English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
no trouble زحمتی نیست
Other Matches
It is no trouble at all. زحمتی ندارد
i thanked him for his trouble برای زحمتی که کشیده بود ازاو سپاس گزاری کردم
All is not gold that glitters. <proverb> هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
winchester disk دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
step frame استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
transparently برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
leaving files open به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
his parentage isunknown اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
it is past all hope جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
it is inexpedient to reply پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
temporary storage می نیست
secondary نیست
Plug and Play یچ نیست
aint نیست
auxiliaries نیست
he is not of our number از ما نیست
isn't نیست
auxiliary نیست
storage می نیست
it is well enough بد نیست
It's not new. نو نیست.
he takes no notice of it نیست
my health is tolerable حالم بد نیست
It cant be helped. چاره ای نیست
It is all right . It is o. k. طوری نیست
it lies beyond his competence در صلاحیت او نیست
Such is not the case . That is not so. اینطور نیست
it needs not لازم نیست
it has escaped my remembrance یاد نیست
static که پویا نیست
cold is merely privative گرما نیست
close the door please اگرزحمت نیست
that depends معلوم نیست
that is wrong درست نیست
it is immaterial چیزی نیست
He goes on and on . He is most persistent . ول کن معامله نیست
sacred cow <idiom> چارهای نیست
ought not شایسته نیست
it is nothing out of the way غریب نیست
It is not advisable . It is inexpedient. صلاح نیست
it is not in good workingorder دایر نیست
niet le fait کار او نیست
no hurry عجلهای نیست
it is not half bad هیچ بد نیست
There is no hot water آب گرم نیست.
it is unnecessary لازم نیست
It's not new. جدید نیست.
it is unsuitable مناسب نیست
no wonder <idiom> تعجبی نیست
no sweat <idiom> مشکلی نیست
nihilism نیست انگاری
it's only me کسی نیست
He is not man enough to do it . He is not the man for it . He hasnt got the guts to do it . مردش نیست
he is none of my friends او از دوستان من نیست
Nevermind! مهم نیست !
there is no hurry عجلهای نیست
he knows a thing or two بی تجربه نیست
there is no hurry شتابی نیست
he has nothing in him کسی نیست
he is not in it داخل نیست
he is a bad husband صرفه جو نیست
he is rather i. than sick ناخوش نیست
he is out of huomor سر دماغ نیست
he is out of huomor سر خلق نیست
he is out of his senses بهوش نیست
inextinct نیست نشده
he is not willing to go نیست برود
thereis no end to it انراپایانی نیست
if you please اگرزحمت نیست
no object چیزی نیست
dont mention it چیزی نیست
There is nothing wrong with you . You are all right . هیچیت نیست
to make no mention of ذکری از ان نیست
I dont remember ( recall ) . یادم نیست
that is not it این نیست
i do not have it in me از من ساخته نیست
you are written حق با شما نیست
the ice is treach erous یخ محکم نیست
needn't لازم نیست
no matter چیزی نیست
it is not very hard چندان سخت نیست
it is not subject to review دران روا نیست
This isn't mine. این مال من نیست.
he is not willing to go مایل برفتن نیست
he is unable to speak قادربسخن گفتن نیست
i am out of sorts خلقم بجا نیست
This isn't fresh. این تازه نیست.
it is unsatisfactory رضایت بخش نیست
This isn't clean. این تمیز نیست.
To her , abI'llon tomans is a mere trifle . قابل نوشیدن نیست
iam pretty well نسبه حالم بد نیست
if you dont object اگر مانعی نیست
i dont care a pin مرا پروایی نیست
he is unequal to the task مرد اینکار نیست
i am out of sorts حالم خوب نیست
it is never the worse دیگر بدتر که نیست
She couldnt care less . she is totally unconcerned . عین خیالش نیست
he is not of that stamp ازان جنس نیست
it is inadvisable to say that گفتن ان مصلحت نیست
The scales are not even . ترازو میزان نیست
He is a quitter . مرد میدان نیست
is it not ایا چنین نیست
it goes without saying محتاج بذکر نیست
It is nothing to speak of . چیز قابلی نیست
isn't he there ایا او اینجا نیست
it does not befit his state در خور شان او نیست
it is beyond retrieve جبران پذیر نیست
It is not known yet . It is not settled yet . هنوز معلوم نیست
it does not befit me to شایسته من نیست که مرانشاید که
it does not s. the condition واجدان شرایط نیست
it goes without saying نیازمند بگفتن نیست
it is inadvisable to say that گفتن ان مقتضی نیست
you're telling me <idiom> احتیاج نیست به من بگی
he is nod اهل انظباط نیست
it is not a to go tncre رفتن انجامصلحت نیست
he is indisposed to go اماده رفتن نیست
it is not a picnic کار اسانی نیست
clara هدف موجود نیست
wrong پیام صحیح نیست
wronging پیام صحیح نیست
wrongs پیام صحیح نیست
it is never the worse هیچ بدتر نیست
he is indisposed to go مایل نیست برود
She takes no thought for tomorrow . بفکر فردایش نیست
It is not possible ( feasible , practicable) . اینکار عملی نیست
an illegible writing خطی که خوانا نیست
The subject under discrssion . موضوعی که مطرح نیست
there is no question but that. شکی نیست که) .00000
that is no great work کار بزرگی نیست
It might be a good idea for you to come . بد نیست شما هم بیایید
that is no bed of roses اش دهن سوزی نیست
that in nothing to me پیش من چیزی نیست
It cant be all that bad. نه بابا اینقدر هم بد نیست
There is no room for doubt. جای تردید نیست
There is no reason (cause) for worry (concern) جای نگرانی نیست
He does not belong here. جای ؟ واینجا نیست
rast هیج همچوچیزی نیست
He is not to blame for this. تقصیر او [مرد ] نیست.
