English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 236 (15 milliseconds)
English Persian
machine language زبان ماشین
Search result with all words
language مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
language زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
languages مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
languages زبان برنامه نویسی که از نشانه هایی استفاده میکند تا دستورات ای که باید به کد ماشین تبدیل شوند را کد کند
statement 1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
statements 1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
name کلمه معمولی برای بیان آدرس در زبان ماشین
names کلمه معمولی برای بیان آدرس در زبان ماشین
assemble ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
assemble ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
assembled ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembles ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
assembles ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
parse شکستن کد زبان سطح بالا به بخشهایی در حین ترجمه به کد ماشین
parsed شکستن کد زبان سطح بالا به بخشهایی در حین ترجمه به کد ماشین
parses شکستن کد زبان سطح بالا به بخشهایی در حین ترجمه به کد ماشین
assembly 1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
assembly زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
assembler برنامه اسمبلی یا برنامهای که برنامه به زبان اسمبلی را به کد ماشین تبدیل میکند
assembler یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
binary file فایلی که حاوی برنامههای زبان ماشین است فایل دودوئی
binding time زمان انقیاد مرحلهای که در ان مترجم شکل زبان ماشین نام ها وادرس ها را جایگزین انهامیکند
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
disassembler برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
embedded code بخش ها یا توابعی که به زبان ماشین نوشته شده اند و در برنامه سطح بالا وارد می شوند برای سرعت بخشیدن یا انجام تابع خاص
machine oriented language زبان ماشین گرا
object language programming برنامه نویسی به یک زبان ماشین قابل اجرا در یک کامپیوتر بخصوص
one for one که برای هر دستور یا کلمه دستور در زبان یک دستور که ماشین تولید میکند
one for one مرحلهای غالبا" مربوط به یک اسمبلر که در ان یک جمله زبان منبع به یک دستور کارزبان ماشین تبدیل میشود
processor برنامه که از یک زبان به کد ماشین ترجمه میکند.
qwerty صفحه کلید زبان انگلیسی برای ماشین تایپ کامپیوتر که خط اول حروف شامل QWGRTY است
to to ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
Other Matches
translator برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translators برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
languages استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
host language زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
snobol Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
self binder ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
target زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
linguo dental زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targeting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetting زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
universal نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed . نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
modula یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
author language زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
He is speechless (inarticulate). سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
mealymouthed ادم چرب زبان شیرین زبان
professional slang زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
machinists ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
Arabic زبان تازی زبان عربی
glib چرب زبان زبان دار
interpret ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreting ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interprets ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
cybernetics مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
compensation trading معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machine ماشین کردن با ماشین رفتن
machined ماشین کردن با ماشین رفتن
machined 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine 1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machines ماشین کردن با ماشین رفتن
faxed مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxing مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
cross compiler کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
fax مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
scottish gaelic زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
double column vertical boring mill ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
the machine is in operation ماشین در گردش است ماشین دایر است
digital computer ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
automated teller machine ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
Jacquard loom ماشین بافندگی ژاکارد [این ماشین جهت بافت فرش های ماشینی و یا پارچه های رنگی استفاده می شود که رنگ های بکار رفته در نقش و طرح فرش را توسط صفحه مقوائی سوراخ دار و یا همان نقشه ژاکارد کنترل می کنند.]
oxtongue گل گاو زبان خانواده گل گاو زبان
tongue [language] زبان
report progarm generator زبان ار- پی- جی
hound's tongue سگ زبان
language lab زبان
c++ زبان ++C
language زبان
abusers بد زبان
grss language زبان جی پی اس اس
tongues زبان
languages زبان ها
language زبان
rpg language زبان ار پی جی
tongue زبان
languages زبان
apt language زبان ای پی تی
two tongued زبان
glossa زبان
as one man با یک زبان
abuser بد زبان
apl language زبان ای پی ال
tongueless بی زبان
halophrastic language زبان تک واژهای
romanian زبان رومانی
sugary شیرین زبان
grammer دستور زبان
kiffa australis زبان جنوبی
diatribes زخم زبان
graphic language زبان نگارهای
reference language زبان مرجع
romanic زبان رومی
roumanian زبان رومانی
gujarati زبان گجراتی
gramarey دستور زبان
diatribe زخم زبان
fortran iv زبان فرترن 2
dialects زبان محلی
vernaculars زبان مادری
vernaculars زبان بومی
standard language زبان متعارف
vernacular زبان بومی
slavic زبان اسلاوی
slip of the tongue لغزش زبان
source language زبان منبع
gaulish زبان گال
gift of the gab روانی زبان
source language زبان اصلی
smooth tongued چرب زبان
snobol language زبان اسنوبول
gestural postural language زبان اطواری
simula language زبان سیمیولا
simscript language زبان سیمسکریپت
silver tongued چرب زبان
sankskirt زبان سانسکریت
glottology زبان شناسی
piloted زبان پایلوت
glossology زبان شناسی
glossitis ورم زبان
scythian زبان سکایی
semitic language زبان سامی
glossal مربوط به زبان
voluble خوش زبان
pilots زبان پایلوت
stuttering لکنت زبان
glibness طلاقت زبان
glib tongued چرب زبان
pilot زبان پایلوت
serbian زبان صربستانی
servian زبان صربی
stammering لکنت زبان
sophist زبان باز
hibernian ایرلندی زبان
lapponian زبان لایلاندی
open hearted دل و زبان یکی
logopathy زبان پریشی
on the tongues of men سر زبان مردم
official language زبان رسمی
objective language زبان مقصود
object language زبان مقصد
object language زبان مقصود
neophasia زبان من دراوردی
mutes بی زبان صامت
mute بی زبان صامت
lithuanian زبان لیتوانی
lapsus linguac لغزش زبان
lark heel زبان در قفا
lingual papillae پرزهای زبان
linguiform به شکل زبان
linguist زبان دان
lisp language زبان لیسپ
linguists زبان دان
original language زبان اصلی
neophasia زبان اسکیزوفرنیایی
nemine contradicen te بایک زبان
dialect زبان محلی
monoglot یک زبان دان
monnolingual فقط به یک زبان
mnemonic language زبان یادمان
metalanguage فوق زبان
mechanical language زبان ماشینی
maternal language زبان مادری
mountebankery زبان بازی
musical language زبان موسیقی
mute language زبان حال
dialects ی در زبان استاندارد
natural language زبان طبیعی
native language زبان طبیعی
native language زبان اختصاصی
native language زبان بومی
mute language زبان بیزبانی
dialect ی در زبان استاندارد
mant زبان گرفتگی
lao زبان تایی
high dutch زبان المانی
protolanguage زبان قدیمی
human language زبان بشری
icelandic زبان ایسلندی
program language زبان برنامه
lingoes زبان ویژه
procedural language زبان رویهای
intelligent language زبان هوشمند
lingo زبان ویژه
pseudolanguage شبه زبان
psycholinguistics روانشناسی زبان
query language زبان پرس و جو
quary language زبان پرس و جو
quasilanguage شبه زبان
quacksalver زبان باز
pushtu زبان افغانستان
publication language زبان انتشارات
publication language زبان نشری
irish gaelic زبان سلتی
keltŠetc زبان سلت ها
pascal language زبان پاسکال
parliamentary language زبان مودبانه
parliamentary language زبان مجلسی
papillae of the tongue ثالیل زبان
language processor زبان پرداز
panjabi زبان پنجابی
language processor پردازشگر زبان
language master زبان اموز
philologer زبان شناس
philologically زبان شناختی
portuguese زبان پرتقالی
portugese زبان پرتغالی
khowar زبان خواری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com