Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
turki
زبانهای ترکی شامل جغتایی وعثمانی
turkic
زبانهای ترکی شامل جغتایی وعثمانی
Other Matches
ansi
سازمان آمریکایی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری را مشخص میکند که آنچه مربوط به زبانهای سطح بالای برنامه نویس میشود هم شامل آن است
Anatolia
منطقه آناتولی که بین دریای سیاه و دریای مدیترانه قرار داشته و یکی از مراکز عمده قالیبافی ترکی، کردی، ارمنی و یونانی است. بیشتر به بافت فرش با گره ترکی معروف بوده و به دوران سلجوقیان باز می گردد.
triglyph
سه ترکی
triskele
سه ترکی
Turkish
ترکی
triskelion
سه ترکی
the concert of europe
منظوردولی هستند که پس ازشکست ناپلئون اول در سال 5181 در کنفرانس وین سیاست خارجی خود را با هم هماهنگ ساختند و این هماهنگی بخصوص در زمینه مسائل مربوط به بالکان وعثمانی محسوس بود
tone language
زبانهای اهنگی
Bantu
زبانهای بانتو
modern languages
زبانهای امروزی
turkism
اصطلاحات ترکی
overhand
ترکی دوزی
mogul lampholder
سرپیچ ترکی
the turkish language
زبان ترکی
turkish knot
گره ترکی
turcism
کیش ترکی
xenoglossophilia
عشق به زبانهای بیگانه
xenoglossophobia
هراس از زبانهای بیگانه
string processing languages
زبانهای پردازش رشته
robot control languages
زبانهای کنترل روبوت
The living languages of the world.
زبانهای زند ؟ دنیا
modern languages
زبانهای این عصر
enarthrosis
مفصل کام و زبانهای
low level languages
زبانهای سطح پایین
indo aryan
به زبانهای اریایی و هندوستان
list processing langauge
زبانهای پردازش لیست
turkism
اداب وسنن ترکی
Anatolia rug
فرش ترکی یا آناتولی
oversew
ترکی دوزی کردن
to sew overhand
ترکی دوزی کردن
feather boarding
پوشش ترک ترکی باتخته
feather-boarding
[پوشش ترک ترکی با تخته]
kara
به معنای رنگ سیاه
[در زبان ترکی]
lingua franca
زبان امیخته با زبانهای دیگر گویش مختلط
glottochronology
مبحث مطالعه سیر تکامل زبانهای مختلف
To have a flair for languages.
ذوق فرا گیری زبانهای خارجی را داشتن
lingua francas
زبان امیخته با زبانهای دیگر گویش مختلط
database
مجموعه زبانهایی که مثل زبانهای شرح داده
databases
مجموعه زبانهایی که مثل زبانهای شرح داده
Bantu
عضو قبیلههایی که به زبانهای بانتو تکلم میکنند
carnation motif
طرح گل میخک در قالی های قفقازی و ترکی
alinik design
واژه ترکی به معنای طرح محرابی یا جانمازی
vdl
زبانی برای تعریف و معناشناسی زبانهای برنامه نویسی
season cracking
ترکی که بعلت عمر زیاد دروسایل یا مهمات تولید میشود
There are many difference between Persian and English .
بین زبانهای فارسی وانگلیسی فرق های زیادی وجود دارد
sand crack
ترکی که ازراه رفتن روی ریگ گرم درپای انسان پیداشود
hook knife
چاقوی قلاب شکل
[جهت گره زدن خامه ها در روش ترکی بافت]
codasyl
مشاوره در مورد زبانهای سیستمهای اطلاعات Language DataSystems On Conferenceکنفرانس سیستم زبان داده ها
Elibilinde
[طرحی ترکی در گلیم بافی که نمادی از یک انسان و حالت دست به کمر وی را نشان می دهد.]
phoenix
مرغ آتشین
[سیمرغ]
[نقش این پرنده افسانه ای در فرش های ترکی، چینی و ایرانی استفاده می شود.]
generations
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
generation
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری با استفاده از مدارهای VESI سریع و زبانهای برنامه نویسی قدرتمند برای امکان محاوره افراد
american national standards institute
سازمانی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری از قبیل استانداردهای شبکه و زبانهای سطح بالا را مشخص میکند
fifth generation computers
مرحله بعدی طراحی سیستم کامپیوتری که با استفاده از مدارهای سریع VLSI و زبانهای برنامه سازی قدرتمند برای ایجاد امکان محدوده افراد
Borland
شرکت نرم افزاری که زبانهای برنامه نویسی زیادی را توسعه داده است و نیز سیتمهای پایگاه داده ها و برنامههای صفحه گسترده
caucasus
منطقه قفقاز و یا آذربایجان و ارمنستان امروزی در شوروی که قالی آن با گره ترکی و نقوش هندسی همراه بوده و به نام قالی قفقازی معروف است
sweeping
شامل
comprising
شامل
self inclusive
شامل
Inc
شامل
including
شامل
containing
شامل
in-
شامل
far-reaching
شامل
in
شامل
covering
شامل
inclusive
شامل
symmetric knot
گره ترکی
[گره نامتقارن]
[که بدور دو تار زده می شود و معمولا از قلاب جهت خفت زدن استفاده می شود.]
