Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (3 milliseconds)
English
Persian
the persian language
زبان فارسی
Search result with all words
he is a scholar in persian
در زبان فارسی فاضل
stavesacre
زبان در قفای فارسی
to purify the person language
زبان فارسی را از واژه هاوتعبیرات بیگانه یا غیرمصطلح پیراستن
to study persian
زبان فارسی تحصیل کردن
My mother togue is Persian.
زبان مادری من فارسی است
Other Matches
disassembler
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
Persian
فارسی
miter
اتصال فارسی
i feel wather you and I'm sorry about what happened before
معنیش به فارسی
bevel gauge
گونیای فارسی
miter and bevel saw
اره فارسی بر
ifeel bather you andI'm sorry about what happened before
معنیش به فارسی
what happened befor
معنیش به فارسی
mitres
فارسی بریدن
mitre
فارسی بریدن
miters
فارسی بریدن
In Persian script .
بخط فارسی
miter box saw
اره فارسی بر
miter angle
زاویه فارسی
Persian knot
گره فارسی
splays
پخدار فارسی
splaying
پخدار فارسی
splayed
پخدار فارسی
splay
پخدار فارسی
bevel guage
گونیای فارسی
corner joint
اتصال فارسی
asymmetric knot
[farsi]
گره فارسی
miter
فارسی بریدن
senneh knot
گره فارسی
miter weld
جوشکاری فارسی
miter joint
برش فارسی
mitering cut
برش فارسی
mitre joint
اتصال فارسی
translators
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translator
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
language
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
assembly
زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
language
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
host language
زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
i feel wather and you I'm sorry about what happened before
معنیش به فارسی چی میشه
i teach him persian
من به او فارسی درس میدهم
eeglish persian dictionary
فرهنگ انگلیسی به فارسی
t mitre the square
گونیا را فارسی کردن
compiler
که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
targetting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
kiosk
مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
Persian
[Iranian ]
calendar
گاه شماری ایرانی
[تقویم فارسی]
kiosks
مشتق از> کوشک فارسی <کلاه فرنگی
This is its Persian rendering ( translation) .
این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
Frisbee
نوعی بازی به نام بومرنگ در فارسی
pcv
این برگردان ( ترجمه ) فارسی آن است
modula
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
author language
زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
He is speechless (inarticulate).
سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
mealymouthed
ادم چرب زبان شیرین زبان
bal
زبان ساده شده زبان اسمبلی
professional slang
زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
This is the oldest Persian script in existence.
این قدیمی ترین خط فارسی موجود است
There are many difference between Persian and English .
بین زبانهای فارسی وانگلیسی فرق های زیادی وجود دارد
Arabic
زبان تازی زبان عربی
interprets
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
glib
چرب زبان زبان دار
languages
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
language
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpreting
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpret
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
scottish gaelic
زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
assembler
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
kappa
حرف دهم الفبای یونانی که معادل حرف >کاف < فارسی وK انگلیسی است
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
oxtongue
گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
Gabbeh
گبه
[با قالیچه های درشت باف و زبر که ریشه عشایری داشته و منسوب به خراسان و جنوب ایران می باشند. طرح های آن ساده و از رنگ های روشن با گره های فارسی و ترکی می باشد.]
Senneh
سنه
[نام قدیم سنندج و از مراکز بزرگ تولید فرش در غرب ایران. گره فارسی به دلیل شباهت زیاد با گره فرش این ناحیه به گره سنه نیز معروف است.]
loop pile
پرزهای حلقوی
[این نوع پرز توسط بافت های ماشینی مثل فرش ماشینی بوجود آمده و به هر دو صورت ترکی و فارسی بافته می شود. اگر حلقه ها پس از اتمام کار بریده نشوند به آن پرز حلقوی می گویند. همانند سطح حوله.]
tongueless
بی زبان
as one man
با یک زبان
tongue
[language]
زبان
glossa
زبان
language
زبان
apl language
زبان ای پی ال
grss language
زبان جی پی اس اس
report progarm generator
زبان ار- پی- جی
languages
زبان ها
tongues
زبان
apt language
زبان ای پی تی
language lab
زبان
abusers
بد زبان
rpg language
زبان ار پی جی
language
زبان
two tongued
زبان
hound's tongue
سگ زبان
abuser
بد زبان
tongue
زبان
languages
زبان
c++
زبان ++C
Dutch
زبان هلندی
tonguelike
زبان مانند
tongue tie
لکنت زبان
bengali
زبان بنگاله
universal language
زبان فراگیر
tongue tied
زبان بسته
simula language
زبان سیمیولا
simscript language
زبان سیمسکریپت
silver tongued
چرب زبان
British
زبان انگلیسی
scythian
زبان سکایی
semitic language
زبان سامی
brickbat
زخم زبان
sign languages
زبان اشاره
charlatanism
زبان بازی
serbian
زبان صربستانی
servian
زبان صربی
philology
علم زبان
charlatanry
زبان بازی
Celtic
زبان سلتی
linguistics
علم زبان
glib tongued
چرب زبان
cobol
زبان کوبول
sankskirt
زبان سانسکریت
philology
زبان شناسی
idiom
زبان ویژه
algebraic language
زبان جبری
algol
زبان الگول
Chinese
زبان چینی
algol 0
زبان الگول 06
jargon
زبان فنی
symbolic language
زبان نمادی
algorithmic language
زبان الگوریتمی
ambiguous language
زبان مبهم
sweet spoken
شیرین زبان
jargon
زبان حرفهای
an abusive bellow
شخص بد زبان
Afghan
زبان افغانی
tamil
زبان تمیل
target language
زبان هدف
idioms
زبان ویژه
sign language
زبان علامات
linguistics
زبان شناسی
sign language
زبان اشاره
sign languages
زبان علامات
the turkish language
زبان ترکی
accadian
زبان اکد
technical language
زبان تخصصی
technical language
زبان فنی
target language
زبان مقصود
acrimoniousness
زخم زبان
an busive bellow
شخص بد زبان
standard language
زبان متعارف
assyrian
زبان اشوری
snobol language
زبان اسنوبول
smooth tongued
چرب زبان
avestan
زبان اوستایی
slip of the tongue
لغزش زبان
slavic
زبان اسلاوی
baluchi
زبان بلوچی
basic language
زبان بیسیک
keltŠetc
زبان سلت ها
tartars
زبان تاتاری
assembly language
زبان اسمبلی
assembly language
زبان همگذاری
sophist
زبان باز
aphasia
زبان پریشی
source language
زبان اصلی
application oriented language
زبان کاربردی
aramaean
زبان باستانی
aramaic
زبان ارامی
armenian
زبان ارمنی
artificial language
زبان مصنوعی
aryan
زبان اریایی
source language
زبان منبع
tartar
زبان تاتاری
gujarati
زبان گجراتی
parliamentary language
زبان مجلسی
papillae of the tongue
ثالیل زبان
khowar
زبان خواری
kiffa australis
زبان جنوبی
panjabi
زبان پنجابی
lamblkin
زبان بسته
language master
اموزگار زبان
language master
زبان اموز
language processor
زبان پرداز
language processor
پردازشگر زبان
language translator
مترجم زبان
lao
زبان تایی
lapponian
زبان لایلاندی
lapsus linguac
لغزش زبان
parliamentary language
زبان مودبانه
pascal language
زبان پاسکال
halophrastic language
زبان تک واژهای
procedural language
زبان رویهای
hibernian
ایرلندی زبان
high dutch
زبان المانی
human language
زبان بشری
portuguese
زبان پرتقالی
portugese
زبان پرتغالی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com