Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
reversible elbow
زانوی 09 درجه
Other Matches
knock knees
زانوی کج زانوی پیچ خورده
knock kneed
دارای زانوی کج
reducing elbow
زانوی کاهنده
reducing elbow
زانوی کاهشی
stifle bone
کاسه زانوی اسب
weak knees
زانوی سست بی ثباتی بی عزمی
knuckles
قوزک پا یا پس زانوی چهار پایان
lap
زانوی کسی وقتی که می نشینند
lapped
زانوی کسی وقتی که می نشینند
knuckle
قوزک پا یا پس زانوی چهار پایان
mallenders
اماس پشت زانوی اسب
malanders
اماس پشت زانوی اسب
hamstring
زانوی کسیرا بریدن فلج کردن
hamstringing
زانوی کسیرا بریدن فلج کردن
hamstrung
زانوی کسیرا بریدن فلج کردن
hamstrings
زانوی کسیرا بریدن فلج کردن
Dizlyk
[نوعی قالیچه تزئینی کوچک که برای تزئین به زانوی شتر می بندند.]
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
shoulder patch
درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator
صفحه مدرج درجه طبلک درجه
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
superelevation
درجه ارتفاع درجه بلندی
third class
درجه سوم بلیط درجه 3
third-class
درجه سوم بلیط درجه 3
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
brevet
درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
master at arms
درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
grades
درجه
run of the mine
بی درجه
second rate
درجه دو
scalage
درجه
second class
درجه 2
top
درجه یک
grade
درجه
echelon
درجه
echelons
درجه
gauge
درجه
gauged
درجه
gauges
درجه
copesetic
درجه یک
first class
درجه یک
mark
درجه
copacetic
درجه یک
first string
درجه یک
clinical thermometer
درجه
nobby
درجه یک
low grade
کم درجه
kyu
درجه
elevation
درجه
elevations
درجه
classy
درجه یک
gauge glass
درجه اب
gage=gauge
درجه
gage
درجه
chinical t.
درجه
marks
درجه
just as well
<adv.>
به یک درجه
gauge=gage
درجه
scale
درجه
proportion
درجه
proportions
درجه
degree
درجه
second class
درجه دو
pitch
درجه
equally
<adv.>
به یک درجه
ranks
درجه
ranked
درجه
degrees
درجه
rank
درجه
pitches
درجه
second-rate
درجه دو
rates
درجه
high-class
درجه یک
lengths
درجه
third-rate
درجه سه
tophole
درجه یک
length
درجه
topnotch
درجه یک
top hole
درجه یک
titles
درجه
title
درجه
third rate
درجه سه
slap-up
درجه یک
aquastat
درجه
top-notch
درجه یک
rate
درجه
number one
درجه یک
degree of freedom
درجه ازادی
degree of dissociation
درجه تفکیک
berate
خلع درجه
centigrade degree
درجه صدبخشی
whither
بکدام درجه
degree of curve
درجه انحناء
cope flask
درجه روئی
berated
خلع درجه
ninths
درنهمین درجه
d.p
درجه بسپارش
ninth
درنهمین درجه
berating
خلع درجه
dan
درجه درکاراته
consistence
درجه غلظت
degree of advancement
درجه پیشرفت
degree of centralization
درجه تمرکز
confidence level
درجه اطمینان
degree of compaction
درجه تراکم
degree of crystalinity
درجه بلورینگی
berates
خلع درجه
stair
مرتبه درجه
clumping
درجه سردوشی
clumps
درجه سردوشی
fluidity
درجه سفتی
supremely
با علی درجه
puny
درجه پست
pinnacle
منتهی درجه
graduation
درجه بندی
clumped
درجه سردوشی
honorary
درجه افتخاری
doctorates
درجه دکتری
shade
درجه رنگ
shades
درجه رنگ
shadings
درجه رنگ
comparative
درجه تفضیلی
comparatives
درجه تفضیلی
consistency
درجه غلظت
doctorate
درجه دکتری
clump
درجه سردوشی
graduation
درجه گرفتن
pinnacles
منتهی درجه
grading
درجه بندی
battle sight
درجه جنگی
battle sight
شکاف درجه
baume degree
درجه بومه
brick layer
بنای درجه دو
calibration
درجه بندی
bar sight
ستون درجه
bar sight
شکاف درجه
baccslavreate
درجه شوالیه
quantum
درجه میزان
largely
تا درجه زیادی
adjustability
درجه انطباق
adjusted elevation
درجه تنظیمی
advancement in rating
ارتقاء درجه
angle of elevation
زاویه درجه
anti knock property
درجه اکتان
baccalaureate
درجه باشلیه
high grade product
محصول درجه یک
degree of polymerization
درجه بسپارش
strain hardness
سختی درجه
tip top
بالاترین درجه
tiptop
بالاترین درجه
tiptop
درجه اعلی
to take one's d.
درجه گرفتن
trial elevation
درجه ازمایشی
viscosity
درجه غلیظی
void ratio
درجه تخلخل
head over heels
<idiom>
منتهای درجه
hold a candle to
<idiom>
درهمان درجه
economy class
درجه توریستی
standard class
درجه استاندارد
velocity
درجه تندی
thirty degree cut
برش 03 درجه
summated ratings
مجموع درجه ها
superlatively
در درجه عالی
supply sergeant
درجه دارتدارکات
t. far
تا این درجه
tenth rate
درجه دهم
tertiary alcohol
الکل 3 درجه
tertiary amine
امین 3 درجه
tertiary carbon
کربن 3 درجه
tertiary hydrogen
هیدروژن 3 درجه
the positive d.
درجه مطلق
third class road
جاده درجه سه
third degree of readiness
امادگی درجه سه
third rater
درجه سوم
coarse wool
پشم درجه دو
scaling
درجه بندی
water hardness
درجه سختی آب
alacrity
[speed]
درجه تندی
celerity
درجه تندی
easiness
[quickness]
درجه تندی
fleetness
درجه تندی
nippiness
درجه تندی
promptitude
درجه تندی
promptness
درجه تندی
quickness
درجه تندی
rapidity
درجه تندی
rapidness
درجه تندی
speediness
درجه تندی
speed of action
درجه تندی
which grade are you in?
که درجه شما را در؟
swiftness
درجه تندی
degree of precision
درجه دقت
first rate
نخستین درجه
first water
درجه اول
fuel grade
درجه سوخت
gaduate
درجه دار
white wool
پشم درجه یک
gradational
به ترتیب درجه
grade of channel
درجه کانال
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com