no reply necessary [NRN] نیازی به پاسخ نیست.
She is romantically inclined. She i8s game. از دو حال خارج نیست
that is not fair این انصاف نیست
this is not fair این انصاف نیست
there is no mistaking جای اشتباه نیست
used آنچه جدید نیست
There's more to come. <idiom> این همش نیست.
unwanted آنچه لازم نیست
thereis no end to it انتهای برای ان نیست
lightweight آنچه سنگین نیست
lightweights آنچه سنگین نیست
the house is occupied خانه خالی نیست
that is taken for granted محتاج بدلیل نیست
that is not the word for it لغتش این نیست
that is not the question موضوع این نیست
to put out of the way سربه نیست کردن
that is not the case مطلب چنین نیست
that is not my a این کارمن نیست
oughtn't نبایستی شایسته نیست
His honest is beyond question. دردرستی اوحرفی نیست
He is nobody. He is a nonentity. داخل آدم نیست
needle point to say احتیاج بگفتن نیست
There are plenty of other fish in the sea. <idiom> <proverb> آدم قحطی نیست.
means are not a وسایل فراهم نیست
you need not fear لازم نیست بترسید
It cannot be trifled with . It is no joking matter. شوخی بردار نیست
it tells its own tale نیازمند به توضیح نیست
needle point to say لازم نیست بشمابگویم که
I dont have the slightest(faintest)idea. روحم خبردار نیست
It is not to your advantage. مقرون بصرفه نیست
It is not fair that . . . آخر انصاف نیست که …
He couldnt care less. He doesnt give (care)a damn. عین خیالش نیست
It is beyond repair. It cannot be put right. درست شدنی نیست
I cant help it. It is beyond my control. دست خودم نیست
That's not so! داستان اینطوری نیست!
It is not economical. مقرون به صرفه نیست.
no one is here هیچکس اینجا نیست
It takes a bit of doing. همچین کارزیاد آسانی هم نیست
Never! Not at all !! By no means !There is no such thing at all . Nothing of the sort. Nothing doing. ابدا"چنین چیزی نیست
indeterminate system آن قابل پیش بینی نیست
There is more to it than meets the eye . It is not simple as all that. موضوع اینقدرها هم ساده نیست
i dont care a pin هیچ بمن مربوط نیست
He has no influence in this company . دراین شرکت کاره ای نیست
The badness of the climate is immaterial. بدی آب وهوا مطرح نیست
He is incorrigible. آدم اصلاح پذیری نیست
they are of a doubtful paterni اصل انها معلوم نیست
The shirt doesnt fit me. این پیراهن اندازه ام نیست
Money doesnt grow on trees. پول که علف خرس نیست
there is no place for doubt جای هیچگونه تردید نیست
He is not the boss for nothing. بیخود نیست رئیس شده
It is not advisable for you to take up issue with me (take me on). صلاحت نیست با من طرف بشوی
What is good enough for others should be good enough for you. خونت که از بقیه رنگین تر نیست
nojoy موفقیتی نیست موفق نشدم
no two leaves are identical هیچ دوبرگی یکجور نیست
nothing of the sort هیچ همچو چیزی نیست
nothing of that sort هیچ همچو چیزی نیست
no such thing هیچ همچو چیزی نیست
It is no easy matter . Its quite a job. کار سهل وساده ای نیست
None of that here. Nothing doing here. اینجا از این خبرها نیست
ne'er do well ادمی که امیدبهبودی برایش نیست
it is toolate.to go دیگر موقع رفتن نیست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com