Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (8 milliseconds)
English
Persian
evite
زاده حوا
Search result with all words
unborn
هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
nobleman
نجیب زاده
noblemen
نجیب زاده
first born
نخست زاده
first-born
نخست زاده
descendant
زاده
grand tour
سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
grand tours
سفر وسیاحتی که جوانان اشراف زاده انگلیسی بعنوان قسمتی ازتعلیم وتربیت خود میکردند
knight
نجیب زاده
knighted
نجیب زاده
knighting
نجیب زاده
knights
نجیب زاده
magnate
نجیب زاده
magnates
نجیب زاده
legitimate
حلال زاده
legitimated
حلال زاده
legitimates
حلال زاده
legitimating
حلال زاده
don
لرد یا نجیب زاده
donned
لرد یا نجیب زاده
donning
لرد یا نجیب زاده
dons
لرد یا نجیب زاده
fries
زاده
fry
زاده
frying
زاده
nepotism
انتصاب برادر زاده یا خواهر زاده واقوام نزدیک به مشاغل مهم اداری
descended
زاده
patrician
نجیب زاده
patrician
اعیان زاده
patricians
نجیب زاده
patricians
اعیان زاده
illegitimate
زنا زاده
blue blooded
نجیب زاده
blue-blooded
نجیب زاده
childe
نجیب زاده
cousin
عمه زاده
cousin
خاله زاده
cousin
عمو زاده
cousin
دایی زاده
cousins
عمه زاده
cousins
خاله زاده
cousins
عمو زاده
cousins
دایی زاده
aristocrat
نجیب زاده
aristocrat
اشراف زاده
aristocrats
نجیب زاده
aristocrats
اشراف زاده
africander
اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
bashaw
نجیب زاده
blue blood
نجیب زاده اشراف زاده
born in lawful wedding
حلال زاده
born in the purple
دارا زاده
born in the purple
غنی زاده
chevalier
نجیب زاده
cousin german
عمو زاده
cousin german
عمه زاده
cousinly
دایی زاده وار خاله زاده وار
cousinly
عمه زاده وار
cousinry
عموزاده هاودایی زاده هاوعمه زاده هاوخاله زاده ها
coz
عمه زاده
coz
دایی زاده
coz
خاله زاده
descendent
زاده
earth born
زاده خاک
feringhee
پرتغالی زاده هند
first begotten
نخست زاده
first ling
نخست زاده
firstborn
نخست زاده
firstling
نخست زاده
fitz
زاده
freeborn
ازاد زاده
gentleman of fortune
نجیب زاده حادثه جو
grandee
اصیل زاده
hagborn
شیطان زاده فرزند ساحره
hagseed
زاده عجوزه
hamite
زاده حام
high born
نجیب زاده
household troops
هیئت محافظ پادشاه یا نجیب زاده
junker
جوان نجیب زاده المانی
junker
اصیل زاده المانی
knickerbocker
زاده هلندی هایی که به york new کوچ کردند
levite
زاده لاوی
mestiza
کسیکه زاده اسپانیولی و هندی وامریکایی باشد
mestizo
کسیکه زاده اسپتنیولی و هندی و امریکایی باشد
milord
مرد اشرافی ونجیب زاده انگلیسی
mulatto
زاده اروپایی وزنگی
nee
زاده
nepew
پسر خواهر برادر زاده یا خواهر زاده
progeniture
زاده
pythogenic
پیدا شده از چرک یا گندیدگی زاده چرک
sea born
زاده دریا
thane
نجیب زاده
true born
حلال زاده اصیل اصل
underbred
نااصل زاده بی تربیت
well born
اصیل نجیب زاده
wellborn
نجیب زاده دارای خصوصیات نجابت
yonker
نجیب زاده جوان جوان سلحشور
younker
نجیب زاده جوان جوان سلحشور
noblewoman
نجیب زاده
noblewomen
نجیب زاده
Other Matches
speak of the devil and he appears
<idiom>
حلال زاده بودن
what is bred in the bone will come out in the flesh
<proverb>
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com