English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
angle of repose زاویه طبیعی شیروانی
Search result with all words
angle of repose زاویه شیروانی طبیعی
Other Matches
graduated circle of an alidade دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
longitudinal dihedral اختلاف زاویهای بین زاویه برخورد بال و زاویه برخوردسکانهای افقی که دومی معمولا کمتر است
grivation زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف دستگاه
physiographic وابسته به اوضاع طبیعی یاجغرافیای طبیعی
naturalism فلسفه طبیعی مذهب طبیعی
angle of rotation زاویه دوران زاویه چرخش
angle of repose زاویه تعادل زاویه ارامش
loss angle زاویه تلف زاویه تلفات
declination زاویه انحراف زاویه میل
angle of convergence زاویه تقرب زاویه پارالاکس
entering angle زاویه ورودی زاویه دخول
feelings indigenous to man احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
bombing angle زاویه پرتاب بمب زاویه پروازهواپیما در هنگام رها کردن بمب
distance angle زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
constant angle arch dam بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
gable roof شیروانی
compluvium شیروانی
pitched roof شیروانی
angle offset method روش عکاسی تحت یک زاویه معین روش تهیه تصویراشیاء تحت یک زاویه
superelevation تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
gutters ابرو شیروانی
syringa یاس شیروانی
dormer window پنجره شیروانی
monopitch roof شیروانی واریخته
hip شیروانی کوبی
mansard شیروانی چارترک
pent roof شیروانی واریخته
arch-beam کمرکش شیروانی
bonnet-top سفال شیروانی
gutters ء برو شیروانی
ridge piece کش بالای شیروانی
cut roof شیروانی واریخته
gutter ء برو شیروانی
mock orange یاس شیروانی
lean to roof شیروانی واریخته
ridge pole کش بالای شیروانی
gable roof شیروانی سنتوری
slope of a roof شیب شیروانی
slope of cutting شیروانی خاکبرداری
slope of embankment شیروانی خاکریزی
slope of embankment شیروانی کند
the ridge of a roof خرپشته شیروانی
gutter ابرو شیروانی
sky light پنجره شیروانی
roof trusses خرپاهای شیروانی
lilac یاس شیروانی
lilacs یاس شیروانی
roof tree کش بالای شیروانی
ridge tree کش بالای شیروانی
hip-tile سفال شیروانی
parallactic angle زاویه تقارب نصف النهارات زاویه تقارب
saw tooth roof شیروانی واریخته کمرشکن
mansard شیروانی چهار ترک
skylight پنجره شیروانی یا سقف
bear tape shutter gate دریچه شیروانی شکل
attic اتاقک زیر شیروانی
skylights پنجره شیروانی یا سقف
attic اطاق زیر شیروانی
attics اطاق زیر شیروانی
carpenter نجار شیروانی ساز
carpenters نجار شیروانی ساز
slating شیروانی با سنگ لوح
hip roof شیروانی چند کله
attics اتاقک زیر شیروانی
dog-kennel پنجره زیر شیروانی
chckloft اطاق زیر شیروانی
cyrb roof شیروانی چهار ترک
mansard اطاق زیر شیروانی
hip-rafter تیر شیب شیروانی
hip-roof شیروانی چند کله
drop-point slating سنگ شیروانی اریب
lofts اطاق زیر شیروانی
loft در زیر شیروانی قراردادن
loft اطاق زیر شیروانی
lofts در زیر شیروانی قراردادن
hipped roof شیروانی چند کله
curb-roof شیروانی چهار تکه
gamberel roof نوعی شیروانی چارترک
carpenter نجار شیروانی ساز چوب بر
rafters شاه تیر زیر شیروانی
carpenters نجار شیروانی ساز چوب بر
rafter شاه تیر زیر شیروانی
dragging-piece [مهار تیر شیروانی نبش]
cross-gable [سه گوشی کنار شیروانی عرضی]
gavel [سه گوشی کنار شیروانی] [معماری]
pavilion roof شیروانی چهار کله تکمیل
dragon-piece [مهار تیر شیروانی نبش]
interlocking tile اجر سفال روی شیروانی
gable roof پشت بام شیروانی دار
the ridge of a roof حلبی که دوشیب شیروانی بهم برمیخورند
slating پوشش روی شیروانی با سنگ شیست
gable سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
gables سه گوشی کنار شیروانی دیوار کناری
gable سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
attic door-case [چارچوب در کشویی اتاق زیر شیروانی]
gables سه گوش بالای پنجره یا کنار شیروانی
chien-assis [پنجره زیر شیروانی مینیاتوری در قرون وسطی]
lie زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lied زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
lies زاویه نقطه وصل دسته چوب هاکی به تیغه زاویه نقطه وصل دسته به سر چوب گلف منطقه تجمع ماهیها
corbie steps برجستگیهایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی میسازن
pole plate حمال تیر شیروانی که سرلاپه هارا نگاه میدارد
attics اطاق کوچک زیر شیروانی وابسته به شهر اتن
attic اطاق کوچک زیر شیروانی وابسته به شهر اتن
crow steps لاریز:برجستگی هایی که بشکل پله یاکنگره درسرازیریهای شیروانی م
apogee زاویه انحراف ثقل موشک زاویه انحراف مرکز ثقل موشک در روی مسیر
apex angle زاویه راسی هدف زاویه راسی
crown-steps لاریز [برجستگی هایی که شکل پله یا کنگره در سرازیرهای شیروانی است.]
