English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (8 milliseconds)
English Persian
renal gravel ریک کلیه
Search result with all words
renal وابسته به کلیه ها
flora کلیه گیاهان یک سرزمین گیاه نامه
all کلیه
all- کلیه
grand slam علامت اینکه کلیه هواپیماهای دیده شده مورد اصابت قرارگرفتند
grand slams علامت اینکه کلیه هواپیماهای دیده شده مورد اصابت قرارگرفتند
suet چربی سخت دور کلیه وکمر گوسفند
formalism اعتقاد به حفظ فاهر وقالبهای موجود در کلیه امور
reins کلیه ها
reins محل کلیه در بدن
kidney کلیه
kidneys کلیه
report گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
reported گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
reports گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
fauna کلیه جانوران یک سرزمین یایک زمان
ideologies روش فکری وسیاسی و اجتماعی واقتصادی خاص با کلیه نظریات و هدفها و مسائل مربوط به ان
ideology روش فکری وسیاسی و اجتماعی واقتصادی خاص با کلیه نظریات و هدفها و مسائل مربوط به ان
brood کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
brooded کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
broods کلیه جوجه هایی که یکباره سراز تخم درمیاورند جوجههای یک وهله جوجه کشی
splash ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashes ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashing ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
showdown چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdowns چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
hot کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hotter کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
hottest کلیه خاص یا ترکیب کلیه ها که یک فرآیند را آغاز میکند یا یک برنامه را فعال میکند
adrenal مشتق از غده یا ترشح غددفوق کلیه
adrenaline هورمون قسمت مرکز غده فوق کلیه که بالا برندهء خون و فشارخون است
adrenocortical وابسته به قشر غدهء فوق کلیه
against all risks در براب کلیه خطرات
all arms کلیه نیروها
all available کلیه توپخانه حاضر به تیر
all hands کلیه پرسنل
all men کلیه مردم
armistise متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
attainder سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
avifauna کلیه مرغان یک سرزمین پرندگان یک ناحیه
azoth علاج کلیه دردها
banc جلسهای که با حضور کلیه قضات یک دادگاه تشکیل شود
codress نوعی پیام که کلیه متن ان فقط به رمز ارسال میشود گیرندگان رمزی پیام باادرس رمزی
codress procedure روش ذکر گیرندگان به صورت رمزی روش رمز کردن کلیه پیام
comprehensive job کاری که کلیه اجزا ان در رشته واحدی مجتمع شود
corporative state حکومتی که صاحبان کلیه مشاغل در ان شریک باشند
cortin ماده فعاله قشر غده فوق کلیه
cosmopolitanism سیستم " جهان وطنی " اعتقاد به لزوم حسن تفاهم واحترام متقابل بین کلیه ملل واقوام عالم
cross examination به طور کلی در CL کلیه شهود وکارشناسان و مامورین کشف جرم در موقع محاکمه بایدعلنا" و حضورا" اطلاعات خودرا بیان دارند و دادستان ووکیل متهم حق سوال کردن از ایشان را دارند
delivered duty paid یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
demesne کلیه زمین مایملک یک شخص
disclaim all liability کلیه بدهیها را انکار کردن
ejectment باز پس گرفتن زمین غصبی ازغاصب بعلاوه کلیه خسارات وارده به مالک اصلی
entireforce کلیه قوا
entireforce کلیه نیرو
executed contract قرارداد انتقال مالکیت درحالتی که کلیه حقوق متعلقه ان را نیز شامل شود
farraginous تلفیق کننده کلیه شرایط واخلاقهای متفاوت وجنسهای مخالف
floating kidney کلیه متحرک
fourteen points طرح برنامهای برای صلح که "وودرو ویلسن " رئیس جمهور امریکا در 8 ژانویه 8191 ضمن خطابهای به کنگره امریکا اعلام کرد و درواقع پیامی به کلیه ملل ودول جهان تلقی شد
garrison forces قوای پادگانی کلیه یکانهای مستقردر یک پایگاه یا منطقه یاتاسیسات
gentelmen's agreement کلیه توافقهایی که مستند به اسنادرسمی و امضا شده نباشد
historcicism فرضیهای که معتقداست کلیه پدیدههای اجتماعی وفرهنگی باید از لحاظ تاریخی مطالعه شود
identity matrix ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
legalism اعتقاد به این که کلیه مسائل باید از طرق قضایی وحقوقی حل و فصل شود
member banks در ایالات متحده کلیه بانکها براساس اساسنامه خود بایستی عضونظام فدرال رزرو در ایند
nephralgia قولنج کلیه
nephrogenic ایجادشده در کلیه منشعب از کلیه
nephroptosis کلیه متحرک
nephrosis بیماری کلیه که بیشترلولههای کلیوی را مبتلامیکند
nuclide کلیه مواد داخل هسته اتم اجزای شیمیایی داخل هسته
ornis کلیه مرغان یک سرزمین
paranephric مجاور کلیه
paranephros غده روی کلیه
pure interest سود ویژه منافعی که پس از کسر کلیه استهلاکات به سرمایه گذارپرداخت میشود
quantity equation of exchange یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
renal calculus ریگ کلیه
renal gravel حصات کلیه
reniform شبیه کلیه
reniform کلیه مانند
reputed owner در CL تاجرورشکسته مالک اعتباری کلیه اموالی که در تصرف داردتلقی میشود ولو اینکه واقعا" مالک انها نباشد و این از نظر حفظ حقوق غرماء است
rio treaty پیمان منعقد بین کلیه کشورهای نیمکره غربی به استثناء کانادا
syngraph سندی که به مهر و امضا کلیه
tenantary کلیه مستاجرین یک ملک
tenantry اجاره داری کلیه مستاجرین یک ملک
the t. population کلیه جمعیت همه مردم
the total population تمامی نفوس کلیه جمعیت
troop test ازمایش یکانها از کلیه نظرات تاکتیکی و تجهیزاتی
watershed management کلیه عملیات مربوط به اصلاح و نگهداری و بهره برداری از انجیرها
we underwrite the company ما تعهد میکنیم که کلیه موجودی شرکت رادرصورتیکه مردم نخرندخریداری کنیم
All thing considered. باتوجه به کلیه مسایل (تمام جوانب امر )
We ought to (should)examineit in all itsaspects. باید کلیه جهات وجوانب آنرا بررسی کنیم
To pool resources to gether . کلیه منابع وامکانات موجود را یک کاسه کردن
The ship and all its crew were lost . کشتی با کلیه سر نشینانش گه ( مفقود ) شد
To sweep the board . کلیه موانع واشکالات را از سر راه برداشتن
This is contray to all moral principles ( codes ) . این کار مخالف کلیه اصول وضوابط اخلاقی است
All wages were scaled up to 15 per cent . کلیه دستمزدها به میزان 15درصد افزایش یا فتند
Chronic kidney disease [CKD] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
chronic renal disease [CRD] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
chronic kidney failure [CKF] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
chronic renal failure [CRF] نارسایی مزمن کلیه [پزشکی]
Other Matches
nephrolith سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
kidney stone [Calculus renalis] سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
renal calculus [Calculus renalis] سنگ کلیه [پزشکی] [بیماری]
Cicim جاجیم و یا کلیه بافت های ساده کفپوش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com