English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (7 milliseconds)
English Persian
waste زائد اتلاف
wastes زائد اتلاف
Other Matches
folderol زائد ریشه یاحاشیه زائد
overplus زائد
dummy زائد
superfluous زائد
intercalary زائد
hypermetric زائد
redundant زائد
tautologies زائد
surplus زائد
ascititious زائد
tautology زائد
surpluses زائد
extra- زائد
supervacaneous زائد
extras زائد
recrementitious زائد
dummies زائد
excrescential زائد
extra زائد
redundancy زائد فراوانی
excrescency رشد زائد
furthering اضافی زائد
furthers اضافی زائد
redundancies زائد فراوانی
bronchocele غده زائد
surplus gas گاز زائد
further اضافی زائد
waste product محصولات زائد
hyperbola قسع زائد
formative حرف زائد
growth چیز زائد
growths چیز زائد
hyperbolas قسع زائد
furthered اضافی زائد
redundant equation معادله زائد
red tape تشریفات زائد
superimposition تحمیل زائد
supererogatory زائد بیش از حد لزوم
offal مواد زائد لاشه
redundance حشووزوائد سخن زائد
pleonastic دارای سخن زائد
additionally بطور اضافی یا زائد
data redundancy زائد بودن داده ها
periphrastic دارای الفاظ زائد
hypercatalectic دارای هجای زائد
hypermetric دارای سبب زائد
tankage مواد زائد کشتارگاه
mis spend اتلاف
lossy پر اتلاف
deliberate destruction اتلاف
losing اتلاف
copper loss اتلاف مس
dissipation اتلاف
destruction اتلاف
spoiled اتلاف
spoil اتلاف
wastage اتلاف
wreckage اتلاف
loss اتلاف
spoiling اتلاف
wasting اتلاف
spoils اتلاف
pared قسمتهای زائد چیزی را چیدن
pares قسمتهای زائد چیزی را چیدن
pleonasm حشو قبیح سخن زائد
redundant language سخن زائد یازیادی حشووزوائد
weed برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
pare قسمتهای زائد چیزی را چیدن
periphrasis استعمال واژه ها وعبارات زائد
weeding برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
weeded برداشتن قسمتهای زائد و غیرمطلوب
dawdle اتلاف وقت
loss factor ضریب اتلاف
loss angle زاویه اتلاف
hysteresis loss اتلاف پسماندی
iron loss اتلاف اهن
i^ r loss اتلاف توان
dawdled اتلاف وقت
passive play اتلاف وقت
power dissipation اتلاف قدرت
power loss اتلاف توان
wreckage piece تکه اتلاف
resistance loss اتلاف مقاومتی
destruction اتلاف انهدام
transformer loss اتلاف مبدل
voltage loss اتلاف ولتاژ
dawdles اتلاف وقت
dawdling اتلاف وقت
core loss اتلاف اهن
arc drop loss اتلاف جرقهای
dissipative factor ضریب اتلاف
dissipation of energy اتلاف انرژی
disinvestment اتلاف سرمایه
dielectric loss اتلاف دی الکتریک
core loss اتلاف هسته
dissipation عیاشی اتلاف
absorption loss اتلاف جذب
economic waste اتلاف اقتصادی
heat loss اتلاف گرمایی
bearing loss اتلاف بالشتکی
energy dissipation انرژی اتلاف
evaporation loss اتلاف در تبخیر
generator loss اتلاف مولد
polypose شبیه گوشت زائد ساقه دار
polypous شبیه گوشت زائد ساقه دار
brush friction loss اتلاف مالشی زغال
dillydally اتلاف وقت کردن
waste of time وقت اتلاف شده
time-wasting وقت اتلاف شده
dissipation of time وقت اتلاف شده
wasted time وقت اتلاف شده
dawdle وقت اتلاف شده
dielectric loss angle زاویه اتلاف دی الکتریکی
energy dissipation action عامل اتلاف انرژی
eddy current loss اتلاف جریان فوکو
wastes تضییع کردن اتلاف
waste تضییع کردن اتلاف
dielectric loss factor ضریب اتلاف دی الکتریکی
electrode dissipation اتلاف توان الکترد
quickest سریع یا بدون اتلاف زمان
quick سریع یا بدون اتلاف زمان
quicker سریع یا بدون اتلاف زمان
conversion loss of frequency changer cry اتلاف بلور تغییر دهنده بسامد
This is a sheer waste of time . این کار اتلاف وقت محض است
air brush برس و مکنده هوایی جهت گرفت پرز اضافی و ذرات زائد فرش
gobo نوعی پرده پارچهای سیاه رنگ که در تلویزیون و سینمادوربین را از نور زائد محفوظ نگه میدارد
thrashing 1-فعالیتهای زیادی دیسک . 2-مشخصات یا خطای برنامهای در حافظه مجازی . که باعث اتلاف وقت CPV برای جابجایی صفحات بین حافظه پشتیبان میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com