Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
atomic time
زمان انفجار اتمی
Search result with all words
early time
زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
late time
زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
Other Matches
implosion weapon
جنگ افزار اتمی حساس قابل انفجار با تجزیه اتمی
atom samshing
انفجار اتمی
atom samsher
دستگاه انفجار اتمی
afterwinds
باد مخالف جهت انفجار اتمی
zero point
نقطه مرکزی گلوله اتشین اتمی در لحظه انفجار
shock waves
موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
warned protected
قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
shock wave
موج ضربتی انفجار گلوله معمولی یا بمب اتمی
warned exposed
قابلیت اسیب پذیری نیروهای خودی نسبت به انفجار اتمی
time of disintegration
زمان انفجار
fire time
زمان انفجار
late time
زمان سکته انفجار
fire time
زمان اجرای اتش یا انفجار
predictor
دستگاه محاسب زمان انفجار
transattack period
زمان اجرای تک اتمی
supercritical
حالت اماده به انفجار ماده اتمی ترکیب اماده به انفجاراتمی
shock front
جبهه یا خط جبهه موج انفجار گلوله اتمی
preatomic
مربوط به زمان قبل ازاستفاده بمب یا نیروی اتمی
decay curves
منحنی نمایش کاهش تشعشعات اتمی در زمان معین
contact burst preclusion
ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
rainout
ریزش ابر اتمی به علت رطوبت هوا بارش غبار اتمی
minometer
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی وسیله اندازه گیری دوز اتمی
isotopy
دارای تساوی در اعداد اتمی برابری عددی اتمی
proliferation
سیستم گسترش اتمی یاگسترش تولید اتمی
blast line
مسیرموج انفجار خط موج انفجار
burning train
مسیر انفجار سیکل انفجار
explosive train
مدار انفجار مسیر انفجار
atomic weight
وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
fallout contours
خطوط میزان منحنی تشعشع اتمی یا نشان دهنده شدت تشعشع اتمی
clean weapon
جنگ افزار اتمی کم ریزش جنگ اتمی که اثار باقیه کم داشته باشد
european atomic energy community
جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
chemical horn
مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
nucleon
اجزای داخل هسته اتمی هستک هسته اتمی
nuclear stalemate
گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
fission to yield ratio
توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
cloud chamber effect
اثرات حاصله از لایه خارجی قارچ اتمی اثرات پوسته قارچ اتمی
atomic demolition munition
خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
line haul
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
cache memory
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
realtime
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
survey meter
دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
crater analysis
تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
circuit
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuits
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
access time
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM
فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
references
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
seek time
زمان جستجو زمان طلب
response time
زمان جواب زمان پاسخگویی
arrival
زمان حضور زمان رسیدن
arrivals
زمان حضور زمان رسیدن
present
زمان حاضر زمان حال
presented
زمان حاضر زمان حال
presenting
زمان حاضر زمان حال
presents
زمان حاضر زمان حال
read time
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
tour of duty
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
bursts
انفجار
plosion
انفجار
brisance
انفجار
explosion
انفجار
blasts
انفجار
detonations
انفجار
blow out
انفجار
blow up
انفجار
burst
انفجار
blasting
انفجار
detonation
انفجار
blast
انفجار
blow-ups
انفجار
blow-up
انفجار
displosion
انفجار
explosions
انفجار
blastment
