Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
ill favored
زشت دارای صورت ناهنجار وزننده
Other Matches
nastier
تند وزننده
nasty
تند وزننده
nastiest
تند وزننده
nasties
تند وزننده
half faced
دارای صورت لاغر
businesslike
دارای صورت کار عملی
inventory
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
rough
ناهنجار
cacophonous
ناهنجار
unrefined
ناهنجار
scruffy
ناهنجار
maladaptive
ناهنجار
scruffiest
ناهنجار
incult
ناهنجار
backhands
ناهنجار
backhand
ناهنجار
surly
ناهنجار
scruffier
ناهنجار
inurbane
ناهنجار
roughest
ناهنجار
abnormous
ناهنجار
maladroit
ناهنجار
abnormal
ناهنجار
incondite
ناهنجار
nefarious
ناهنجار
inelegant
ناهنجار
unnormalized
ناهنجار
agrestic
ناهنجار
coarse fibred
ناهنجار
of a coarse fibre
ناهنجار
uncouth
ناهنجار
unkempt
نامرتب ناهنجار
malformed
بدشکل ناهنجار
maladdress
رفتار ناهنجار
excrescence
رویش ناهنجار
dissonant
ناموزون ناهنجار
excrescences
رویش ناهنجار
screeck
صدای ناهنجار
screak
صدای ناهنجار
hetrogeneous
ناهمگن ناهنجار
gruff
ناهنجار بدخلق
raucous
زمخت ناهنجار
lumpiest
ناهنجار قلنبه
lumpier
ناهنجار قلنبه
lumpy
ناهنجار قلنبه
jars
لرزیدن صدای ناهنجار
lumpier
کلفت ناهنجار تودهای
jarred
لرزیدن صدای ناهنجار
lumpiest
کلفت ناهنجار تودهای
lumpy
کلفت ناهنجار تودهای
rustic manners
اطوار روستایی یا ناهنجار
timber
صدای خشک ناهنجار
haggish
بطور ناهنجار کریه
awkwardly
بطور زشت یا ناهنجار
jar
لرزیدن صدای ناهنجار
screeching
جیغ کشیدن صدای ناهنجار
screech
جیغ کشیدن صدای ناهنجار
screeches
جیغ کشیدن صدای ناهنجار
screeched
جیغ کشیدن صدای ناهنجار
cacophony
صدای ناهنجار و خشن بدصدایی
clutters
صداهای ناهنجار دراوردن درهم ریختن
cluttered
صداهای ناهنجار دراوردن درهم ریختن
clutter
صداهای ناهنجار دراوردن درهم ریختن
local
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printer
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
barrage jamming
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
isobare
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
discretionary
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
cementitious
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
yowling
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowls
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowled
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowl
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
virile
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind
دارای چشم تار دارای دید کم
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
galleried
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
rom
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
chargeable accessions
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
outrigged
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
idiomorphic
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
end stopped
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
basics
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
Indo-persian rug
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
polyisotopic
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
versions
صورت
images
صورت
phased
صورت
constellation
صورت
mazard
صورت
shape
صورت
visages
رو صورت
invoices
صورت
version
صورت
invoicing
صورت
statements
صورت
phase
صورت
file
صورت
coat card
صورت
circumstantially
در صورت
freckle
لک صورت
kalendar
صورت
image
صورت
listing
صورت
roll
صورت
filed
صورت
rolls
صورت
medals
صورت
medal
صورت
statement
صورت
physiognomy
صورت
physiognomies
صورت
rolled
صورت
listings
صورت
effigy
صورت
invoiced
صورت
slip
صورت
slips
صورت
providing
در صورت
formed
صورت
slipped
صورت
rosters
صورت
conformer
هم صورت
forms
صورت
shapes
صورت
effigies
صورت
conformational isomers
هم صورت
list
صورت
visage
رو صورت
invoice
صورت
constellations
صورت
form
صورت
face
صورت
figure
صورت
figures
صورت
figuring
صورت
facies
صورت
hue
صورت
hues
صورت
roster
صورت
phases
صورت
faces
صورت
constellation
صورت فلکی
if so
در صورت مثبت
bring into being
صورت گرفتن
stop list
صورت متخلفین
if need be
در صورت بایست
if possible
در صورت امکان
put into effect
صورت گرفتن
record
صورت مذاکرات
on foot
به صورت پیاده
impanel
در صورت نوشتن
imbody
صورت خارجی
put into practice
صورت گرفتن
if possible
در صورت توانایی
formulation
صورت بندی
bring inbeing
صورت گرفتن
accomplish
صورت گرفتن
constellations
صورت فلکی
the brush
صورت گری
carry out
صورت گرفتن
execute
صورت گرفتن
form
صورت دیس
if necessary
در صورت لزوم
bills of fare
صورت غذا
make a reality
صورت گرفتن
apparitions
صورت وهمی
apparition
صورت وهمی
white face
جانورسفید صورت
fulfill
[American]
صورت گرفتن
processionize
صورت مجلس
serial
و به صورت سری
normal form
صورت هنجار
at all events
درهر صورت
on the Q.T.
<idiom>
به صورت سری
in memory of
<idiom>
به صورت رایگان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com