Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
instruction time
زمان دستورالعمل
Search result with all words
prescription
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
prescriptions
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
Other Matches
shift instruction
دستورالعمل تغییر مکان دستورالعمل انتقال دستورالعمل جابجایی
briefing direction
دستورالعمل اجرای توجیه دستورالعمل جلسه توجیهی
statitizing
فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
pause instruction
دستورالعمل وقفه دستورالعمل توقف
instruction counter
شمارنده دستورالعمل شمارشگر دستورالعمل
arithmetic instruction
دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
line haul
زمان لازم برای حمل بار به وسیله ستون زمان حمل باریا زمان حرکت ستون موتوری
caches
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache memory
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
realtime
زمان حقیقی یا زمان خالص ارسال و دریافت پیامها
circuits
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
circuit
روشی که در آن اتصال یا مسیر بین دو گره در زمان این فراخوان ها و نه در زمان تنظیم آنها انجام میشود
road time
یا زمان تخلیه جاده زمان عبور ستون
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
recipes
دستورالعمل
procedure
دستورالعمل
ground rule
دستورالعمل
instruction
دستورالعمل
instructions
دستورالعمل
directions
دستورالعمل
order
دستورالعمل
function
دستورالعمل
perscription
دستورالعمل
functioned
دستورالعمل
functions
دستورالعمل
recipe
دستورالعمل
operating manual
دستورالعمل
access time
کل زمان لازم برای رسانه ذخیره سازی از وقتی که تقاضای داده میشود تا زمان بازگشت داده
IAM
فضای حافظه که زمان دستیابی بین زمان حافظه اصلی و سیستم بر پایه دیسک دارد
reference
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
seek time
زمان جستجو زمان طلب
presented
زمان حاضر زمان حال
presenting
زمان حاضر زمان حال
arrivals
زمان حضور زمان رسیدن
presents
زمان حاضر زمان حال
response time
زمان جواب زمان پاسخگویی
present
زمان حاضر زمان حال
arrival
زمان حضور زمان رسیدن
read time
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
one address instruction
دستورالعمل یک ادرسه
field order
دستورالعمل رزمی
quasi instruction
شبه دستورالعمل
prescriptions
تجویز دستورالعمل
prescription
تجویز دستورالعمل
entry instruction
دستورالعمل دخول
dummy instruction
دستورالعمل ساختگی
push instruction
دستورالعمل نشاندن
flight manual
دستورالعمل پرواز
ship husbandary manual
دستورالعمل جرثقیل ها
object code
دستورالعمل مقصود
action statement
دستورالعمل اقدام
halt instruction
دستورالعمل توقف
no op instruction
دستورالعمل بی اثر
guidance
دستورالعمل راهنما
nonexecutable statement
دستورالعمل اجراناپذیر
null instruction
دستورالعمل پوچ
arithmetic instruction
دستورالعمل حسابی
pull instruction
دستورالعمل بازیابی
pseudo instruction
شبه دستورالعمل
code
برنامه دستورالعمل ها
conditional instruction
دستورالعمل شرطی
computer instruction
دستورالعمل کامپیوتر
logical instruction
دستورالعمل منطقی
command processing
پردازش دستورالعمل
direction
دستورالعمل جهت
repetition instruction
دستورالعمل تکرار
privileged instruction
دستورالعمل ممتاز
logic instruction
دستورالعمل منطقی
current instruction
دستورالعمل جاری
pseudo code
شبه دستورالعمل
branch instruction
دستورالعمل انشعاب
macro instruction
درشت دستورالعمل
decision instruction
دستورالعمل تصمیم
decision instruction
دستورالعمل تصمیمی
call instruction
دستورالعمل فراخوانی
machine instruction
دستورالعمل ماشین
micro instruction
ریز دستورالعمل
order
دستورالعمل دستور
instruction foramt
قالب دستورالعمل
ir
ثبات دستورالعمل
instruction word
کلمه دستورالعمل
instruction set
مجموعه دستورالعمل
instruction repertoire
موجودی دستورالعمل
microcode
ریز دستورالعمل
instruction register
ثبات دستورالعمل
instruction code
رمز دستورالعمل
instruction length
طول دستورالعمل
stop instruction
دستورالعمل توقف
instruction mix
اختلاط دستورالعمل
instruction cycle
چرخه دستورالعمل
tour of duty
زمان گردش ماموریت زمان توقف پرسنل در مناطق مختلف ماموریت
assembly language instruction
دستورالعمل زبان اسمبلی
pop instruction
دستورالعمل بازیابی از پشته
airworthiness directive
دستورالعمل صلاحیت پرواز
multiple address instruction
دستورالعمل چند ادرسه
computer instruction set
مجموعه دستورالعمل کامپیوتر
budget directive
دستورالعمل تهیه بودجه
verbs
دستورالعمل انجام عملی
verb
دستورالعمل انجام عملی
conditional jump instruction
دستورالعمل پرش شرطی
machine instruction set
مجموعه دستورالعمل ماشین
instruction control unit
واحد کنترل دستورالعمل
kips
هزار دستورالعمل درثانیه
effective date
تاریخ شروداجرای دستورالعمل
instruction cycle
سیکل یاچرخش دستورالعمل
mips
یک میلیون دستورالعمل درثانیه
million instructions per second
میلیون دستورالعمل در ثانیه
microcode
دستورالعمل های ریز
instruction lookahead
پیش بینی دستورالعمل
looping instruction
دستورالعمل حلقه زنی
letter of instruction
دستورالعمل انجام کار
variable instruction length
دستورالعمل با طول متغیر
damage control bills
دستورالعمل کنترل خسارات
programmed instruction
دستورالعمل برنامه ریزی شده
directives
راهنمای انجام کار دستورالعمل
four address instruction
نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
initiating directive
دستورالعمل شروع عملیات اب خاکی
manual
دستورالعمل راهنمای انجام کار
macroprogramming
برنامه نویسی با درشت دستورالعمل ها
