English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
ethiopic زبان باستانی حبشه
Other Matches
aramaean زبان باستانی
avestan زبان باستانی ایران
classics ادبیات باستانی یونان و روم باستانی
classicists دانشمند ادبیات باستانی وپیروسبکهای باستانی
classicist دانشمند ادبیات باستانی وپیروسبکهای باستانی
classic ادبیات باستانی یونان و روم باستانی
abyssinia حبشه
Ethiopia کشور حبشه یااتیوپی
ethiope حبشی اهل حبشه
ethiopian حبشی اهل حبشه
nubian اهل کشور نوبی یا حبشه
ethiop اهل حبشه سیاه پوست
abyssinian مربوط به کشور Abyssinia اهل حبشه
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
translators برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translator برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
assembly زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
host language زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
linguo dental زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
archaic <adj.> باستانی
antique باستانی
age-old باستانی
age old باستانی
relics باستانی
relic باستانی
ancient باستانی
antiquary باستانی
antiquaries باستانی
traditionary باستانی
antiques باستانی
antiquarian باستانی
old باستانی
classically باستانی
older باستانی
oldest باستانی
gray باستانی
norseman اسکاندیناوی باستانی
ancient relics اثار باستانی
primer باستانی ابتدایی
primers باستانی ابتدایی
northman اسکاندیناوی باستانی
in ancient times در روزگار باستانی
classicism سبک باستانی
author language زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
modula یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
He is speechless (inarticulate). سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
professional slang زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
mealymouthed ادم چرب زبان شیرین زبان
Antiquity جهان باستانی [تاریخ]
classicize درزمره ادبیات باستانی
paleograph نسخه خطی باستانی
diplomatics شناسایی خطوط باستانی
Monumental design طرح آثار باستانی
primeval بسیار کهن باستانی
in ancient times در اوقات جهان باستانی
the Classical World [the Ancient World] جهان باستانی [تاریخ]
classical وابسته به ادبیات باستانی
classical پیرو سبکهای باستانی
paleographic وابسته بخطوط باستانی
agonistic وابسته به مسابقات باستانی یونان
veda کتاب مقدس باستانی هند
gaul اهل کشور باستانی گل فرانسوی
agonistical وابسته به مسابقههای باستانی یونان
classicalism پیروی سبکهاوانشاهاوادبیات وصنایع باستانی
pelta سپر یونانیان ورومیان باستانی
classicality مطابقت با ادبیات وصنایع باستانی
traditional مبنی بر حدیث یا خبر باستانی
traditionalism سنت پرستی اعتقاد برسوم باستانی
classicize ازسبک ادبی باستانی پیروی کردن
dorian وابسته به DORISیکی ازشهرهای باستانی یونانnightjar
interprets ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
Arabic زبان تازی زبان عربی
interpreting ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpret ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
languages مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
glib چرب زبان زبان دار
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
corinthian اهل قرنت یکی ازشهرهای باستانی یونان
doge لقب رئیس جمهوردرجمهوریهای باستانی venice aoneg
persepolis شهر باستانی که بعداشهر استخر بجای ان ساخته شد
reliquary فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
dithyramb سرود درهم برهم ووحشیانه یونانیان باستانی
reliquaries فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
mithra نام دارگونه روشنایی یا خورشید در میان ایرانیان باستانی
phygian فریژی وابسته به یکی ازکشورهای باستانی اسیای صغیر
catastasis بخش سوم داستانهای باستانی که اوج مطلب دران بود
humanist دانشجوی رشته انسانیت یا ادبیات و اثار باستانی یونان و روم
scottish gaelic زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
delphine classics چاپ ادبیات باستانی لاتین که برای پسر مهتر لوئی چهاردهم درست شد
Greek Revival [سبک احیای معماری یونانی که دقیقا کپی از نقش و نگارهای باستانی بود.]
Are there any antiquities here? آیا اینجا آثار باستانی [اشیا عتیقه و جاهای قدیمی] وجود دارد؟
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
Ouroboros نمادی باستانی که در بسیاری از فرهنگها موجود میباشد و بصورت اژدها یا ماریست که دم خود را می جود.
Ancient Greece یونان باستانی [یونان جهان باستان]
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
oxtongue گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
purgation روش باستانی دادرسی در CL که به موجب ان متهم بایستی دوازده تن ازهمسایگان را به بیگناهی خود به شهادت می گرفت ویااز طریق رفتن در اب جوش یا اب یخ یا اتش بیگناهی خودرا ثابت می کرد
tongue [language] زبان
languages زبان
two tongued زبان
rpg language زبان ار پی جی
c++ زبان ++C
tongue زبان
report progarm generator زبان ار- پی- جی
abusers بد زبان
language زبان
languages زبان ها
abuser بد زبان
tongues زبان
language زبان
hound's tongue سگ زبان
glossa زبان
apl language زبان ای پی ال
tongueless بی زبان
apt language زبان ای پی تی
language lab زبان
as one man با یک زبان
grss language زبان جی پی اس اس
application oriented language زبان کاربردی
snobol language زبان اسنوبول
sign language زبان علامات
idioms زبان ویژه
cobol زبان کوبول
armenian زبان ارمنی
aramaic زبان ارامی
smooth tongued چرب زبان
artificial language زبان مصنوعی
slip of the tongue لغزش زبان
idiom زبان ویژه
aryan زبان اریایی
assyrian زبان اشوری
sophist زبان باز
avestan زبان اوستایی
Dutch زبان هلندی
tartar زبان تاتاری
roumanian زبان رومانی
tartars زبان تاتاری
tongue tie لکنت زبان
source language زبان منبع
licks زبان زدن
sankskirt زبان سانسکریت
assembly language زبان همگذاری
jargon زبان حرفهای
source language زبان اصلی
assembly language زبان اسمبلی
jargon زبان فنی
Chinese زبان چینی
sign language زبان اشاره
sign languages زبان علامات
sign languages زبان اشاره
basic language زبان بیسیک
simula language زبان سیمیولا
semitic language زبان سامی
simscript language زبان سیمسکریپت
symbolic language زبان نمادی
algorithmic language زبان الگوریتمی
ambiguous language زبان مبهم
sweet spoken شیرین زبان
an abusive bellow شخص بد زبان
bengali زبان بنگاله
an busive bellow شخص بد زبان
standard language زبان متعارف
silver tongued چرب زبان
aphasia زبان پریشی
natural language زبان طبیعی
serbian زبان صربستانی
tamil زبان تمیل
slavic زبان اسلاوی
algol زبان الگول
the turkish language زبان ترکی
accadian زبان اکد
algol 0 زبان الگول 06
brickbat زخم زبان
the persian language زبان فارسی
technical language زبان تخصصی
technical language زبان فنی
acrimoniousness زخم زبان
target language زبان مقصود
target language زبان هدف
Afghan زبان افغانی
charlatanry زبان بازی
charlatanism زبان بازی
scythian زبان سکایی
algebraic language زبان جبری
baluchi زبان بلوچی
servian زبان صربی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com