Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
Urdu
زبان اردو
Other Matches
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
camps
اردو
camped
اردو
camp
اردو
campsites
محل اردو
encamps
اردو زدن
camp
اردو زدن
to cut one's lucky
اردو برچیدن
castrametation
فن ترتیب اردو
encamping
اردو زدن
cook house
اشپزخانه اردو
laagering
اردو زنی
encage
اردو زدن
encamped
اردو زدن
camped
اردو زدن
camps
اردو زدن
encampment
اردو پایگاه
encampments
اردو پایگاه
camping
اردو زدن
campsite
محل اردو
encamp
اردو زدن
training table
میز ناهارخوری در اردو
laager
در اردو مسکن گزیدن
to strike tens
اردو رابهم زدن
campsite
محل مناسب اردو
campsites
محل مناسب اردو
No camping
اردو زدن ممنوع
encampments
محل اردو زدن
Camping
اردو یا چادر زدن
encampment
محل اردو زدن
dwellings
مستقرشدن اردو زدن
dwelling
مستقرشدن اردو زدن
translators
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translator
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
language
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
assembly
زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
languages
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
host language
زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler
که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
Can we camp here?
آیا اینجا میتوانیم اردو بزنیم؟
snobol
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
linguo dental
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
target
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
campers
شرکت کننده در اردو کسی که در چادر زندگی میکند
camper
شرکت کننده در اردو کسی که در چادر زندگی میکند
Is there a camp site near here?
آیا نزدیک اینجا محل اردو وجود دارد؟
author language
زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
modula
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
bal
زبان ساده شده زبان اسمبلی
He is speechless (inarticulate).
سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
professional slang
زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
mealymouthed
ادم چرب زبان شیرین زبان
Arabic
زبان تازی زبان عربی
interprets
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpret
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
languages
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
glib
چرب زبان زبان دار
language
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpreting
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
scottish gaelic
زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
camp
پادگان اردو زدن چادر زدن
camped
پادگان اردو زدن چادر زدن
camps
پادگان اردو زدن چادر زدن
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
oxtongue
گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
report progarm generator
زبان ار- پی- جی
rpg language
زبان ار پی جی
tongues
زبان
language
زبان
tongue
[language]
زبان
c++
زبان ++C
grss language
زبان جی پی اس اس
languages
زبان ها
hound's tongue
سگ زبان
glossa
زبان
as one man
با یک زبان
two tongued
زبان
languages
زبان
apl language
زبان ای پی ال
tongue
زبان
apt language
زبان ای پی تی
language
زبان
language lab
زبان
abuser
بد زبان
abusers
بد زبان
tongueless
بی زبان
estonian
زبان استونی
sign languages
زبان اشاره
erse
زبان گالی
accadian
زبان اکد
sign languages
زبان علامات
mnemonic language
زبان یادمان
acrimoniousness
زخم زبان
dysphasia
زبان پریشی
tartar
زبان تاتاری
english speaking
انگلیسی زبان
algorithmic language
زبان الگوریتمی
enquiry language
زبان پرس و جو
equivocator
زبان باز
algol 0
زبان الگول 06
computer language
زبان کامپیوتری
ambiguous language
زبان مبهم
algol
زبان الگول
Afghan
زبان افغانی
fabricated language
زبان ساختگی
sign language
زبان اشاره
glib tongued
چرب زبان
glibness
طلاقت زبان
idioms
زبان ویژه
glossal
مربوط به زبان
glossitis
ورم زبان
glossology
زبان شناسی
glottology
زبان شناسی
gramarey
دستور زبان
grammer
دستور زبان
idiom
زبان ویژه
gift of the gab
روانی زبان
gestural postural language
زبان اطواری
sign language
زبان علامات
flemish
زبان فلاندرز
formal language
زبان صوری
gaulish
زبان گال
formmal language
زبان صوری
fortran
زبان فرترن
fortran iv
زبان فرترن 2
Dutch
زبان هلندی
British
زبان انگلیسی
decompilation
به زبان اصلی
dumb language
زبان بی زبانی
brickbat
زخم زبان
artificial language
زبان مصنوعی
armenian
زبان ارمنی
Chinese
زبان چینی
jargon
زبان فنی
jargon
زبان حرفهای
aramaic
زبان ارامی
aramaean
زبان باستانی
application oriented language
زبان کاربردی
algebraic language
زبان جبری
aphasia
زبان پریشی
comit language
زبان کامیت
assembly language
زبان همگذاری
bengali
زبان بنگاله
basic language
زبان بیسیک
baluchi
زبان بلوچی
avestan
زبان اوستایی
assyrian
زبان اشوری
charlatanism
زبان بازی
charlatanry
زبان بازی
cobol
زبان کوبول
assembly language
زبان اسمبلی
an busive bellow
شخص بد زبان
command language
زبان فرماندهی
cryptologic
زبان رمز
cypriot
زبان قبرس
czech
زبان چکوسلواکی
dactylology
زبان انگشتی
dancing language
زبان رقص
declarative language
زبان اعلانی
declarative language
زبان تشریحی
aryan
زبان اریایی
design language
زبان طراحی
tartars
زبان تاتاری
conversational language
زبان محاورهای
control language
زبان کنترل
computer oriented language
زبان کامپیوترگرا
command language
زبان فرمان
command language
زبان دستوری
commerical language
زبان تجاری
common language
زبان عمومی
common language
زبان مشترک
compile language
زبان کامپایل
an abusive bellow
شخص بد زبان
compiler language
زبان همگردانی
computer language
زبان کامپیوتر
dumb language
زبان حال
graphic language
زبان نگارهای
quacksalver
زبان باز
sophist
زبان باز
source language
زبان منبع
source language
زبان اصلی
standard language
زبان متعارف
sweet spoken
شیرین زبان
symbolic language
زبان نمادی
tamil
زبان تمیل
target language
زبان هدف
target language
زبان مقصود
technical language
زبان فنی
technical language
زبان تخصصی
the persian language
زبان فارسی
the turkish language
زبان ترکی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com