gables سرپناه سه گوش سقف سراشیب از دو سمت سه گوشی کنار شیروانی لچکی
gable سرپناه سه گوش سقف سراشیب از دو سمت سه گوشی کنار شیروانی لچکی
grid magnatic angle زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
angle of traverse زاویه حرکت لوله در سمت زاویه سمت لوله
angle of arrival زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
slope of cutting دامنه برش یا سینه برش شیروانی کند
king post تیر بزرگ عمودی شیروانی شاه تیر
home born طبیعی
innate طبیعی
homebred طبیعی
crude copper مس طبیعی
indigenous طبیعی
natural right حق طبیعی
silvan طبیعی
natural bridge پل طبیعی
natural طبیعی
natural foundation پی طبیعی
naturals طبیعی
physical طبیعی
normal طبیعی
nonrepresentational غیر طبیعی
natural sources منابع طبیعی
original ground زمین طبیعی
natural ventilation تهویه طبیعی
natural vibration نوسان طبیعی
natural year سال طبیعی
naturalistic observation مشاهده طبیعی
nature reserve اندوختگاه طبیعی
normalised طبیعی کردن
normal fault گسل طبیعی
normalises طبیعی کردن
neperian logarithm لگاریتم طبیعی
natural silk ابریشم طبیعی
natural color رنگ طبیعی
au naturel بحالت طبیعی
natural order نظم طبیعی
natural person شخص طبیعی
natural phenomena اثار طبیعی
asphaltite قیر طبیعی
asphaltic bitumen قیر طبیعی
natural products مواد طبیعی
apparence شباهت طبیعی
natural purification پالایش طبیعی
natural silk ابریشم طبیعی
natural recharge تغذیه طبیعی
natural reserves ذخائر طبیعی
natural resin صمغ طبیعی
orthochromatic رنگ طبیعی
normalising طبیعی کردن
in situ در جای طبیعی
natural resources منابع طبیعی
physical sciences علوم طبیعی
natural sciences علوم طبیعی
falsettos غیر طبیعی
falsetto غیر طبیعی
natural gas گاز طبیعی
preternatural غیر طبیعی
preternatural مافوق طبیعی
supernatural ماوراء طبیعی
normalize طبیعی کردن
normalizes طبیعی کردن
physico theology الهیات طبیعی
physiography جغرافیای طبیعی
natural childbirth زایمان طبیعی
natural persons اشخاص طبیعی
phenomenon اثر طبیعی
pudding stone شفته طبیعی
resource endowment منابع طبیعی
debris مانده طبیعی
supernatural فوق طبیعی
natural history تاریخ طبیعی
natural obstacle مانع طبیعی
natural group گروه طبیعی
metaphisical غیر طبیعی
landscapes منظره طبیعی
landscaping منظره طبیعی
seep تراوش طبیعی
crude gas گاز طبیعی
seeped تراوش طبیعی
seeping تراوش طبیعی
seeps تراوش طبیعی
unnatural غیر طبیعی
unnaturally غیر طبیعی
native language زبان طبیعی
naturally بطور طبیعی
natively بطور طبیعی
natrual cement سیمان طبیعی
matter of course چیز طبیعی
matten of course چیز طبیعی
landscaped منظره طبیعی
natural rubber لاستیک طبیعی
hevea rubber لاستیک طبیعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com