Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
fistula
زخم عمیقی که غالبابوسیله مجرای پیچاپیچی بداخل مربوط است
Other Matches
nasolachrymal
مربوط به مجرای اشک و بینی
inrush
هجوم بداخل
immigration
مهاجرت بداخل
inflow
جریان بداخل
indrawn
بداخل کشیده
penetrated
بداخل سرایت کردن
pervades
بداخل راه یافتن
pervading
بداخل راه یافتن
adducent
بداخل کشنده مقرب
pervaded
بداخل راه یافتن
pervade
بداخل راه یافتن
penetrate
بداخل سرایت کردن
penetrates
بداخل سرایت کردن
boat
کشیدن ماهی بداخل قایق
boats
کشیدن ماهی بداخل قایق
inhale
بداخل کشیدن استشمام کردن
inhales
بداخل کشیدن استشمام کردن
turn in
بداخل پیچاندن برگرداندن به انبار
inhaled
بداخل کشیدن استشمام کردن
inhaling
بداخل کشیدن استشمام کردن
ship water
نفوذ کردن اب بداخل قایق
weft insertion
[رد کردن پود بداخل چله]
retrocede
ازسطح خارج بداخل نفوذکردن
pigeon toed
دارای پنجه خمیده بداخل
The professor stepped into the classroom.
استاد بداخل کلاس قدم گذاشت
To smuggle in to ( out of ) a country .
جنسی را بداخل ( بخارج ) کشور قاچاق کردن
exclucivism
بیمیلی بداخل کردن دیگران درحلقه خود
pronate
بداخل گرداندن روی چهار دست وپا خم شدن
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactically
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactical
مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference
روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
victual
مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
elevation guidance
دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
genital
مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory
مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
supervisory
مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
endocrine
غده بدون مجرا و بداخل ترشح کننده غده درون تراو
relative
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
acoustic
مربوط به صدا مربوط به سامعه
acoustical
مربوط به صدا مربوط به سامعه
distance angle
زاویه مربوط به برد سلاح زاویه مربوط به مسافت هدف
xenial
مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
range component
عنصر مربوط به مسافت عامل مسافت شاخه مربوط به برد
apt words
مجرای اب
water course
مجرای اب
culverts
مجرای اب
culvert
مجرای اب
sewers
مجرای فاضل اب
communication channel
مجرای ارتباطی
neural cannal
مجرای نخاع
nerviduct
مجرای عصب
naval pipe
مجرای زنجیر
meatus urinarius
مجرای بول
marketing channel
مجرای توزیع
data channel
مجرای داده ها
lactea
مجرای کلیوس
digital channel
مجرای رقمی
discharge opening
مجرای تخلیه
cochlear canal
مجرای حلزونی
oil channel
مجرای روغن
urethra
مجرای پیشاب
auditormeatus
مجرای گوش
after-bay
مجرای خروجی
sewer
مجرای فاضلاب
central canal
مجرای مرکزی
penstock
مجرای عبور اب
sewer
مجرای فاضل اب
oviduct
مجرای عبورتخم
overflow duct
مجرای سرریز
output channel
مجرای خروجی
cloaca
مجرای فاضل اب
watertight
مجرای تنگ
aqueducts
کانال یا مجرای اب
drainage gallery
مجرای زهکشی
alimentary canals
مجرای گوش
entering through
مجرای دخول
escape channel
مجرای تخلیه اب
exhaust port
مجرای خروجی
vales
مجرای کوچک
vale
مجرای کوچک
foramen magnum
مجرای نخاع
gas conduit
مجرای گاز
alimentary canal
مجرای گوش
aqueduct
کانال یا مجرای اب
outlets
مجرای خروج
ductule
مجرای کوچک
intake duct
مجرای ورودی
inlet duct
مجرای ورودی
inguinal capal
مجرای مغینی
furnace vessel
مجرای کوره
duplex channel
مجرای دو رشتهای
duplex channel
مجرای دورشتهای
