English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
anglian زبان قوم انگل ها
Other Matches
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
translator برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translators برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
assembly زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
host language زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
target زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
sponged انگل
satellites انگل
parasite انگل
parasites انگل
sycophant انگل
satellite انگل
hangers-on انگل
tagalong انگل
parasital انگل
sycophants انگل
parastite انگل
sponging انگل
hanger on انگل
sponge انگل
raff انگل
hanger-on انگل
anaclisis انگل وارگی
haematozoon انگل خونی
inquiline انگل کم ازار
autoecious انگل یک میزبانی
zany ادم انگل
idle rich ثروتمندان انگل
zooparasite انگل حیوانی
parasitize انگل شدن بر
sponge انگل شدن
sponged انگل شدن
footlicker انگل طفیلی
foliicolous انگل برگ
sponging انگل شدن
secondary planet انگل قمر
stray current جریان انگل
zooparasite حیوان انگل
free rider آدم انگل
guest انگل خارجی
guests انگل خارجی
wide-angle واید انگل
wide angle واید انگل
host انگل دار
parasitically انگل وار
parasiticide ماده انگل کش
hosted انگل دار
parasitologist انگل شناس
parasitology انگل شناسی
hosting انگل دار
hosts انگل دار
epizoon انگل برونی
plasmodium انگل مالاریا
to sponge [on] انگل شدن
ectoparasite انگل برون زی
ectoparasite انگل خارجی
endoparasite انگل داخلی
entophyte انگل درونی
engel's law قانون انگل
engels law قانون انگل
modula یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
author language زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
He is speechless (inarticulate). سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
professional slang زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
mealymouthed ادم چرب زبان شیرین زبان
anaclitic depression افسردگی انگل واره
hemoflagellate تاژکداران انگل خون
endamoeba امیب انگل روده
gonococcus انگل یا میکرب سوزاک گونوکوک
heterophyte گیاه انگل گیاهان دیگر
leeches خفاش خون اشام انگل
leech خفاش خون اشام انگل
wheatworm کرم کوچک انگل گندم و علوفه
trichinous مربوط به کرم انگل گوشت خوک
wheat eel کرم کوچک انگل گندم و علوفه
interpreted ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
Arabic زبان تازی زبان عربی
interpreting ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interprets ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
glib چرب زبان زبان دار
languages مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interpret ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
roundworm انواع کرم های گرد انگل روده
microparasite انگلهای کوچک وذره بینی ریز انگل
plasmodium نوعی از پلاسمودیدها که انگل یاختههای خون میشوند
gamete سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
pinworm کرم ریزسنجاقی انگل روده انسان ازدسته نماته ها
land shark کسیکه ملوانان رادردریاغارت میکندیابمال انها انگل میشود
scottish gaelic زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
flagellant کسیکه برای بخشودگی ازگناهان بخود شلاق میزند موجود یا انگل تاژک دار
epizoic زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
engels law ارتباط بین درامدو هزینههای مصرفی که اولین بار بوسیله امارشناس المانی قرن نوزدهم ارنست انگل مورد بررسی قرار گرفت
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
oxtongue گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
apt language زبان ای پی تی
tongueless بی زبان
hound's tongue سگ زبان
apl language زبان ای پی ال
rpg language زبان ار پی جی
abusers بد زبان
tongues زبان
report progarm generator زبان ار- پی- جی
abuser بد زبان
two tongued زبان
language زبان
language زبان
tongue [language] زبان
grss language زبان جی پی اس اس
glossa زبان
tongue زبان
c++ زبان ++C
as one man با یک زبان
languages زبان
language lab زبان
languages زبان ها
mnemonic language زبان یادمان
computer oriented language زبان کامپیوترگرا
control language زبان کنترل
czech زبان چکوسلواکی
cypriot زبان قبرس
computer language زبان کامپیوتر
conversational language زبان محاورهای
metalanguage فوق زبان
philology زبان شناسی
cryptologic زبان رمز
linguistics زبان شناسی
philology علم زبان
linguistics علم زبان
computer language زبان کامپیوتری
formmal language زبان صوری
comit language زبان کامیت
command language زبان فرماندهی
mant زبان گرفتگی
command language زبان فرمان
command language زبان دستوری
commerical language زبان تجاری
flemish زبان فلاندرز
Celtic زبان سلتی
common language زبان عمومی
common language زبان مشترک
compile language زبان کامپایل
compiler language زبان همگردانی
mechanical language زبان ماشینی
maternal language زبان مادری
dactylology زبان انگشتی
original language زبان اصلی
neophasia زبان اسکیزوفرنیایی
nemine contradicen te بایک زبان
Latin زبان لاتین
natural language زبان طبیعی
native language زبان طبیعی
native language زبان اختصاصی
native language زبان بومی
neophasia زبان من دراوردی
object language زبان مقصود
object language زبان مقصد
open hearted دل و زبان یکی
on the tongues of men سر زبان مردم
body language زبان بدن
dysphasia زبان پریشی
dumb language زبان بی زبانی
dumb language زبان حال
official language زبان رسمی
objective language زبان مقصود
mute language زبان بیزبانی
mute language زبان حال
tongue-tied زبان بسته
design language زبان طراحی
erse زبان گالی
monnolingual فقط به یک زبان
decompilation به زبان اصلی
declarative language زبان تشریحی
declarative language زبان اعلانی
estonian زبان استونی
fabricated language زبان ساختگی
monoglot یک زبان دان
equivocator زبان باز
english speaking انگلیسی زبان
enquiry language زبان پرس و جو
Hebrew زبان عبری
musical language زبان موسیقی
mountebankery زبان بازی
mother tongue زبان مادری
mother tongues زبان مادری
dancing language زبان رقص
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com