renumber
خصوصیت برخی زبانهای کامپیوتری که به برنامه نویس امکان اختصاص دادن مقدار جدید به همه یا برخی از شماره خط های برنامه میدهد
includable
شامل کردنی
comprised
شامل بودن
comprises
شامل بودن
embrace
شامل بودن
excluding
شامل نشدن
embraces
شامل بودن
embracing
شامل بودن
includible
شامل کردنی
applying
شامل شدن
apply
شامل شدن
inclusive or
یای شامل
comprise
شامل بودن
engird
شامل بودن
butyric
شامل کره
ineligible
شامل نشدنی
butyraceous
شامل کره
embraced
شامل بودن
do with
<idiom>
شامل شدن
retrospect
شامل گذشته
engirdle
شامل بودن
applies
شامل شدن
bimillenary
شامل دوهزار
trinomial
شامل سه نام
inclusive or gate
دریچه یای شامل
intraspecies
شامل گروه بخصوصی
intraspecific
شامل گروه بخصوصی
over all
شامل همه چیز
across the board
شامل تمام طبقات
retroact
شامل گذشته شدن
exclusive
آنچه شامل نمیشود
terraqueous
شامل خشکی ودریا
excludes
شامل نشدن یا جداشدن
plenaries
شامل تمام اعضاء
exhaustive
شامل تمام جرئیات
plenary
شامل تمام اعضاء
ex post facto
شامل اصول گذشته
echaustive
شامل همهء جزئیات
encompass
شامل بودن دربرگرفتن
exclude
شامل نشدن یا جداشدن
exclusion
عمل شامل نشدن
encompassing
شامل بودن دربرگرفتن
encompasses
شامل بودن دربرگرفتن
encompassed
شامل بودن دربرگرفتن
kepse motife
[ریشه کلمه ترکی است و به معنی بسته یا دسته می باشد. این نگاره بصورت بوته ای افقی با شاخه های عمودی بافته می شود و جلوه ای از برگ های دن دادنه دار را نشانمیدهد.]
kanat
نوعی گلیم ترکی
[روشی از بافت گلیم است که در آن ابتدا رشته های باریک را بافته، سپس آنها را به یکدیگر می دوزند. این روش بین روستائیان ترکیه بیشتر مرسوم می باشد.]
Is breakfast included?
آیا شامل صبحانه هم میشود؟
defensive
منطقه دفاعی شامل دروازه
toffee
اب نبات شامل شکر زردوشیره
toffees
اب نبات شامل شکر زردوشیره
apodeictic
شامل یا مستلزم بیان حقیقت
apodictic
شامل یا مستلزم بیان حقیقت
toffy
اب نبات شامل شکر زردوشیره
thetic
وابسته به یا شامل پایان نامه
tenementary
شامل ملک استیجاری اپارتمانی
tetraethyl
شامل چهاردسته اتیل در هرملکول
tetrahydrate
ترکیب شیمیایی شامل چهارمولکول اب
entails
شامل بودن فراهم کردن
thetical
وابسته به یا شامل پایان نامه
gnomic
شامل پند و ضرب المثل
interface
که شامل : کانال ورودی /خروجی
all round
کاملا شامل هر چیز یا هرکس
entailing
شامل بودن فراهم کردن
entailed
شامل بودن فراهم کردن
fullest
کامل یا شامل همه چیز
full
کامل یا شامل همه چیز
with average
شامل خسارات خصوصی وجزئی
retroactively
چنانکه شامل گذشته شود
entail
شامل بودن فراهم کردن
contains
شامل بودن خودداری کردن
contained
شامل بودن خودداری کردن
contain
شامل بودن خودداری کردن
interfaces
که شامل : کانال ورودی /خروجی
english sonnet
غزل انگلیسی که شامل دوازده سطراست
applies
درخواست کردن شامل حال بودن
sclav ect
عضو نژادی که شامل مردم خاوراروپاباشد
this proverb is not a to him
این مثل شامل حال اونیست
apply
درخواست کردن شامل حال بودن
except
مکان دهی و ادغام شامل نیست
applying
درخواست کردن شامل حال بودن
motorola
سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
bumf
اسناد شامل اطلاعات دستورالعمل چیزی
interactive
قالبها و خصوصیات فرد را شامل میشود
twinkle box
دستگاه ورودی شامل حس کنندههای نوری
Gabbeh
گبه
[با قالیچه های درشت باف و زبر که ریشه عشایری داشته و منسوب به خراسان و جنوب ایران می باشند. طرح های آن ساده و از رنگ های روشن با گره های فارسی و ترکی می باشد.]