انفجار
pops
انفجار
eruption
انفجار
popped
انفجار
pop
انفجار
destruct system
سیستم انفجار
gust
انفجار فوت
detonable
قابل انفجار
detonations
انفجار ناگهانی
busts
انفجار ترکیدگی
explosion proof
ازمایش- انفجار
explosion hazard
خطر انفجار
bust
انفجار ترکیدگی
detonative
اماده انفجار
yield
بازده انفجار
detonation
انفجار ضربهای
misfire
گیر در انفجار
gusts
انفجار فوت
explosion proof
پوشش ضد انفجار
dead center ignition
نقطه انفجار
aerial burst
انفجار هوایی
explosive
قابل انفجار
explosiveness
قابلیت انفجار
explosimeter
انفجار سنج
explosive energy
قدرت انفجار
explosive force
نیروی انفجار
detonation charge
خرج انفجار
busted
انفجار ترکیدگی
detonating slab
مسیر انفجار
explosive force
قدرت انفجار
detonatable
قابل انفجار
detonation cord
سیم انفجار
yields
بازده انفجار
busting
انفجار ترکیدگی
misfired
گیر در انفجار
misfires
گیر در انفجار
sympathetic detonation
انفجار القایی
swooper
انفجار دار
detonations
انفجار ضربهای
crepitation
انفجار مکرر
blast effect
اثر انفجار
impact action
اثر انفجار
ignitor
وسیله انفجار
crackled
صدای انفجار پی در پی
the force of the explosion
شدت انفجار
blast wave
موج انفجار
blasting machine
دستگاه انفجار
crackles
صدای انفجار پی در پی
craters
قیف انفجار
blast
ضربه انفجار
combustiblity
قابلیت انفجار
crackle
صدای انفجار پی در پی
sonic booms
انفجار صوتی
yielded
بازده انفجار
information explosion
انفجار اطلاعات
inexplosive
غیرقابل انفجار
sonic boom
انفجار صوتی
implosion
انفجار از داخل
big bang
انفجار بزرگ
combustion chamber
اطاق انفجار
crater
قیف انفجار
outbursts
انفجار غضب
POWs
صدای انفجار
bursting set
محل انفجار
blast
صدای انفجار
lead in
مداررابط انفجار
outburst
انفجار غضب
countermining
انفجار ضد مین
detonation
انفجار ناگهانی
POW
صدای انفجار
population explosion
انفجار جمعیت
burst wave
موج انفجار
blasts
ضربه انفجار
blow out
سوختن انفجار
high order detonation
انفجار شدید
blasts
صدای انفجار
time
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
timed
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
times
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
dive schedule
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
imprescriptible
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
powder keg
چیز قابل انفجار
impact
اثر ترکش انفجار
detonating
ترکاننده وابسته به انفجار
powder kegs
چیز قابل انفجار
impacts
اثر ترکش انفجار
explosives
مواد قابل انفجار
tnt equivalent
معادل با قدرت انفجار تی ان تی
service mine
مین قابل انفجار
blastment
تاثیرونفوذ انفجار بادخوردگی
breech chamber
محفظه خرج انفجار
blast effect
اثر موج انفجار
burst
انفجار منفجر شدن
explosive range
گستره انفجار پذیری
bursts
انفجار منفجر شدن
low order
انفجار کند یا ناقص
bursts
منفجر کردن انفجار
burst
منفجر کردن انفجار
contact fire
انفجار در اثر تماس
crepitate
انفجار پی درپی کردن
afterwinds
باد بعد از انفجار
subsidiary
عمق دهنده به انفجار
subsidiaries
عمق دهنده به انفجار
poised mine
مین اماده انفجار
high order detonation
انفجار انی وکامل
flex x
خرج انفجار کتابی
flex x
خرج انفجار ورقهای
armed ammunition
مهمات اماده انفجار
armed mine
مین اماده انفجار
unemployment compensation
پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
equation of time
خطای قرائت زمان نجومی پس ماند زمان نجومی
execution
1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا
strip
تخلیه موادخطرناک یا قابل انفجار
piezometer
دستگاه سنجش شدت انفجار
countermining distance
فاصله ضد انفجار زنجیری مین
impact action
عمل انفجار نیروی ترکش
exudation
مواد پخش شونده در یک انفجار
proximity fuze
فیوز مخصوص انفجار مرمی
ice mine
مین مخصوص انفجار زیریخی
sofar
دستگاه ثبت انفجار در زیردریا
contingent effects
اثرات احتمالی انفجار هستهای
nuclear
اتمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com