشه
marginalised در حاشیه قراردادن
marginalises در حاشیه قراردادن
rim لبه حاشیه
laciniate حاشیه دار
edgings حاشیه یابی
rims لبه حاشیه
marginalizes در حاشیه قراردادن
marginalized در حاشیه قراردادن
braids نوار حاشیه
annotates حاشیه نوشتن
braided نوار حاشیه
scholiast حاشیه نویس
lister حاشیه دوز
divagation حاشیه روی
marginalize در حاشیه قراردادن
to leave a margin حاشیه گذاشتن
frieze حاشیه ارایشی
friezes حاشیه ارایشی
marginalising در حاشیه قراردادن
fixing حاشیه ریشه
annotation حاشیه نویسی
circumstantiality حاشیه پردازی
buffer distance حاشیه امنیت
braid نوار حاشیه
annotating حاشیه نوشتن
edging حاشیه یابی
border حاشیه گذاشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com