Sarab
سراب
[حوزه بافت سراب در آذربایجان است که بیشتر به بافت کناره مشهور استرنگ زمینه عموما شتری و گره آن ترکی است.]
subtend
در زیر چیزی بسط یافتن شامل بودن
adder
وسیله یا تابعی که شامل نتیجه دو یا چند ورودی
alphanumeric
صفحه کلیدی که شامل حروف و اعداد است
adders
وسیله یا تابعی که شامل نتیجه دو یا چند ورودی
interfaith
شامل اشخاصی دارای عقاید وادیان مختلف
scope
محدوده مقادیر که یک متغیر میتواند شامل شود
storewide
شامل تمام موجودی انبار یاتمام فروشگاه
entablature
قسمتی از سر ستون که شامل کتیبه وگلویی است
leg side
قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
retrospectively
چنانکه شامل گذشته شودیاعطف بماسبق کند
interactive
سازمان تخصصی که موضوعاتی شامل زبان نویسنده
inclusive
چیزی هک در میان چیز دیگر شامل شود
foundation
اسکلت اصلی فرش
[شامل تار و پود]
Quchan
قوچان
[شمال خراسان که از اوایل قرن یازدهم هجری قمری به بافت فرش مشغول بوده و بافندگان آن کردهای مهاجر کردستان می باشند.بیشتر فرش ها تماما پشم بوده و گره ترکی دارند.]
lipid
مواد چربی که شامل پیه وموم وفسفاتیدوسروبروزیدها میباشد
cpu
بخش اصلی CPU شامل ALU واحد کنترل
Is mileage included?
آیا شامل مایل مسافت پیموده شده هم میشود؟
triathlon
مسابقه سه گانه بین زنان شامل دو 001 متر
lipide
مواد چربی که شامل پیه وموم وفسفاتیدوسروبروزیدها میباشد
distance medley
دو استقامت امدادی شامل 004 008 0021 و 0061متر
kikalak design
طرح قوچ
[در ترکی این واژه به معنای شاخ قوچ می باشد. این طرح در فرش های ترکیه بکار رفته و بصورت قرینه در چهار طرف نقطه مرکزی بافته می شود.]
slotting
تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
radio sheck
یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
slots
تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
catchall
بخشی که شامل مواد مختلف وبدون دسته بندی باشد
bible
کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
handshaking
سیگنال ارسالی بین دو وسیله ارتباطی شامل آماده ارسال
slot
تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
bibles
کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
eighty track disk
دیسک فرمت شده برای شامل شدن هشتاد شیار
sashes
قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
reprographics
تکنولوژی ای که شامل واردزیر است فرایندهای تولیدمجدد و نسخه برداری ازمستندات
motorola
تولید کننده قط عات الکترونیکی شامل پردازندههای کامپیوتری Apple Macintosh
CD I
این استاندارد شامل توابع کد گذاری فشرده سازی و نمایش است
traveling fellowship
بورس تحصیلی شامل هزینه مسافرت وتحقیقات در خارج از محل خود
bios
که معمولاگ شامل کنترل صفحه نمایش و صفح کلید و دیسک درایوهاست
alphanumeric
عملوندی که میتواند شامل حروف الفبا- عددی مانند رشته ها باشد
landplane
هواپیمایی که قادر به برخاستن از سطح زمین که شامل برف و یخ نیز میگرددمیباشد
sash
قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
config.sys
در DOS و 2/OS یک فایل متن اسکی که شامل فرمانهای پیکر بندی است
table carpet
فرش رومیزی
[اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
voodooism
ایین مذهبی سیاه پوستان افریقایی که شامل طلسم و جادو میباشد جادوگری
legs
ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
leg
ساق پا قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپ زدن و محدوده اطراف او
inductor
قطعه الکتریکی شامل هستهای از سیم برای بیان تاثیرات روی مدار.
chromel
الیاژی شامل اهن نیکل کرم برای ساختن ترموکوپلهای با حرارت زیاد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com