outlet
مجرای خروج
gas pipe
مجرای گاز
scupper
مجرای ناودان
conduits
مجرای سیم
syphon aqueduct
مجرای سیفونی
subways
مجرای زیرین
scuppers
مجرای ناودان
culverts
مجرای اب ابگذر
culvert
مجرای اب ابگذر
scuppering
مجرای ناودان
after bay
مجرای خروجی
subway
مجرای زیرین
acoustic meatus
مجرای شنوایی
thoracic duct
مجرای سینه
trade channel
مجرای توزیع
urinary meatus
مجرای پیشاب
conduit
مجرای سیم
accessible duct
مجرای دسترس
thoracic duct
مجرای صدری
canal
مجرای فاضل اب
canals
مجرای فاضل اب
conduit
مجرای اب ابگذر
spinal canal
مجرای نخاعی
air duct
مجرای هوا
salpinx
مجرای استاخی
access duct
مجرای دسترسی
port
مجرای عبورروغن
air relief cock
مجرای تهویه
waste gas fule
مجرای دود
analog channel
مجرای قیاسی
sewers
مجرای فاضلاب
aqueduct of sylvius
مجرای سیلویوس
conduits
مجرای اب ابگذر
selector channel
مجرای گزیننده
scuppered
مجرای ناودان
spillway
مجرای هرز اب
simplex channel
مجرای ساده
air channel
مجرای هوا
simplex channel
مجرای سادک
slotting
مجرای عبور روغن
full duplex channel
مجرای کاملا دو رشتهای
channels
مجرای ابگذری کانال
vas deferens
مجرای ترشحی بیضه
channeled
مجرای ابگذری کانال
oil hole
مجرای سوراخ روغن
urethral
وابسته به مجرای پیشاب
slots
مجرای عبور روغن
slot
مجرای عبور روغن
voice grade channel
مجرای از درجه صدایی
channel
مجرای ابگذری کانال
sowed
مجرای شمش ریزی
channeling
مجرای ابگذری کانال
culvert
مجرای سر پوشیده ابرو
gleet
ورم مجرای بول
channelled
مجرای ابگذری کانال
culverts
مجرای ابگذر سرپوشیده
culvert
مجرای ابگذر سرپوشیده
kennel
جوی مجرای اب خیابان
multiplexer channel
مجرای تسهیم کننده
runner
مجرای اصلی تغار
runners
مجرای اصلی تغار
multiplexor channel
مجرای تسهیم کننده
duct
خط سیر مجرای لنف
sewerage
مجموع مجرای فاضلاب
spinal canal
مجرای ستون فقرات
culverts
مجرای سر پوشیده ابرو
salamander
مجرای شمش ریزی
sewer
مجرای فاضلاب ساختن
catch pit
مجرای روباز زهکش
broadband channel
مجرای پهنای باند
ascension pipe
مجرای شیب دار
sows
مجرای شمش ریزی
sewers
مجرای فاضلاب ساختن
wideband channel
مجرای پهن باند
kennel
کانال مجرای کوچک
kennels
جوی مجرای اب خیابان
inguinal
مجرای کشاله ران
inguinal capal
مجرای کشاله ران
kennels
کانال مجرای کوچک
intake
مجرای مکش یا تنفس
intakes
مجرای مکش یا تنفس
adjustable channel
مجرای قابل تنظیم
syphon duct
مجرای اببر سیفونی
sow
مجرای شمش ریزی
main sewer
مجرای اصلی فاضلاب
civil appropriation
اعتبارات مربوط به امورپرسنلی اعتبارات مربوط به امور غیرنظامی
extravasate
ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
lumen
حفره یا مجرای عضولولهای شکل
tidal sluice
مجرای کنترل کننده جزر و مد
vasectomy
قطع مجرای ترشحی بیضه
midgut
قسمت میانی مجرای هاضمه
vasectomies
قطع مجرای ترشحی بیضه
waterways
مجرای اب راههای ابی مسیرهای دریایی
culvert
نهر سرپوشیده مجرای اب زیر جاده
out fall
محلی که اب ازیک مجرابه مجرای بزرگترمیریزد
culverts
نهر سرپوشیده مجرای اب زیر جاده
waterway
مجرای اب راههای ابی مسیرهای دریایی
auditory canal
مجرای گوش
[کالبد شناسی بدن انسان]
process
جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
auditory passage
مجرای گوش
[کالبد شناسی بدن انسان]
acoustic meatus
[Meatus acusticus]
مجرای گوش
[کالبد شناسی بدن انسان]
urethritis
اماس مجرای پیشاب ورم مجاری بول
processes
جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
vasectomy
عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
vasectomies
عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com