English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
canker sore زخم وقرحه کوچک مخصوصادر دهان
Other Matches
microstomous کوچک دهان
slaver گلیز مالیدن بزاق از دهان ترشح کردن اب افتادن دهان
slaver اب دهان اب دهان روان ساختن چاپلوسی کردن
To pass the news by word of mouth . خبری را در دهان به دهان پخش کردن
rictus گشادی دهان چاک دهان پرندگان
kiss of life تنفس مصنوعی دهان به دهان
stomal دهان دار وابسته به دهان
expired air method روش دهان به دهان method mouth to mouth :syn
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
gob دهان
gobs دهان
chops دهان
saliva اب دهان
slobbering اب دهان
slobber اب دهان
spittle اب دهان
astomatal بی دهان
puss دهان
polystomatous دهان
potato box دهان
mouthing دهان
mouthed دهان
jibbing دهان
jibs دهان
mouth دهان
jibbed دهان
jib دهان
polystome دهان
slobbers اب دهان
mouths دهان
unmuffle دهان
astomatous بی دهان
slobbered اب دهان
OS دهان
openmouthed دهان باز
orals از راه دهان
slobbering دهان را اب انداختن
palates سقف دهان
say a mouthful <idiom> حرف دهان پر کن
slobbered دهان را اب انداختن
stomatal دهان دار
slobbers دهان را اب انداختن
stomatic شبیه دهان
stomatology دهان پزشکی
oral از راه دهان
mouths در دهان گذاشتن
stomatitis ورم دهان
mum's the word <idiom> دهان قرص
stoma شکاف دهان
mouthing در دهان گذاشتن
mouthed در دهان گذاشتن
peroral از راه دهان
reek بخار دهان
slobber دهان را اب انداختن
rictus چاک دهان
stomatal وابسته به دهان
spits اب دهان خدو
mouth در دهان گذاشتن
stomatous دهان دار
mouthwashes دهان شویه
gagging دهان باز کن
toho دهان ببر
scolds ادم بد دهان
gags دهان باز کن
cyclostomate دهان گرد
cyclostomatous دهان گرد
gagged دهان باز کن
insalivate اب دهان زدن به
gag دهان باز کن
widemouthed دهان باز
reeks بخار دهان
reeking بخار دهان
gymnostomous برهنه دهان
reeked بخار دهان
mouth-watering دهان آب انداز
fomalhaut دهان ماهی
mouthwash دهان شویه
to shut up دهان بستن
throats صدا دهان
neb پوزه دهان
scold ادم بد دهان
fetid گند دهان
throat صدا دهان
mouthy دهان دار
astomatal فاقد دهان
palate سقف دهان
scolded ادم بد دهان
halitosis گند دهان
spit اب دهان خدو
gagged دهان بند بستن
gag دهان بند بستن
squiggles در دهان قرقره کردن
squiggle در دهان قرقره کردن
muzzling دهان بند دهنه
trap دهان [اصطلاح روزمره]
trap نیرنگ فریب دهان
maw دهان [اصطلاح روزمره]
spits اب دهان پرتاب کردن
cake-hole [British E] دهان [اصطلاح روزمره]
gob [British E] دهان [اصطلاح روزمره]
muzzles دهان بند دهنه
muzzled دهان بند دهنه
bazoo [American E] دهان [اصطلاح روزمره]
muzzle دهان بند دهنه
yap [American E] دهان [اصطلاح روزمره]
jaws دهان [اصطلاح روزمره]
spiracular شبیه سوراخ دهان
throw to the wolves <idiom> به دهان گرگ انداختن
sound off مزه دهان کسیرافهمیدن
chops دهان [اصطلاح روزمره]
gags دهان بند بستن
mush [British E] دهان [اصطلاح روزمره]
gagging دهان بند بستن
slobbers اب دهان روان ساختن
fish fag زن بدزبان یابد دهان
clump block قرقره دهان گشاد
toadfish ماهی دهان گشاددریایی
blurt از دهان بیرون انداختن
to escape one's lips از دهان کسی در رفتن
aboral نقطه مقابل دهان
mouthpart زائده نزدیک دهان
orinasal از دهان و بینی درامده
swearer ادم بد دهان وفحاش
stomatogastric وابسته به دهان ومعده
paralysis of the face لغو یا کجی دهان
ejaculating از دهان بیرون پراندن
halitosis بدبویی دهان [پزشکی]
hagfish مارماهی دهان گرد
socket کام [سقف دهان]
he has a loose tongue دهان لقی دارد
spit اب دهان پرتاب کردن
xerostomia خشکی دهان [پزشکی]
dry mouth syndrome خشکی دهان [پزشکی]
dry mouth خشکی دهان [پزشکی]
pie hole [American E] دهان [اصطلاح روزمره]
fetor oris بدبویی دهان [پزشکی]
bad breath بدبویی دهان [پزشکی]
ejaculates از دهان بیرون پراندن
ejaculated از دهان بیرون پراندن
slobbered اب دهان روان ساختن
To muzzle the people. دهان مردم را بستن
slobber اب دهان روان ساختن
Wellington چکمه دهان گشاد
fondant شیرینی ای که در دهان اب میشود
fondants شیرینی ای که در دهان اب میشود
screw up غنچه کردن دهان
slobbering اب دهان روان ساختن
mugs ساده لوح دهان
mug ساده لوح دهان
mugging ساده لوح دهان
mugged ساده لوح دهان
fullmouthed دارای دهان کامل
ejaculate از دهان بیرون پراندن
drool اب از دهان تراوش شدن
drooling اب از دهان تراوش شدن
drools اب از دهان تراوش شدن
drooled اب از دهان تراوش شدن
gapes نگاه خیره با دهان باز
gaping نگاه خیره با دهان باز
stomatitis ورم مخاط دهان ولثه
cyclostomatous وابسته به جانور دهان گرد
cyclostome جانور از راسته دهان گردان
aftertaste اثر و طعم غذا در دهان
cyclostomate وابسته به جانور دهان گرد
he did not open his lips دهان نگشود سخن نگفت
hand to mouth reaction واکنش دست به دهان بردن
To sound someone out . To feel someones pulse . مزه دهان کسی را فهمیدن
gaped نگاه خیره با دهان باز
a hand to mouth existence <idiom> دست به دهان زندگی کردن
aftertastes اثر و طعم غذا در دهان
Hand, foot and mouth disease [HFMD] بیماری دست، پا و دهان [پزشکی]
living from hand to mouth <idiom> دست به دهان زندگی کردن
saliva test ازمایش بزاق دهان اسب
to gape با خیره دهان باز کردن
gape نگاه خیره با دهان باز
To do something the hard way . to do something in a roundabout way. لقمه را از دور سر توی دهان گذاشتن
It melts in the mouth در دهان آب میشود(نرم و لذیذ است )
vibrissa سبیل وموی اطراف دهان حیوان
slobber تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
To be flabbergasted (bewildered). انگشت به دهان ماندن ( مبهوت شدن )
slobbers تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
muffle دم دهان کسی را گرفتن چشم بستن
slobbered تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
muffling دم دهان کسی را گرفتن چشم بستن
jump into the lion's mouth <idiom> خود را توی دهان افعی انداختن
bit میله فلزی داخل دهان اسب
slobbering تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
face hold گرفتن غیرمجاز دهان و چشم و بینی
open hearth کوره فولاد سازی دهان باز
agape مبهوت متعجب با دهان باز درشگفت
muffles دم دهان کسی را گرفتن چشم بستن
bits میله فلزی داخل دهان اسب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com