directive
راهنمای انجام کار دستورالعمل
formats
داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
bumf
اسناد شامل اطلاعات دستورالعمل چیزی
format
داده و آدرس ها و دستورالعمل را نشان می دهند
instructions
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
instruction
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
commander's guidance
دستورالعمل فرماندهی راهنمای طرح ریزی فرمانده
component change order
دستورالعمل تغییر یک نیروی شرکت کننده در عملیات
dive schedule
جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
times
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
time
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
timed
مدت زمان یک کار در سیستم اشتراک زمانی یا چندبرنامهای . زمان یک کاربر یا برنامه یا کار در یک سیستم چند کاره
imprescriptible
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
equation of time
خطای قرائت زمان نجومی پس ماند زمان نجومی
unemployment compensation
پرداختی در زمان بیکاری پرداخت کمکی در زمان بیکاری
boot
اجرای مجموعهای از دستورالعمل ها برای رسیدن به موقعیت مط لوب
execution
1-زمان لازم برای اجرای یک برنامه یا مجموعه دستورات . 2-زمان لازم برای یک سیکل اجرا
areas
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
area
دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
pointers
متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
users
دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
jump instruction
موقعتی که CUPU از دستورالعمل فعلی به نقط ه دیگر برنامه برود
user
دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
boot up
اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
booting
اجرای خودکار مجموعهای از دستورالعمل ها در ROM پس از روشن شدن کامپییوتر
pointer
متغیر در برنامه کامپیوتری که حاوی آدرس داده یا دستورالعمل است
loom time
مدت زمان بافت
[از زمان چله کشی تا جدا کردن فرش بافته شده از دار و مبنای تعیین ساعات کار مفید، وقت حقیقی لازم جهت اتمام فرش و قیمت نسبی فرش می باشد.]
authors
CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
fetch ahead
فرایند واکشی یک دستورالعمل قبل از انکه اخرین دستوراجرای ان تمام شود
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
function key
یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
arithmetic
دستورالعمل برنامه که در آن عملگر عمل مورد نظر را برای اجرا مشخص میکند
interlook dormant period
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
frequencies
زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
frequency
زمان تناوب زمان تکرار تناوب عمل
program
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
programs
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
traced
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
traces
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
trace
روش تشخیص کارایی درست یک برنامه که وضعیت فعلی و محتوای ثباتها و متغیرها پس از هر دستورالعمل نوشته میشود
splits
زمان ثبت شده برای فواصل معین یک مسابقه زمان ثبت شده برای قهرمان دو 004متر
declarative language
زبان برنامه سازی در برنامههای کاربردی پایگاه داده ها که آنچه می خواهید بدست آورید وارد می کنید و نه دستورالعمل را
four address instruction
دستوری که حاوی محل چهار ثبات و محل دستورالعمل بعدی است
cryptoperiod
زمان ارسال یا دریافت رمز مدت زمان دریافت رمز
short cycle annealing
سخت گردانی در زمان کم سخت گردانی در مدت زمان کوتاه
early time
زمان حداقل انفجار اتمی زمان اولیه انفجار اتمی
driver
یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
drivers
یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
push pop stack
ثباتی که اطلاعات را ازشمارنده برنامه گرفته ومکانهای ادرس دستورالعمل را بر مبنای "انکه اول رفته اخر خارج شود" ذخیره میکند
addressing
روش آدرس دهی که آدرس محل ذخیره سازی در دستورالعمل محلی است که باید استفاده شود
coroutine
دستورالعمل اتصال مجموعهای از ورودی ها به مجموعهای از خروجی ها
tensest
زمان فعل تصریف زمان فعل
tenser
زمان فعل تصریف زمان فعل
tense
زمان فعل تصریف زمان فعل
tenses
زمان فعل تصریف زمان فعل
tensing
زمان فعل تصریف زمان فعل
tensed
زمان فعل تصریف زمان فعل
communication operation instructions (co
دستور کار مخابرات دستورالعمل مخابرات
microprogramming
نوشتن ریز کد با استفاده از ریز دستورالعمل
embarkation order
دستورالعمل بارگیری یا سوارشدن دستور بارگیری
addressing
روش آدرس دهی به داده که در آن اولین دستورالعمل به آدرس اشاره میکند که حاوی آدرس دوم است
angular velocity sight
زمان سنج رهایی بمب دوربین زمان سنج زاویه رهایی بمب
cpu
پیشرفت کامپیوتر که محدود به تعدادی دستورالعمل است که CPU میتواند اجرا کند حافظه و وسایل ورودی / خروجی می توانند داده را سریع تر از تولید CPU ارسال کنند
chain
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chains
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
sealed orders
پاکات لاک و مهر شده دستورالعمل هایی که لاک ومهر شده ارسال می شوند
directs
دستور دادن دستورالعمل دادن
direct
دستور دادن دستورالعمل دادن
arithmetic expression
عبارت حسابی دستورالعمل حسابی
directed
دستور دادن دستورالعمل دادن
station time
زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
transfer order
دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
termed
زمان
periods
زمان
timed
زمان
time consuming
زمان بر
clocks
زمان ها
times
زمان
simultaneously
در یک زمان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com